استجابت دعا

 خداوند متعال در قرآن كريم وعده داده كه حتماً دعاى بندگان را مستجاب نمايد: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»[1] یعنی و هنگامى كه بندگان من از تو درباره من سئوال كنند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاء كننده را بهنگامى كه مرا میخواند، اجابت مى ‏كنم، پس آنها دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند، باشد كه راه يابند [و به مقصد برسند.

اين آيه در مورد دعا كردن منحصر به فرد است و از لطافت و زيبايى خاصّى هم برخوردار مى ‏باشد. خداوند متعال با تأكيدات فراوان و منحصر بفردى می فرمايد: بنده من بيا نزديك و هر چه می خواهى بگو، بين من و تو حجابى نيست. تو بنده من هستى و من مولاى تو هستم، اى عزيز من بيا و دعا كن و يقين داشته باش كه من به تو نظر لطف دارم. در ادامه آيه خداوند سبحان مى ‏فرمايد: يقين داشته باش كه صلاح و رشد تو در دعا كردن است.

علامه طباطبائى (رحمه الله) در ذيل اين آيه شريفه می فرمودند: از جمله تأكيدات منحصر به‏ فرد كه در اين آيه وجود دارد، اين است كه هفت مرتبه ضمير متكلّم وحده در آن به كار رفته و اين عنايتى خاص و ويژه از طرف خداوند متعال به شمار میرود.[2] بزرگان دين در مورد اثبات اجابت دعا از برهانى به نام «برهان لمّى» استفاده می كنند. اين برهان به اين صورت بيان میشود كه آيا خداوند به حال بندگان خويش عالم است يا خير؟ مسلّماً عالم است. آيا خداوند بر رفع مشكلات انسان قادر است يا خير؟ اگر بگوييم قادر نيست؛ العياذ بالله؛ ديگر خدا نيست. پس میدانيم كه بر رفع مشكلات ما قادر است. آيا خداوند نسبت به مخلوقات خود رئوف و مهربان است يا خير؟ يقيناً خداوند مهربان‏ترينِ مهربانان است. حتّى براى وصف مهربانى خدا گفته شده است كه از هفتاد پدر و مادر مهربان، مهربان‏تر است. خداوند از باب رحمت و لطف خودش در اوّل هر سوره از قرآن كريم، «بسم الله الرحمن الرحيم» را ذكر نموده است. فقط سوره توبه چون مربوط به قهر خدا میشود، «بسم الله الرحمن الرحيم» ندارد و در عوض در سوره نمل دو مرتبه‏ «بسم الله الرحمن الرحيم» ذكر شده است. تكرار اين جمله شريف در اوّل سوره‏هاى قرآن كريم، حكايت از رحمت عام خداوند براى همه موجودات و رحمت خاص او براى مؤمنين دارد. پس در رأفت و لطف ومهربانى خدا شكّى نيست. آيا خداوند حكيم است يا نه؟ در صورتى كه خداوند حكيم نباشد، العياذ بالله ديگر خدا نيست. قطعاً خداوند حكيم است.

با توجّه به اين برهان، اگر دعا مستجاب شود، محض حكمت خدا بوده است و چنانچه دعا مستجاب نشود، آن هم محض حكمت خداوند حكيم است. همه امور عالم هستى از روى حكمت خداوند صورت می پذيرد. يكى از دانشمندان می گويد: اگر پشه ‏اى در اين جهان يك بال زيادتر يا يك بال كمتر بزند، عالم مضمحل خواهد شد.

پس وقتى بدانيم خداوند عالِم به حال بندگان است، قدرت رفع مشكلات آنان را دارد، نسبت به آنان رئوف و مهربان است و مهم‏تر اينكه، حكيم است، طلبكارى از خداوند متعال عين جهل است. پرودگار عالم از روى لطفى كه به بندگان دارد، از اين گونه طلب‏كاریها میگذرد، و الا برخى تصوراتى كه مردم در مورد خدا و استجابت دعا دارند و برخى صحبت‏ها كه در اين باره بر زبان مى ‏رانند، مستوجب عقاب شديدى است.

