پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » امام رضا(ع) »

اخلاق امام رضا(ع) در شعر شاعران.

اشاره:

در اشعار فراوانی  شخصیت اخلاقی امام رضا(ع) بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. حسن بن هانی معروف به ابونواس، یکی از شاعرانی است که در قرن دوم ه‍ .ق می‌زیسته و درباره شخصیت امام رضا(ع) شعر سروده است. تاریخ‌نگاران بی‌شماری نوشته‌اند: روزی برخی از یاران ابونواس به او گفتند: تو درباره شراب، کوه، دشت و موسیقی… شعر سروده‌ای. تو را چه شده است که درباره موضوعی مهم، یعنی شخصیت والای امام علی بن موسی الرضا(ع) تاکنون چیزی نگفته و شعری نسروده‌ای؟ با آنکه معاصر امام نیز هستی و او را به خوبی می‌شناسی! ابونواس در پاسخ گفت: به خدا سوگند که بزرگی او مانع این کار شده است. چگونه کسی چون من، درباره شخصی همانند وی می‌تواند مدح و ستایش نماید؟ ۱

سید عباس مکی شافعی که خود از ادیبان برجسته اهل سنت به شمار می‌آید، در مورد شعر ابی‌نواس درباره شخصیت حضرت رضا(ع)، چنین می‌گوید: «تردیدی نیست که خدای متعال، گناهان گذشته و آینده سراینده این شعر گران‌بها [ابونواس] را خواهد بخشید!»۲

همچنین حاکم نیشابوری (در گذشته ۴۰۵ ه‍ .ق) می‌نویسد: «روزی ابونواس از منزل خود [در مرو] بیرون آمد. سواری را دید که دوشادوش او در حرکت است. چهره وی را نمی‌دید. از او پرسید: کیستی؟ به او گفته شد: وی علی بن موسی الرضا(ع) است. ابونواس در همان حال با شوق و ذوق در ستایش آن حضرت چکامه‌ای این‌گونه سرود:

اِذا اَبصَرتْکَ العَینُ مِن بَعدِ غَایَهٍ

وَ عارَضَ فیکَ الشَّکُّ اَتیتَکَ القَلبُ

وَ لَو اَنَّ قَوماً اَمَّمُوکَ لِقادِهِم

نَسیَمکَ حَتَّی یَستَدِلَّ بِهِ الرَّکْبُ۳

هرگاه دیدگان از فاصله بسیار دور نظاره‌گر سیمای تو باشند و در وجودت تردید به وجود آید، دل به حقانیت تو گواهی دهد. اگر مردمی تو را پیشوای خود قرار دهند، نسیم وجودت آنان را رهبری کند و همگان بدان رهنمون گردند.

همچنین نقل شده است، روزی ابونواس، در حالی که از نزد مأمون آمده بود، خدمت امام آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله ، شعری در مدح و ستایش شما سروده‌ام، دوست دارم آن را بشنوی.

امام فرمود: بخوان! ابونواس چنین گفت:

مُطَهَّروُنَ نَقِیّاتُ ثِیابِهُم

تَجریِ الصَّلاهُ عَلَیهِم اَینَما ذُکِروُا

مَن لَم یَکُن عَلَوِیّاً تَنسِبُهُ

فَمالَهُ فِی قَیِم الدَّهرِ مُفتَخَرُ

وَ اَنتُمُ المَلَأُ الأعلی وَ عِندَکُم

عِلمُ الِکتابِ وَ ما جائَتَ بِهِ السُّوَرُ۴

امامان معصوم، پاکیزگان و پاک‌دامنان هستند که هرگاه نامی از ایشان به میان آید، بر آنان درود و تحیت فرستاده خواهد شد.

کسی که انتسابش به سُلاله پاک علی(ع) نرسد، در روزگاران دارای مجد و افتخار نیست.

به راستی که شما در جایگاه بلندی قرار دارید و علم کتاب [قرآن] و محتوای سوره‌های آن نزد شماست.

امام رضا(ع) پس از شنیدن این اشعار، ابونواس را تشویق کرده، و مبلغ سی‌صد دینار به او هدیه داد.۵

پس از ماجرای ولایت‌عهدی امام رضا(ع)، روزی عبدالله بن مطرف بن هامان بر مأمون وارد شد. امام نیز در آن مجلس حاضر بود. مأمون رو به عبدالله کرد و گفت: درباره ابوالحسن علی بن موسی(ع) چه می‌گویی؟ عبدالله گفت: چه بگویم درباره کسی که طینت او با آب رسالت سرشته شده و در گوارای وحی ریشه دوانیده است؟ آیا از چنین ذاتی جز مُشک هدایت و عنبر تقوا می‌تواند ظاهر شود؟۶

