ابن تيميه و تكذيب حديث ولايت

ابن تيميه مى گويد:

«و مثل قوله: (انت ولى کل مؤمن بعدي) فان هذا موضوع باتفاق اهل المعرفة بالحديث»؛(1) «و مثل گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) که (خطاب به حضرت على(عليه السلام) است) فرمود: (تو سرپرست هر مومن بعد از من مى باشى) اين حديث به اتفاق اهل معرفتِ به حديث، جعلى است.»

او در جايى ديگر مى گويد:

«و کذالک قوله: (هو ولى کل مؤمن بعدى) کذب على رسول الله»؛(2) «و هم چنين است گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله و سلم) (او-على(عليه السلام)- سرپرست هر مومنى بعد از من است) اين دروغ بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)است.»

در پاسخ مى گوييم: اولا: اين حديث را ترمذى در سنن خود نقل کرده و مى گويد: اين حديث حسن است.(3) و نيز نسائى در «الخصائص» و احمد بن حنبل در«المسند» ودر «فضائل الصحابه» آن را نقل کرده اند.(4)

ابن حبان نيز اين حديث را درصحيح خود نقل کرده و آن را تصحيح نموده است.(5)

حاکم نيشابورى بعد از نقل اين حديث مى گويد:

«هذا حديث صحيح على شرط مسلم و لم يخرجاه»؛ (6) «اين حديث صحيحى است که مطابق با شرط مسلم است؛ گرچه بخارى و مسلم آن را نقل نکرده اند.» و ابن حجر در «الاصابة» بعد از نسبت دادن آن به ترمذى مى گويد: «اسناده قوى»؛ (7) «سند آن قوى است.»

ثانياً: ناصرالدين البانى نيز اين حديث شريف را در کتاب «سلسلة الاحاديث الصحيحة» حديث شماره 2223 نقل کرده و سعى بليغ در تصحيح سند آن نموده است.

او بعد از نقل برخى از سند ها اشکالى را مطرح کرده و خود به آن پاسخ مى گويد: «اگر کسى اشکال کند که «اجلح» که در برخى از سندها آمده شيعى است و نيز در سند ديگر «جعفربن سليمان» وجود دارد که او نيز شيعى است، آيا اين باعث طعن در حديث نيست؟

در جواب مى گوييم: هرگز؛ زيرا اعتبار در روايت حديث به صدق و حفظ است، و مذهب را خودش و خداى خودش مى داند، او حسابگر است. و لذا مشاهده ميکنيم که صاحب صحيح بخارى و مسلم و ديگران، حديث بسيارى از مخالفين امثال خوارج و شيعه و ديگران را تخريج کرده اند…

و نيز اين حديث مورد تصحيح ابن حبان است، با آن که راوى آن در کتاب ابن حبان جعفربن سليمان است، کسى که تشيع داشته و در آن نيز غالى بوده است. و حتى بنابر تصريح او در کتاب «الثقات» او بغض شيخين را داشته است… .(8)

علاوه بر اين حديث فوق به صورت متفرق از طرق ديگر نيز نقل شده که در سند آن شيعه وجود ندارد؛ همانند جمله ى «ان علياً منى و انا منه» که در «صحيح بخارى» حديث 2699 نقل شده است… .

و امرى که جاى تعجب بسيار دارد اين است که چگونه شيخ الاسلام ابن تيميه جرات بر انکار و تکذيب اين حديث در «منهاج السنة»(9) داشته…. من وجهى در تکذيب او نسبت به اين حديث نمى بينم جز آنکه بگويم او در رد بر شيعه سرعت به خرج مى داده و مبالغه داشته است. خداوند از گناه ما و گناه او بگذرد».(10)(11)

منابع:

1. منهاج السنة ، ج3،ص9.

2. منهاج السنة ، ج4، ص104.

3.سنن ترمذي، کتاب المناقب، باب مناقب على بن ابى طالب.

4. خصائص اميرالمؤمنين(عليه السلام)، ص78؛ مسند احمد،ج4، ص437؛ فضائل الصحابة، ج3،ص605.

5. الاحسان بترتيب صحيح ابن حبان، ج9، ص42.

6. مستدرک حاکم، ج3، ص110.

7. الاصابة، ج2،ص509.

8. الثقات، ج6، ص140.

9. منهاج السنة، ج4، ص104.

10. سلسلة الاحاديث الصحيحة، ح2223.

11. على اصغر رضواني، سلفى گرى و پاسخ به شبهات، ص 92.