وقتى خداوند میفرمايد: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، اجابت دعا قطعى است. اگر صلاح بنده در استجابت آن دعا باشد، اجابت میشود وگرنه حتماً نظير آن عطا میشود و اگر اصلًا در دنيا مصلحت او در استجابت دعا نباشد، در آخرت اجابت خواهد شد. بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. در روايات آمده است گاهى بناست بلائى براى بنده يا افراد وابسته به او جلو بيايد، بنده دعا میكند و مصلحت نيست آنچه میخواهد به او داده شود. پروردگار عالم به واسطه آن دعا رفع آن بلا را میكند. اگر هم به هيچ وجه استجابت مصلحت نباشد، خداوند تبارك و تعالى در قيامت از بنده‏اش عذرخواهى میكند و به او میفرمايد: اگر دعاى تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علّت آن را براى او روشن میكند و به گونه‏اى براى او جبران مینمايد كه آن بنده میگويد اى كاش هيچ يك از دعاهايم در دنيا مستجاب نشده بود.[3]

توجّه به اين نكته هم مناسب است كه وظيفه انسان دعا كردن است ولى تعيين وظيفه براى خدا را از او نخواسته‏ اند. لذا خوب است انسان فقط دعا كند و يقين داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او عطا میشود. دعاى سحر دعاى خيلى خوبى است كه همه ائمه طاهرين (عليهم السلام) آن دعا را میخوانده‏اند. در اين دعا از اوّل تا آخر نمیگويد خدايا چه میخواهم. فقط مى ‏گويد «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد» ولى نمی گويد چه میخواهم.

تو بندگى چو گدايان به شرط مزد نكن‏ كه خواجه خود روش بنده‏پرورى داند

افزون بر اين، اگر آدمى منزلت قرار گرفتن در محضر حىّ متعال را درك كند و بداند خداوند چه توفيق عظيمى به وى عطا فرموده است، ديگر به فكر استجابت دعاى خود نمى ‏افتد و صرفاً مايل است در فرصت گرانبهائى كه در اختيار دارد، با خداى خويش راز و نياز كند. بنابراين اگر هم به فرض محال، دعا هيچ نتيجه‏اى نداشت، همين اندازه كه خداوند توفيق دعا به انسان می دهد و بنده را به محضر خويش مى ‏پذيرد، بالاترين افتخار براى او است و موجب پيشرفت وى خواهد شد.

خداوند رحمان و رحيم بيش از حدّ قابل تصور به بندگان خود نزديك است و به آنان تلطّف و مهربانى می كند. اين بندگان هستند كه از او فاصله گرفته ‏اند و او را دور میپندارند:«وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»[4] و بدانيد كه خدا ميان مرد و قلب او است و همه شما (در آخرت) به سوى او گردآورى می شويد. خدا از تو به قلبت نزديك‏تر است و در حقيقت او از تو به خود تو نزديك‏تر است.

يار نزديكتر از من به من است‏ وين عجب بين كه من از وى دورم‏

چنين خدايى مى ‏فرمايد: بايد دعا كنى و ايمان داشته باش كه دعاى تو فايده و ارزش دارد؛ زيرا رستگارى دنيا و آخرت را در پى خواهد داشت. در واقع مى ‏شود گفت: حسن عاقبت، تأمين آتيه براى اولاد، راحتى روز قيامت و قبر و برزخ، در گرو دعا و راز و نياز با خدا است. به عبارت ديگر اگر كسى بخواهد دست عنايت خداى سبحان در دنيا و آخرت روى سر او باشد بايد دعا كند و به هيچ وجه رويگردان از دعا نباشد.

منبع:  مظاهرى، حسين، سير و سلوك؛ مقدمه: سلوك معنوى در پرتو قرآن و عترت،  مؤسسه فرهنگى مطالعاتى الزهراء (عليها السلام) – قم (ايران)، چاپ: 2، 1389 ه.ش. صص124-127

[1] . البقرة/ 186.

[2] . الميزان فى تفسير القرآن، ج 2، ص 31

[3]. الكافى، ج 2، ص 491- 490:« إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِى حَاجَتِهِ فَيقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَخِّرُوا إِجَابَتَهُ شَوْقاً إِلَى صَوْتِهِ وَ دُعَائِهِ فَإِذَا كَانَ يوْمُ الْقِيامَة قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِى دَعَوْتَنِى فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا وَ دَعَوْتَنِى فِى كَذَا وَ كَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا قَالَ فَيتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ يسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَة فِى الدُّنْيا مِمَّا يرَى مِنْ حُسْنِ الثَّوَابِ»

[4] ( 1). الأنفال/ 24