شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » فقهی »

استحباب نماز در کنار قبور

شبهه

وهابیها می گویند از بدعتهای شیعه که موجب شرک می‌شود، این است که شیعیان نماز  و  دعا در کنار قبور را مستحب می دانند.

پاسخ شبهه

نسبت دادن این معنا که نماز در کنار قبور از نظر شیعیان به صورت مطلق مستحب است، خلاف واقع و کذب است؛ زیرا بر اساس نظر فقهای شیعه نماز در میان قبور نه تنها مستحب نیست، بلکه مکروه است.[۱]  حتّی برخی از علمای شیعه نماز به سوی قبور را حرام می‌دانند.[۲]

اما نماز در کنار تربت معصومین مانند تربت پاک پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین (علیهم السلام ) به دلیل فضیلت و قدسیت آنان جایز است؛ بلکه بر اساس برخی از روایات شیعه مستحب است.[۳] این عمل مطابق کتاب و سنت است؛ به دلیل اینکه خداوند به حاجیان دستور داده است که «و اتّخذوا من مقام ابراهیم مصلّی»؛[۴] جایگاه ابراهیم را برای خود نمازگاه قرار دهید. روشن است که جایگاه ابراهیم بر اثر لمس بدن آن حضرت متبرک گردیده است، ‌خدای بزرگ از حجاج می‌خواهد که در این مکان مبارک و مقدس نماز بخوانند، قبور انبیاء نیز بر اثر لمس بدن آنان مبارک و مقدّس هستند، پس نماز در کنار آن قبور مطلوب خداوند است».[۵]

قرآن کریم می‌فرماید:«إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِی وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِی الْمُؤْمِنِینَ»؛[۶] به درستی که نزدیکترین مردم به ابراهیم کسانی‌اند که او را پیروی کرده‌اند و دین پیغمبر و کسانی که ایمان آورده‌اند. خداوند دوست و حامی مؤمنان است. پیداست که قبور مقام پیشوایان معصوم مانند مقام ابراهیم از قداست و عظمت برخوردار و برای نماز مناسب خواهد بود.

یکی از مکانهای بسیار مقدس مسلمین، حجر اسماعیل (علیه السلام) است. مسلمین به اتفاق نظر، حجر اسماعیل را جز مطاف می‌دانند.[۷] برای طواف دور خانه خداوند، باید حجر اسماعیل نیز طواف شود.

در روایاتی که از طریق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ وارد شده است؛ فلسفه مطاف واقع شدن حجر اسماعیل را در این امر مطرح کرده است که در حجر قبور زیادی از انبیاء الهی واقع شده است و نیز مرقد مادر حضرت اسماعیل در همان جا قرار دارد. برای اینکه مرقد این پاکان و نیکان زیر گام‌های طواف کنندگان، قرار نگیرد، ‌حجر جزء مطاف به حساب آمده است.[۸] همچنین خواندن نماز در حجر اسماعیل مورد تأکید، واقع شده است،[۹] در حالی که نماز در حجر اسماعیل، نماز در میان قبور است؛ زیرا در آن مکان اجساد مطهر انبیای الهی و جسد حضرت اسماعیل و مادر بزرگوارش قرار دارد.[۱۰]

اگر نماز در کنار قبور شرک می‌بود،‌ نباید از سوی اسلام مورد تأیید باشد. در حالی که همۀ مسلمین نماز در حجر اسماعیل را دارای فضیلت و ثواب زیادی می‌دانند و آن را موجب شرک نمی دانند.

