اختلاف بين شيعه و سنى در انجام وظايف دينى

از لحاظ اعتقاد بين شيعه و سنى نسبت به امامان اختلاف وجود دارد يعنى اهل سنت حضرت على (ع) را به عنوان امام اول قبول ندارند و ايشان را خليفه چهارم مى دانند از طرفى دين اسلام توسط حضرت محمد آورده شده پس چرا در بين انجام وظايف دينى به عنوان مثال نماز خواندن و طريقه وضو گرفتن بين اين دو گروه اختلاف وجود دارد؟

پاسخ:

اختلاف شيعه و اهل سنت در اين مسائل به اختلاف در مبانى استنباط احكام دينى بر مى گردد.

هر يك از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احكام دين، از يكسرى اصول و مبانى بهره مى گيرند. طبيعى است كه اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتيجه و رهاورد استنباط ها متفاوت خواهد شد. بسيارى از اختلافات فقهى شيعه و سنى،‌ ريشه در تفاوت ديدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پيامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعين ارزش مى دهند،‌ ولى شيعه افزون بر قرآن و سنت پيامبر (ص)، به سنت اهل بيت پيامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پيامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذيرند.

برخى از اختلافات فقهى ريشه در همين نكته دارد. اختلاف در وضو هم از همين نوع است. شيعيان با تمسك به حديث ثقلين، به اهل بيت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى كنند و احكام شرعى خويش را فرا مى گيرند، امّا اهل سنّت اين چنين نيستند.

در زمان خلفا به ويژه خليفه دوم (عمر) سياست جلوگيرى از نشر حديث رواج داشت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزيز، همين سياست را در پيش گرفتند كه سرانجام بسيارى از روايت هاى پيامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بيگانه شدند. زين پس شيعيان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پيامبر(ص) را دريابند و آن را سرمشق زندگى خويش قرار دهند؛ به عنوان مثال: امام باقر(ع) در اين راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پيامبر (ص) چنين وضو مى ساخت.[1]

كيفيت وضوى اهل سنت به جهت تفسيرى است كه ايشان از آيه «فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق» [2] دارند.

ظاهر معناى آيه چنين است كه صورت و دست ها را تا آرنج بشوييد. اهل سنت از كلمه «الي» خيال مى كنند كه آيه مى گويد دست ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشوييد، ولى با اندكى دقّت روشن مى شود كه كلمه “الي” تنها براى بيان حدّ شستن است، نه كيفيّت شستن.

توضيح: آيه درست به آن مى ماند كه انسان به كارگرى سفارش مى كند ديوار اتاق را از كف تا يك متر رنگ كند. بديهى است منظور اين نيست كه ديوار از پايين به بالا رنگ شود، بلكه منظور اين است كه اين مقدار بايد رنگ شود، نه بيشتر و نه كمتر. بنابراين فقط مقدارى از دست كه بايد شسته شود، در آيه ذكر شده اما كيفيت آن در سنت پيامبر (كه به وسيله اهل بيت به ما رسيده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.[3]

البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى دانند و مى گويند بهتر است كه بدين طريق وضو گرفته شود.

اماميه(شيعه) گفته اند: از آرنج واجب است و عكس آن باطل است، هم چنان كه مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است. باقى مذاهب گفته اند: شستن آن ها به هر طريقى كه باشد، واجب بوده و تقديم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛[4] يعنى ثواب بيشترى دارد.

شستن پا به جاى مسح كه ميان اهل سنت رواج دارد، تفسير خاصى است كه از ادامه همان آيه ارائه داده اند. به نظر آنها كلمه «ارجلكم» (پاها) بر «وجوهكم» (صورتها) عطف شده و بايد مانند آن شسته شود، اما شيعه معتقد است اين كلمه بعد از كلمه رؤوس (سرها) ذكر شده و عطف به آن است و بايد پاها را مانند سر مسح كنيد.

در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آيات بوده و سنت پيامبر را هر دو گروه طبق عقيده خود مى دانند، اما شيعه افتخار دارد كه پيرو ائمه اطهار بوده و پيشوايان معصوم(ع) از آيات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا(ص) آگاه تر بوده و درست تر تفسير مى كنند.

و همان گونه كه بيان شددر روايات ائمه(ع) بيان شده كه روش وضوى پيامبر(ص) به روش شيعه بوده است.

مسئله دست بسته بودن (تكفير و يا تكتّف) در حال نماز كه اهل سنت انجام مى دهند، از زمان خليفهء دوم مرسوم شد و از بدعت هاى ايشان است . در زمان پيامبر و خليفهء اول اين طور نماز مى خواندند هنگامى كه اسيران جنگى ايرانى بر عمر وارد شدند، همين كار راكردند. عمر از اين كار خوشش آمد و گفت : خوب است در نماز در برابر پروردگار همين كار را بكنيم . اما شيعه با توجه به روايات امامان معصوم آن را درست نمى داند.

. امام باقر(ع) فرمود: و عليك بالاقبال على صلاتك … قال : ولا تكفّر فانّما يصنع ذلك المجوس ; بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت … و دست بر روى دست در حال نماز نگذار، زيرا اين كار مجوس است.[5]

بنابر اين به عقيده شيعه اين نحو نماز خواندن درست نيست وتكفير يكى از مبطلات نماز است ، زيرا بدعت در دين محسوب مى شود.پيامبر(ص)فرمود: صلّوا كما رأتيمونى أصلى ; همانطور كه من نماز مى خوانم نماز بخوانيد. پيامبر و اصحاب دست بسته نمى خواندند.

پى نوشت ها:

[1] . شيخ حرّ عاملى، وسايل الشيعه، ج 1، ص 274،‌ ج 7.

[2] . سوره مائده (5) آيه 6.

[3] . تفسير نمونه، ج 4، ص 286.

[4] . محمد جواد مغنيه، فقه تطبيقى ،ترجمه كاظم پورجوادى، ص 40.

[5] . وسائل الشيعه ، ج 4 باب 15 از ابواب قواطع الصلاة.