ابراهيم بن محمّد بن فارس نيشابورى

ابراهيم بن محمّد بن فارس نيشابورى
(حدود 201 ـ حدود 280)

ابراهيم، محدّث شيعى، كنيه اش در منابع ذكر نشده است. وى از اصحاب امام هادى و امام حسن عسكرى عليهماالسلام بود. درباره تاريخ ولادت و وفات او گزارش دقيقى ديده نشده است. در برخى از منابع آمده كه وى امام عصر عليه السلام (تولّد: 255 ق) را در زمان كودكى آن حضرت ديده است. بنابراين، وى تا چند سال پس از ولادت امام عصر(عج) حيات داشته است. اما ظاهرا سال هاى زيادى از زندگى او در عصر غيبت صغرا سپرى شده اند و با توجه به هم عصران، شاگردان و استادانش، مى بايست وفات او در اواخر نيمه دوم سده سوم (حدود 280 ه) اتفاق افتاده باشد؛ زيرا بعضى از شاگردان بى واسطه او تا سال 328 ه حيات داشته اند؛ چنان كه ابن داود نيز در رجال خود، وى را از شخصيت هاى پس از عصر ائمّه اطهار عليهم السلام به شمار آورده است.
چنان كه از نسبت «نيشابورى» برمى آيد، اهل نيشابور بوده و ظاهرا در همان جا چشم به جهان گشوده است. پس از دوران كودكى و نوجوانى، به عراق آمد ودر كوفه با عالمان و دانشمندان زمان خود آشنا گشت. قراين نشان مى دهند كه وى تحصيلات دوران جوانى را در زادگاهش سپرى كرد و مسافرتش به عراق مربوط به زمان ميان سالى او مى شود؛ زيرا اولاً، وى از اصحاب امام جواد عليه السلام (شهادت: 220 ق) به شمار نيامده است و ثانيا، هنگامى كه وى به كوفه آمد استادان متقدّم را درك نكرد. از همين رو، احاديث او با يك واسطه از محمّد بن ابى عمير (م 217 ق) نقل مى شوند. وى مدت زيادى در عراق اقامت داشت و حتى احتمال اينكه پس از كوفه و بغداد، در سامرّاء اقامت دايم گزيده باشد، بعيد به نظر نمى رسد.
پسرش، ابوعبداللّه محمّد بن ابراهيم، از عالمان حديث بود كه در بغداد به كار ورّاقى و صحّافى كتاب اشتغال داشت و به دمشق و مصر نيز مسافرت نمود. از جمله معاصران او، ايّوب بن نوح بن درّاج (م. حدود 255 ق) است كه يك بار در راه مكّه با او هم سفر شد و درباره جانشين امام هادى عليه السلام با او به گفت وگو پرداخت.
وى از دوست داران اهل بيت عليهم السلام بود و بارها در سامرّاء خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام رسيد و در نهايت، به همين دليل، مورد خشم فرماندار وقت، محمّد بن عوف (از دشمنان سرسخت شيعه) قرار گرفت و او دستور قتلش را صادر كرد، ولى او پس از وداع با خانواده اش، به خانه امام حسن عسكرى عليه السلام در سامرّاء پناه برد و در همان جا به زيارت امام عصر(عج) نايل گرديد و با دعاى آن امام عليه السلام نجات پيدا كرد.
وى در عراق، علاوه بر معارفى كه در محضر امام هادى و عسكرى عليهماالسلام كسب نمود، نزد استادانى همچون احمد بن حسن، حسين بن ابى الخطّاب و يعقوب بن يزيد حديث شنيد و به حد كمال رسيد. سپس آموخته هايش را به شاگردانش همچون محمّد بن عبداللّه بن ابى غانم قزوينى، محمّد بن مسعود عيّاشى (م. 328 ق) و محمّد بن حسن براثى انتقال داد. درباره درستى احاديث او گفته مى شود كه وى، خود فرد راست گويى بود، اما اهميت نمى داد كه از چه كسى نقل حديث مى كند. از آثار تأليفى او خبرى در منابع گزارش نشده است.(1)

پى نوشت:
1. الامامه والتبصره، ص 131، ح 137 / رجال كشى، ج 2، ص 812، ش 1014 / كمال الدين، ص 381، باب 37، ح 4 / رجال الطوسى، ص 383، ش 5640 و ص 397، ش 5826 / مستدرك الوسائل، ج 12، ص 281، ح 4096.