قرآن کریم، درباره اصحاب کهف، عملی را از مردم آن زمان نقل می‌کند؛ که بر قبور، اصحاب کهف مسجدی بنا کردند و این عمل را مردود نمی‌شمارند، پس از نظر وحی نماز در کنار قبور صالحان مردود نیست؛ خداوند می فرماید: «وَ کَذَالِکَ أَعْثرَنَا عَلَیهِمْ لِیعْلَمُواْ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَهَ لَا رَیبَ فِیهَا إِذْ یتَنَزَعُونَ بَینهُمْ أَمْرَهُمْ  فَقَالُواْ ابْنُواْ عَلَیهِم بُنْیانًا  رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ  قَالَ الَّذِینَ غَلَبُواْ عَلىَ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَسْجِدًا؛[۱۱] و بدین گونه (مردم را) بر حالشان آگاه کردیم تا زمانى که میانشان دربارۀ کارشان (معاد و قیامت) گفتگو بود، بدانند که وعده ى خدا (درباره رستاخیز) حقّ است و اینکه در فرارسیدن قیامت تردیدى نیست، پس (از آشکار شدن این حقیقت) عدّه اى گفتند: بر روى آنان بناى یادبودى بنا کنید، پروردگارشان به حال آنان داناتر است، آنان که بر کارشان آگاهى و دسترسى یافته بودند گفتند: ما بر آنان معبد و مسجدى مى سازیم (تا نشان حرکتِ توحیدى آنان باشد)». پیشنهاد ساختن بنای یادبود مربوط به غیرمسلمین بوده است. که از جمله «ربُّهم اعلم بهم» دانسته می‌شود، امّا پیشنهاد ساختن مسجد، بر قبور اصحاب کهف، از سوی مؤمنان بوده است و خداوند پیشنهاد دوم را بدون رد و نقد مطرح کرده است.[۱۲]

افزون بر اینها بر اساس روایات فراوان از منابع اهل سنت، به دست می‌آید که نماز و دعا در کنار قبور مؤمنین و شهدا، در زمان پیامبر اسلام و در مواردی توسط خود آن حضرت، انجام شده است.

بیهقی (۴۵۸ ق) در سنن کبری خود روایتی را از سلیمان بن داود نقل می‌کند که فاطمه دختر گرانقدر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در هر جمعه به زیارت قبر عمویش حمزه سیدالشهداء می‌رفتند و بر آن مزار پاک نماز می‌خواندند و می‌گریستند.[۱۳]

ابن ماجه (۲۰۷ ـ ۲۷۵ ق) در سنن خود از ابی‌هریره روایتی را نقل می‌کند که زنی سیاه چهره مقیم مسجد النبی بود، پیامبر از وضعیت او جویا شد. در جواب رسول الله (صلی الله علیه و آله) گفته شد که وی مرده است. پیامبر فرمود: چرا مرا خبر نکردید؟ پس پیامبر بر سر قبر او حضور یافت و بر قبر او نماز خواند.[۱۴]  در این باره در سنن ابن ماجه روایات متعددی وارد شده است که پیامبر بعد از آن که از مرگ برخی از مسلمین آگاه می‌شدند بر سر قبر آنها حاضر می‌شدند و نماز می‌خواندند.[۱۵]

پرسش این است که نماز پیامبر بر قبر مسلمانان، آیا نماز میت بوده است؟ یا نماز مستحبی؟ باید گفت بر اساس فقه اهل سنت تکرار نماز میت مکروه است، بسیار روشن است که مسلمانان، میت مسلمان را بدون نماز دفن نمی‌کردند. بنابراین نماز پیامبر بر قبر آنان، نماز میت نیست، زیرا از نظر مالکیه و حنفیه تکرار نماز میت بر میتی که مدفون شده است، مکروه است. هر چند بر اساس نظر شافعی‌ها و حنبلی‌ها تکرار نماز جایز است.[۱۶]

بر فرض که پیامبر نماز میت بر قبور آنان خوانده باشند باید گفت بر اساس این شبهه، مطلق خواندن نماز بر قبر شرک به حساب می‌آید و نماز جنازه مستثنا نشده است در حالی که پیامبر اسلام این کار را انجام داده است.

امّا دعا در کنار قبور امر مشروع و مطلوب است، در صحیح مسلم در «بَاب ما یقَالُ عِنْدَ دُخُولِ الْقُبُورِ وَالدُّعَاءِ لِأَهْلِهَا» احادیثی در مشروعیت دعا در نزد قبور نقل شده است: عایشه همسر رسول الله می‌گوید: در هر شبی که پیامبر در کنار او بوده است، در آخر شب آن حضرت به سوی بقیع می‌رفتند و می‌گفتند:‌ «السَّلَامُ عَلَیکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَأَتَاکُمْ ما تُوعَدُونَ غَدًا مُؤَجَّلُونَ وَإِنَّا إن شَاءَ الله بِکُمْ لَاحِقُونَ اللهم اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ»[۱۷]

ابن ماجه در سنن خود روایتی را نقل کرده است که پیامبر اسلام دستور زیارت اهل قبور به مسلمین اینگونه آموزش می‌داد: «السلام علیکم اهل الدّیار من المؤمنین و المسلمین و انا ان شألله بکم لاحقون نسأل الله لنا و لکم العافیه».[۱۸]

پس دعا در کنار قبور توسط پیامبر اسلام آموزش داده شده است و نمی‌تواند عمل مشرکانه باشد.