محمد بن یحیی صولی (در گذشته ۳۳۵ ه‍ .ق) در مقام قضاوت درباره اشعار ابونواس می‌گوید: «شعر ابونواس پیرامون امام رضا(ع) برترین اشعار است».۷

عبدالجبار بن سعید (در گذشته ۲۲۹ ه‍ .ق) زمانی که ولایت‌عهدی را بر امام رضا(ع) تحمیل کردند، در همان سال به مدینه رفت و درباره این رخداد مهم تاریخی چنین گفت:

ولی‌عهد مسلمانان، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) است. سپس چنین سرود:

سِتَّهُ آبائِهُم ما هُم هُم

خَیرُ مَن یَشرِبُ صَوبَ الغَمام

شش تن از اجداد و نیاکان وی، همان بزرگوارانی هستند که وصف‌نا‌شدنی‌اند و از برترین کسانی هستند که باران رحمت الهی را می‌آشامند.۸

ابراهیم بن عباس صولی (در گذشته ۲۴۳ ه‍ .ق) هنگامی که ولایت‌عهدی را به امام تحمیل کردند، برای تبریک گفتن نزد آن حضرت آمد و چنین سرود:

اَزالَت عَزاءُ القلبِ بعد التَّجَلُّدِ

مَصارِعُ اَولادِ النَّبِیِّ مُحَمَّدٍ

[اعطای ولایت‌عهدی به امام رضا(ع)] همه دردها و مصایب اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله را برطرف ساخت.۹

وی همچنین در ستایش از خاندان و دودمان امام رضا(ع) این‌گونه سروده است:

اَلا اِنَّ خَیرَ النّاسِ نَفساً وَ وَالِداً

وَ رَهطاً وَ اَجدَاداً عَلِیّ المُعَظَّمُ

اَتَتنا بِهِ العِلمَ وَ الحِلمَ ثامِناً

اِماماً یُؤَدّی حُجَّهَ اللهِ تُکتَمُ

آگاه باش که بهترین مردمان، خودِ علی بزرگ و پدر خاندان و اجداد او هستند. به سبب او که هشتمین امام است، از دانش و بردباری برخوردار شدیم، امامی که حجت پنهان الهی را بیان می‌کند.۱۰

همچنین در فراق امام و شکوه و عظمت شخصیت وی نیز چنین می‌سراید:

اِنّ الرَّزِیَّهَ یَابنَ مُوسی لَم تَدَع

فِی العَینِ بَعدَکَ للِمَصائِبِ مُدمِعاً

وَ الصّبرُ یُحمَدُ فیِ المَواطِنِ کُلّها

وَ الصَّبرُ اَن نَبکی عَلَیکَ وَ نَجزَعاً

ای فرزند موسی [بن جعفر] پس از مصیبت از دست دادن تو، مصیبتی فراتر نیست که ما را بگریاند، گرچه صبر در همه جاها نیکوست، ولی صبر در مصیبت تو این است که شیون و گریه کنیم!۱۱

یکی از شاعران دوران امام رضا(ع) به نام نوفلی در ستایش امام می‌سراید:

رَاَیتُ الشَّیبَ مَکرُوهاً وَ فیهِ

وِقارٌ لا تَلیقُ بِهِ الذُّنُوبَ

اِذا رَکِبَ الذُّنُوبَ اَخُومُشیبٍ

فَما اَحَدٌ یَقُول: مَتی یَتُوبُ؟

وَ ذاءُ الغانِیاتِ بَیاضُ رَأسی

وَ مَن مُدَّ البَقاءُ لَهُ یَشیبُ

سَأَصحِبُهُ بِتَقویَ اللهِ حَتّی

یُفَرَّقُ بَینَنا الأجَلُ القَریبُ

سفیدی محاسن و پیری را ناپسند می‌بینم، ولی در آن وقاری هست که هرگز با گناه جمع نمی‌شود. زمانی که پیر و سالخورده‌ای مرتکب گناهی شود، هرگز امید به توبه او نداشته باش! بیماری آوازه‌خوانان سپید موی من است و کسی که عمرش طولانی شود، مویش سپید خواهد گشت. بنابراین، من تا عمر دارم، در کنار علی بن موسی الرضا(ع) خواهم ماند.۱۲

محمد بن یحیی صولی (در گذشته ۳۳۵ ه‍ .ق) درباره ولایت‌عهدی امام رضا(ع) چنین می‌سراید:

