اخلاق معاشرت (4)

سلام و مصافحه

پيوندهاى اجتماعى، نيازمند «تحكيم» است.

استوارسازى اين رشته ها با كلّى گويى به دست نمى آيد.

بايد نمونه هاى عملى و مصداقهاى خاصّ و روشن ارائه شود، تا مرزهاى دوستى و پيوندهاى عاطفى استوارتر گردد و پايدار بماند.

«سلام» و دست دادن يكى از اين امور است.

سلام، چراغ سبز آشنايى است.

وقتى دو نفر به هم مى رسند، نگاهها كه به هم مى افتد، چهره ها كه رو در رو قرار مى گيرد، نخستين علامت صداقت و مودت و برادرى، «سلام دادن» است و در پى آن، دست دادن و «مصافحه».

دو نفر را تصور كنيد كه به يكديگر مى رسند، آشنا و دوست هم هستند.

در اين برخورد، بهتر است نخستين كلامشان چه باشد؟ آيا مناسب تر از «سلام» چيزى سراغ داريد؟

مفهوم سلام

سلام، اطمينان دادن به طرف مقابل است كه: هم سلامتى و تندرستى تو را خواستارم، هم از جانب من آسوده باش و مطمئن، كه گزندى به تو نخواهد رسيد.

من خيرخواه تو هستم، نه بدخواه و كينه ورز و دشمن.

نيز نوعى درود و تحيّت اسلامى است كه دو مسلمان به هم مى گويند.

اين معناى شعار اسلامى سلام است.

دست دادن و دست هم را صادقانه به گرمى فشردن، نشان ديگرى از محبت و صميميت و خيرخواهى است.

دلها را به هم نزديكتر و محبتها را بيشتر مى سازد.

تماس دو دست، قلبها را نيز به هم نزديكتر مى كند، اگر منافقانه و دروغ و فريب نباشد!

«دست در دست، چو پيوند دو قلب

گرمتر مى گردد،

دل آزرده دوست،

نرمتر مى گردد …»

بارى … سلام، نام خداست و تحيّت الهى.

سفارش پيامبر است و امامان.

تا آنجا كه فرموده اند: اگر كسى پيش از سلام، شروع به سخن كرد، جواب ندهيد:

«مَنْ بَدَءَ بالكلام قبلَ السّلامِ فَلا تُجيبوهُ»(1)

در حديث ديگرى امام صادق(ع) از قول خداوند نقل مى كند كه: بخيل، كسى است كه از سلام دادن به ديگرى بخل ورزد:

«البخيلُ مَن بَخِلَ بِالسّلامِ»(2)

راستى … سلام دادن به ديگرى نه تنها چيزى از قدر و جايگاه انسان نمى كاهد و هيچ گونه ضرر و زيان مادى، پولى، آبرويى و … ندارد، بلكه محبت آور و صفابخش است و خداپسند و سيره رسول خدا(ص) و روش و منش اولياء الهى است.

به علاوه، نشانه اى از تواضع و فروتنى و نداشتن كبر است.

انسانهاى متواضع، نه تنها زيان نمى بينند، بلكه عزّت و محبوبيّت هم پيدا مى كنند.

امام صادق(ع) فرمود: «مِنَ التّواضُعِ اَنْ تُسَلِّمَ عَلى مَنْ لَقيتَ»(3)

از نشانه هاى فروتنى اين است كه به هر كس برخوردى، سلام دهى.

پيامبر اكرم(ص) نيز فرمود: «اِذا تلاقَيْتُم، فَتَلاقُوا بِالتسليم و التَّصافُح»(4)

هرگاه يكديگر را ديدار كرديد، با «سلام» و «دست دادن» با هم ديدار كنيد.

ادب و آداب سلام

سيره رفتارى پيامبر خدا آن بود كه به هر كه مى رسيد ـ حتى كودكان ـ ابتدا به او سلام مى كرد، بخصوص در مورد سلام كردن به كودكان مى فرمود: پنج صفت است كه تا زنده ام، آنها را رها نخواهم كرد، يكى هم سلام دادن به كودكان است، تا پس از من «سنت» گردد.(5)

اين خصلت خجسته، از اخلاق حسنه و روحيه پاك و تواضع او سرچشمه مى گرفت.

اينها درست؛ ولى ادب اقتضا مى كند كه كوچكترها به بزرگترها سلام كنند.