در نتیجه  نماز و دعا برای خداوند است، در هر جا مطلوب است مگر مواردی که شرع آن را نامناسب اعلام کرده است. دعا در کنار قبور، که حالتی از حزن به همراه دارد، تأثیر بیشتری دارد. به فرضی که نماز و دعا در کنار قبور جایز نباشد، عمل مزبور، کار باطل و در نهایت حرام است. امّا دلیلی ندارد که موجب شرک باشد، عبادات باطل باعث شرک نیست. مثل این که نماز بدون وضو خوانده شود، چنین نمازی موجب شرک نیست.

پی نوشتها

[۱] . محقق کرکی، علی بن الحسین (م ۹۴۰ ق)، جامع المقاصد، ج ۲، ص ۱۳۴، ،  مؤسسه آل البیت، چ۱، ۱۴۰۸ ق؛ و رک: یوسف بحرانی، الحدایق الناضره ، ج ۷، ص ۲۲۶ ،

موسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین . تحقیق : تحقیق وتعلیق وإشراف: محمد تقی الإیروانی.

[۲] . بحرانی، شیخ یوسف، الحدایق الناضره، ج ۷، ص ۲۲۶٫

[۳] . حر عاملی، شیخ محمد بن الحسن، (۱۱۰۴ ق)؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ابواب مکان المصلی، باب ۲۶، حدیث ۶، و ج ۱۰، ابواب المزار، باب ۱۵، حدیث سوم. و باب ۲۳، حدیث ششم، چ ۶، نشر دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ ش.

[۴] . بقره، ۱۲۵٫

[۵] . شیخ جعفر سبحانی، بحوث القرآنیه فی التوحید و الشرک، ص ۸۹، نشر مؤسسه امام صادق، چ ۱، ۱۴۱۹ ق.

[۶] . آل عمران، ۶۸٫

[۷] . عبدالرحمن جزیری و دیگران، الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت ـ علیهم السلام ـ،ج ۱، کتاب حج، ص ۸۵۱، تا ۸۵۴ .

[۸] . وسایل الشیعه، کتاب حج، ج ۹، ابواب باب ۳۰، احادیث ۱ الی ۱۰٫

[۹] . سنن النسائی، ج ۳، کتاب حج، ص ۲۱۹، نشر دار الکتب العلمیه، بیروت، بی‌تا.

[۱۰] . الحدائق الناضره، ج۶، ص۳۸۲٫

[۱۱] . کهف، ۲۱٫

[۱۲] . سبحانی، شیخ جعفر، بحوث القرآنیه فی التوحید و الشرک، ص ۸۲٫

[۱۳] . بیهقی، ابوبکر احمد بن الحسین ابن علی، سنن الکبری، بیروت، نشر انتشارات معرفت، ج ۴، ص ۷۸؛ مستدرک الحاکم، للامام ابی عبدالله الحاکم النیشابوری، ج ۱، ص ۳۷۶، بیروت، انتشارات دار المعرفه.

[۱۴] .  ابن ماجه قزوینی، ابوعبدالله محمد بن یزید ، سنن ابن ماجه، چ۱، ص ۴۹۳٫

[۱۵] . همان، شماره ۱۵۳۰ تا ۱۵۳۴٫

[۱۶] . جزیری، عبدالرحمن و دیگران، الفقه علی المذاهب اربعه، چ ۷، نشر دار احیاء التراث العربی، د ۱۴۰۶ ق، ج اول، ص ۵۲۷٫

[۱۷] . صحیح مسلم، ج۲، ص۶۶۹٫

[۱۸] . سنن ابن ماجه، ج اول، شماره حدیث ۱۵۴۷، و نیز شماره ۱۵۴۶٫

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات