ارزشهاى اخلاقى و مرد و زن

نمي‏دانم كه چگونه است كه هميشه جنبه‏هاى منفى اخلاقى، در زن خلاصه مي‏شود، اما در مورد مرد، چنين نيست. در حالى كه خطر انحراف هر دو را به يك اندازه تهديد مي‏كند.
اگر غرايز درونى، بتواند انسان را به انحراف بكشاند، بي‏ترديد ميان مرد و زن، هيچ تفاوتى وجود ندارد. و از سوى ديگر جوهره عقل، تلاش و ايمان نيز در مرد و زن يكسان است. بنابراين هيچ دليلى وجود ندارد تا با اين ادعاى واهى زن را در حصار نقش خاصى، زندانى كنيم.
چنين ادعايى هيچ مبناى فكرى خاصى ندارد و يا بر مبناى آمار خاصى استوار نيست، بلكه به موازات فساد اخلاقى زنان، انحرافات مردان نيز قابل توجه است. البته بايد توجه داشت كه فساد، تنها در انحرافات جنسى خلاصه نمي‏شود.
گاه انحرافات مرد بيشتر از كج‏رويهاى زنان است. هر چند اين ادعا بر پايه آمار دقيق، استوار نيست اما در ظاهر، به سادگى مشهود است. البته به هر حال در تمامي امور، رعايت موازين اخلاقى، شرط اساسى فعاليت در عرصه‏هاى مختلف است.
اما آيا اين شرط تنها اختصاص به زن دارد و يا شامل مرد نيز مي‏شود؟
كردار ناپسند هم براى مرد و هم براى زن ناپسند است و اعمال شايسته نيز به همين صورت براى هر دو پسنديده است. اى دوستان! در اين فرصت، مي‏خواهيم تنها به بررسي ريشه‏هاى اين مشكل بپردازيم، چرا كه بيان آراء مختلف همانند اينكه حوزه وظايف مرد تا چه اندازه است و چگونه مي‏توان وظايف او را به‏گونه‏اى تنظيم كرد كه از انحراف او جلوگيرى كرد؟ و يا چگونه حوزه وظايف زن را مشخص كنيم و يا رفتارهاى اخلاقيش را محدود كنيم تا گرفتار فساد اخلاقى نگردد؟ نياز به ريشه‏يابى تمامى جريانهاى موجود در زندگى بشرى دارد. بر اين اساس ما بر اين عقيده‏ايم كه فعاليت زن در صحنه‏هاي سياسى، اقتصادى و غيره حرام شمرده نشده
است.
چگونه است كه هميشه جنبه‏هاى منفى اخلاقى، در زن خلاصه مي‏شود، اما در مورد مرد، چنين نيست. در حالى كه خطر انحراف هر دو را به يك اندازه تهديد مي‏كند.