احتجاج امام علی علیه السّلام با مرد یهودی

 ابو طفیل عامر بن واثله می گوید،آن گاه که لقب  «امیر المؤمنین»برای خلیفه دوم تثبیت گردید،روزی  نزد او نشسته بودیم که مردی یهودی از اهل مدینه  وارد شد. وی بر این باور بود ک از نوادگان هارون، برادر حضرت موسی است! نزد خلیفه ایستاد و به وی گفت: «ای امیر مؤمنان! کدام یک از شما آگاه تر به دانش پیامبر و کتاب پروردگارتان هستید تا من از او آنچه را می خواهم، پرسش کنم؟!»

خلیفه اشاره ای به سمت علی بن ابی طالب علیه السّلام کرد، مرد یهودی گفت:آیا چنین است ای علی!؟امام فرمود: آری،هرچه می خواهی بپرس. مرد یهودی گفت،از تو دربارهء سه مطلب پرسش می کنم، بعد از سه مطلب  و سپس از یک مطلب.امام علی علیه السّلام فرمود:برای چه  نمی گویی از هفت مطلب از تو پرسش می کنم؟!

یهودی گفت:زیرا سه مطلب از شما می پرسم، اگر پاسخ صحیح دریافت کردم،از سه مطلب دیگر سؤال می کنم،و اگر جواب صحیح دادید،مطلب آخر را می پرسم؛اما اگر در سه مطلب اول خطا کردید، دیگر از شما سؤالی ندارم، فرمود:تو از کجا می دانی که  جواب های من به شما صحیح است یا خطا؟

در این هنگام،مردم یهود از جیب لباس خود کتاب  کهنه ای را خارج کرد و گفت:این کتاب را که من از پدران و اجدادم به ارث برده ام،املای حضرت موسی  و دست خط هارون است.در این کتاب مطالبی که  می خواهم بپرسم،وجود دارد.

امام علی علیه السّلام فرمود:پس باید در صورتی که جواب  صحیح به تو دادم،به سرعت اعتراف کنی.مرد یهودی  گفت: به خدا سوگند! اگر جواب مرا به شکل صحیح  بدهی،حتما در جلوی چشمان شما تسلیم خواهم شد. امام فرمود:پس بپرس.

مرد یهودی گفت:به من بگو اولین سنگی که بر زمین قرار گرفت،کدام بود؟اولین درختی که بر زمین  رویید،چه بود؟اولین چشمه ای که بر زمین جوشید، چه نام داشت؟

امام علی علیه السّلام فرمود:ای یهودی! اولین سنگ روی  زمین،حجر الأسود بود که خداوند آن را همراه حضرت  آدم در بهشت قرار داد، سپس آن را به عنوان رکن بیت  خود(خانه کعبه)قرار داد؛به گونه ای که مردم آن را مسح کرده،می بوسند و بدو میثاق خود را با پروردگار خویش با آن سنگ تجدید می کنند؛اگرچه یهودیان  بر این باورند که اولین سنگ،همان صخره است  که در بیت المقدس وجود دارد.مرد یهودی با شنیدن  اولین پاسخ، بلافاصله گفت:خدا را شاهد می گیرم که  درست گفتی.

امام علی علیه السّلام فرمود:اما اولین درختی که روی زمین  رویید،درخت خرمایی بود که میوه ای به نام عجوه  داشت و خداوند آن را در بهشت با حضرت آدم قرار داد؛ اما یهودیان بر این باورند که آن درخت،درخت زیتون  است.مرد یهودی با شنیدن این پاسخ،گفت:خدا را شاهد می گیرم که درست گفتی.

امام فرمود:اما اولین چشمه ای که روی زمین  جوشید،چشمه حیاتی است که یار همراه موسی در آن، ماهی شور را از روی فراموشی جا گذاشت و وقتی آب  چشمه با آن ماهی تماس پیدا کرد،ماهی زنده شد و حرکت کرد.مرد یهودی گفت:خدا را شاهد می گیرم  که بی گمان درست گفتی.

امام علی علیه السّلام به او فرمود:بپرس! یهودی گفت: به  من بگو آیا در امت اسلامی بعد از پیامرشان پیشوای  عادلی وجود دارد؟ به من بگو منزلگاه ابدی محمد کجاست و او در کجای بهشت جای دارد؟همچنین چه  کسانی با او در آن منزلگاه ساکن و محشورند؟

امام علی علیه السّلام فرمود:ای یهودی!برای این امت بعد از پیامبرشان دوازده پیشوای عادل مقرر گردیده که  مخالفت مخالفان و دشمنان آنان، بدان ها هیچ ضرری  نمی رساند.یهودی با شنیدن این جواب مجددا پاسخ را تصدیق کرد.

امام فرمود:اما منزلگاه محمد صلّی اللّه علیه و اله در بهشت،همان  بهشت عدنی است که در وسط بهشت قرار داشته، نزدیک ترین نقطه به عرش الهی محسوب می گردد. یهودی گفت:راست گفتی.

امام فرمود:اما کسانی که با محمد صلّی اللّه علیه و اله در بهشت  فوق محشور می شوند،همان دوازده پیشوا هستند. یهودی گفت:خدا را شاهد می گیرم که درست گفتی.

امام علی علیه السّلام فرمود:بپرس! یهودی گفت:از وصی  محمد صلّی اللّه علیه و اله برایم بگو که از خانواده و اهل او محسوب  می گردد،چقدر بعد از وی در دنیا زندگی می کند؟آیا با مرگ طبیعی از دنیا می رود یا کشته می گردد؟

امام علی علیه السّلام فرمود:ای مرد یهودی! او بعد از پیامبر، سی سال زندگی می کند. بعد امام اشاره ای به سر خودکرده، فرمود:سر او با خون خضاب می گردد! مرد یهودی این کلام امام علی علیه السّلام را نیز تصدیق کرد و بلافاصله گفت:

«اشهد ان لا اله الاّ اللّه و أنّ محمدا رسول اللّه و أنّک وصیّ رسول اللّه».[1]

[1] . کمال الدین،ص 271؛بحار الانوار،ج 01،ص 02-22.  برگرفته از فرهنگ کوثر شماره 82.