عَلی حینَ اَعطیَ النّاسِ صَفقُ اَکُفهُم

عَلِیّ بنَ مُوسی بِالِولایَهِ وَالعَهدِ

فَما کانَ فینا مَن اَبَی الضَّیمَ غَیرُهُ

کَریمٌ کَفَی باقَی القَبُولِ وَ فیِ الرَّدِّ

هنگامی که مردم با علی بن موسی(ع) به ولایت‌عهدی بیعت کردند، در میان ما [هاشمیان] کسی که ستم نپذیرد، جز او نیست. او کریمی است که می‌پذیرد باقی [اموال] را به صاحبش بدهد و آن را برگرداند.۱۳

خواند میر شافعی (در گذشته ۹۴۲ ه‍ .ق) نیز می‌گوید:

سَلامٌ عَلَی آلِ طاها وَ یَس

سَلامٌ عَلَی آلِ خَیرِ النَّبیِّین

سَلامٌ عَلی رَوضهٍ حَلَّ فیها

اِمامٌ یُباهِی بِهِ الْمُلْکُ وَ الدِّینُ

درود و سلام بر خاندان طاها و یس، درود بر خاندان بهترین پیامبران، سلام بر آن آرامگاهی که در آن امامی قرار گرفته که دنیا و دین به وجود او مباهات می‌کند.۱۴

آن‌گاه درباره آن حضرت این‌گونه می‌گوید:

از آن زمان که فلک شد به نور مِهر منوّر

ندیده دیده کس چون علی موسی جعفر

سپهر عز و جلالت محیط علم و فضیلت

امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبر

حریم تربت او سجده‌گاه خسرو اَنجم

غبار مقدم او توتیای دیده اختر

و نور علم و علوّ مکان اوست به حدی

که شرح آن نتوان نمود کلک سخنور

قلم گر همگی وصف ذات او بنویسد

حدیث او نشود در هزار سال مکرر۱۵

آنچه یاد کردیم، برخی از اعتراف‌های تنی چند از شاعران معاصر آن حضرت است که به عنوان تیمن و تبرک بدان‌ها، نگاشتیم و اگر بخواهیم در این باره اشعار را گِرد آوریم، خود چندین جلد کتاب خواهد شد.۱۶

  1. قیلَ لی اَنتَ اَوحَدُ النّاسِ طُرّاً
    فی فُنُونٍ مِنَ الکَلامِ النَّبیه
    لَکَ فی جَوهرِ الکَلامِ بَدیعٌ
    یثمِرُ الدُّرَّ فی یدَی مُجتَبیه
    فَعَلامَ تَرَکتُ مَدحَ اِبنِ مُوسی
    وَ الخِصالَ الّتی تَجمَعَنَّ فیه
    قُلتُ لا اَهتَدی لِمَدحِ اِمامٍ
    کانَ جِبرِئیل خادِماً لِأبیه

پی نوشت:

  1.  تذکره الخواص، ص۱۲۱؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۷۰؛ ابن طولون، الائمه الاثناعشر، ص۹۸؛ اخبار الدول و آثارالاول، ص۱۱۴٫
  2. مکی، نزهه الجلیس، ج۱، ص۲۶۶٫
  3. فرائد السمطین، ج۲، ص۲۰۲، ح۴۸۱٫
  4. موصولی، النعیم المقیم لعتره النباء العظیم، ص۳۹۶؛ وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۷۱؛ جوینی، فرائد السمطین، ج۲، ص۲۰۱، ح۴۸۰؛ الوافی بالوفیات، ج۲۲، ص۲۵۰؛ مرآه الجنان، ج۲، ص۱۱؛ الائمه الاثناعشر، ص۹۹٫
  5. فرائد السمطین، ج۲، ص۲۰۱، ح۴۸۰؛ الاتحاف بحب الاشراف، ص۱۶۱؛ احسن القصص، ج۴، ص۲۹۰٫
  6. عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۰٫
  7. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۳۸۸٫
  8. آبی، نثر الدرر، ج۱، ص۳۶۳؛ تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۴۰۹، برخی این شعر را از نابغه ذبیانی دانسته‌اند که عبدالجبار خوانده است؛ موصلی، النعیم المقیم، ص۳۹۳؛ الفصول المهمه، ص۳۹۲، نورالابصار، ص۳۱۷٫
  9. الاغانی، ج۱۰، ص۶۳٫
  10. زرندی، معارج الوصول الی معرفه فضل آل الرسول و البتول، ص۱۶۰٫
  11. نهایه الارب فی فنون الادب، ج۵، ص۱۶۹٫
  12. الوافی بالوفیات، ج۲۲، ص۲۵۱٫
  13. صولی، اشعار اولاد الخلفاء و اخبارهم من کتاب الاوراق، ص۳۰٫
  14. حبیب السیر، ج۲، ص۸۳٫
  15. همان.
  16. در این باره به کتاب دیگری از همین نویسنده با نام رفتارهای اخلاقی و اجتماعی امام رضا(ع) مراجعه کنید.