در حديث آمده است كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: كوچك به بزرگ سلام كند،

يك نفر به دو نفر،

و جمعيت كم به جمعيت فراوان،

و سواره بر پياده،

و رهگذر، بر كسى كه ايستاده است.

و ايستاده بر كسى كه نشسته است.(6)

و البته كه اگر جز اين باشد، نشانِ تواضع نخواهد بود!

سلام را بايد آشكارا، بلند و با صداى رسا ادا كرد.

احاديث فراوانى با عنوانِ «الجهرُ بالسّلام» و «افشاء سلام» آمده كه سفارش اكيد دارد كه سلامها، رسا و بلند باشد، نه زير لب و آهسته و نامفهوم و ناقص. جواب سلام نيز بايد همين گونه باشد، يعنى بلند و واضح، تا طرف بشنود.

اگر در برخورد با ديگران يا ورود به جلسه و جمعى، يا رسيدن به خانه و محل كار، سلام بگوييد، ولى آهسته، شايد سلامتان را نشنوند.

با اينكه شما سلام داده ايد، ولى به دليل سر و صدا يا جمع نبودن حواس يا هر عامل ديگر، سلامتان را نشنوند، شما را بى ادب و بى اعتنا خواهند شمرد و متكبّر خواهند پنداشت.

يا اگر سلام ديگرى را جواب دهيد؛ اما آهسته و زير لب، به گونه اى كه نفهمد و نشنود، شايد پيش خود فكر كند مسأله اى، خصومتى و … پيش آمده، يا شما سرسنگين و متكبّر شده ايد كه حتى جواب سلامش را هم نمى دهيد يا با دشوارى و بى علاقگى جواب مى دهيد.

راه جلوگيرى از اين سوءتفاهمها و بدگمانيها، رعايت همان دستور دينى در معاشرتها است، يعنى آشكارا سلام كردن.

امام صادق(ع) مى فرمايد: «هرگاه يكى از شما سلام مى دهد، سلامش را آشكارا بگويد.

نگويد كه «سلام دادم، ولى جوابم ندادند»، شايد سلام داده ولى آنان نشنيده باشند! و هرگاه يكى از شما جواب سلام مى دهد، جواب را آشكارا و بلند بگويد، تا آن مسلمان ديگر نگويد كه «سلام كردم ولى جوابم را ندادند!»(7)

اگر سلام مستحب است، جوابش واجب است.

البته بيشترين ثواب نيز از آنِ كسى است كه شروع به سلام كند.

آن كه سلام مى دهد، پاسخش را بايد گرمتر و بيشتر داد، چرا كه سلام نوعى تحيت و هديه از سوى يك مؤمن است و هديه را بايد پاسخى بهتر ارائه داد، تا نشان قدرشناسى باشد.

و اين تعليم قرآن كريم است كه تحيّت ديگران را به گونه اى بهتر پاسخ دهيد: «… فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ منها»(8)، يا مثل همان را بازگردانيد.

دست دادن

گفتيم كه «مصافحه» هم، «دوستى آور»، «كدورت زدا» و «محبت آفرين» است.

ما علاقه خود و صميميت را با دست دادن ابراز مى كنيم.

برعكس، اگر با كسى كدورت و دشمنى داشته باشيم، از دست دادن با او پرهيز مى كنيم.

به همين خاطر، اين دستور مقدس و پربركت اسلامى، در تحكيم رابطه هاى دوستى و اخوّت، ثمربخش است.

امام باقر(ع) فرمود: هر دو نفر مؤمنى كه با هم دست بدهند، دست خدا ميان دست آنان است و دست محبت الهى بيشتر با كسى است كه طرف مقابل را بيشتر دوست بدارد.(9)

و نيز امام صادق(ع) فرمود: هنگامى كه دو برادر دينى به هم مى رسند و با هم دست مى دهند، خداوند با نظر رحمت به آنان مى نگردد و گناهانشان، آن سان كه برگ درختان مى ريزد، فرو مى ريزد، تا آنكه آن دو از هم جدا شوند.(10)

شيوه مصافحه

دست دادن نيز، همچون سلام، ادب و آدابى دارد.

يكى از آنها پيوستگى و تكرار است.

در يك سفر و همراهى و ديدار، حتى چند بار دست دادن نيز مطلوب است.

ابوعبيده نقل مى كند: همراه امام باقر(ع) بودم.

اول من سوار مى شدم، سپس آن حضرت.

چون بر مركب خويش استوار مى شديم، سلام مى داد و احوالپرسى مى كرد، چنان كه گويى قبلاً يكديگر را نديده ايم.

آنگاه مصافحه مى كرد.

هرگاه هم از مركب فرود مى آمديم و روى زمين قرار مى گرفتيم، باز هم به همان صورت، سلام مى كرد و دست مى داد و احوالپرسى مى كرد و مى فرمود:

«با دست دادن دو مؤمن، گناهانشان همچون برگ درختان فرو مى ريزد و نظر لطف الهى با آنان است، تا از هم جدا شوند.»(11)

از آداب ديگر مصافحه، فشردن دست، از روى محبّت و علاقه است، اما نه در حدى كه سبب رنجش و درد گردد.(12)

جابر بن عبداللّه مى گويد: در ديدار با رسول خدا(ص) بر آن حضرت سلام كردم.

آن حضرت دست مرا فشار داد و فرمود: دست فشردن، همچون بوسيدنِ برادر دينى است.(13)

همچنين هنگام مصافحه، طول دادن و دست را زود عقب نكشيدن از آداب ديگر اين سنّت اسلامى است.

در مصافحه، پاداش كسى بيشتر است كه دستش را بيشتر نگه دارد.(14)

پيامبر اسلام(ص) نيز اين سنّت نيكو را داشت كه چون با كسى دست مى داد، آن قدر دستِ خود را نگه مى داشت، تا طرف مقابل دست خود را سست كند و عقب بكشد.(15)

بارى … محبت قلبى را بايد آشكار ساخت.

علاقه، گنجى نهفته در درون است كه بايد آن را استخراج و آشكار كرد، تا از بركاتش بهره برد.

روشنترين خير و بركتش، تقويت دوستيها و تحكيم آشناييها و رابطه ها است.

به دستور اسلام، هرگاه مؤمنى را ملاقات مى كنيد، مصافحه كنيد، خوشرويى و چهره گشاده و بشّاش و خندان به هم نشان دهيد.(16)

از آثار ديگر مصافحه، «كينه زدايى» است.

پيامبر خدا(ص) فرمود: «تَصافَحُوا، فَاِنَّ التّصافُحَ يُذْهِبُ السَّخيمَة»(17) و «تَصافَحُوا فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بالْغِلِّ».

(18) مصافحه كنيد و دست دهيد، چرا كه آن، كينه و كدورت را مى زدايد.

دست دادن با زنان

بر اساس «مكتبى» بودن مرز دوستيها و رابطه ها و معاشرتها، دست دادن با نامحرم، حرام است و صِرف دوستى و رفاقت و آشنايى و همكار بودن، دليل نمى شود كه كسى با نامحرم و اجنبى، مصافحه كند.

روشنفكرم آبى در اين مسأله جايى ندارد.

رسول خدا فرمود: با زنان دست نمى دهم(19) (البته زنان نامحرم).

و در حديث نبوى ديگرى آمده است: «اگر زنى بخواهد با مرد نامحرم دست بدهد (كه نبايد دست دهد) و ناچار باشد، يا بخواهد با او «بيعت» كند، از پشت لباس (و با وجود حايل و پوشش دست، دستكش) مانعى ندارد».(20)

البته معيار عمل، فتواى مجتهدى است كه از او تقليد مى كنيد و هر مسلمان متعهّد، بايد براى عمل خود ملاك و حجّت شرعى داشته باشد.

ادامه دارد.

منابع:
1ـ سفينة البحار، محدث قمى، ج1، ص 645.
2ـ ميزان الحكمه، رى شهرى، ج4، ص535.
3ـ خصال صدوق، ص11.
4ـ سفينة البحار. ج1، ص465.
5ـ بحارالانوار (بيروت)، ج73، ص10.
6ـ ميزان الحكمه، ج4، ص538.
7ـ اصول كافى (عربى) كلينى، ج2، ص645.
8ـ نساء، آيه 86.
9ـ اصول كافى، ج2، ص179.
10ـ همان، ص183.
11ـ همان، ص179.
12ـ بحارالانوار، ج73، ص26.
13ـ همان، ص23.
14ـ همان، ص28.
15ـ همان، ص30.
16ـ ميزان الحكمه، ج5، ص355.
17ـ بحارالانوار، ج74، ص158.
18ـ ميزان الحكمه، ج5، ص354.
19ـ كنزالعمّال، حديث 475.
جواد محدثى

منبع :پيام زن؛شماره 64