ابراز دوستي

 جواد محدثي

رابطه هايي كه بر پايه دوست داشتن و محبت است، استوارتر و ديرپاتر است. اهرم نيرومند عشق و محبت نيز، در بسياري از زمينه هاي اجتماعي و ارتباطات انساني، كارسازتر از عوامل ديگر است. از اين رو، ريشه يابي عوامل تقويت كننده دوستي، ريشه كني عوامل سست كننده علاقه ها و استفاده از عوامل محبت آفرين، در بهبود مسايل معاشرت مهم است.

اگر عقل و انديشه، در زندگي نقش «چراغ راهنما» دارد كه روشني مي بخشد و راه را نشان مي دهد، عشق و محبت قلبي نيز نقش «موتور محرك» را دارد كه پيش برنده است و حركت آفرين و زبان دل، قوي تر از زبان عقل است و گاهي هم كه محبت و عشق، فرمان مي دهد، عقل از پاي مي ماند و مطيع مي گردد.

آثار مثبت و منفي محبت

در روابط انساني، عشق و علاقه، هم آثار نيك و جهات مثبت دارد و هم اگر بي حساب و بي معيار و خارج از كنترل باشد، پيامدهاي سوء خواهد داشت.

به همان اندازه كه دوست داشتن و عشق ورزيدن، در انسانِ دوستدار، كشش و اميد و دلگرمي ايجاد مي كند، او را به همرنگي و همساني با محبوب و اطاعت از معشوق مي كشاند و عاشق را به فداكاري، گذشت و ايثار در راه محبوب مي كشاند، گاهي هم حقايق را بر انسان پوشيده مي سازد و عيبها را كتمان مي كند و نقاط ضعف را به نقاط قوت تبديل مي نمايد و زشت را زيبا جلوه مي دهد و اين، از عوارض سوء «افراط در محبت» است.

به تعبير حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) :

«حُبُّ الشّئِ يُعْمي و يُصِمُّ»1، علاقه به چيزي انسان را كور و كر مي كند.

و به فرموده حضرت امير(عليه السّلام):

«مَنْ عَشِقَ شيئا اَعْشي بَصَرَهُ وَ اَعْمي قَلْبَهُ …»2

كسي كه به چيزي عاشق و شيفته شود، اين محبت، چشم صورت و چشم دل او را نابينا مي سازد، پس او با چشمي ناسالم مي نگرد و با گوشي ناشنوا مي شنود و خواسته ها و تمنيات، عقل او را از هم مي گسلد و دنيا، دلش را مي ميراند .

محبت، گاهي در داوري انسان نسبت به ديگران هم اثر مي گذارد و محبت را به داوري ناحق مي كشاند. علاقه، در نپذيرفتن نقد و انتقاد هم مؤثر است. اگر شما دوستدار كسي باشيد ، اغلب حاضر نيستيد در باره او انتقاد و عيبجويي بشنويد.

محبت، بعضي محبوبها را مغرور مي سازد. برخي ظرفيت آن را ندارند كه طرفِ محبت قرار بگيرند و گرفتار عُجب مي شوند. بعضي كودكان اگر محبت زيادي ببينند ، لوس و پرتوقع و دشوار و خودپسند مي گردند. به هر حال ، اينها عوارض نيك و بد محبت است كه نبايد از نظر دور بماند.

ابراز علاقه

آنچه بيشتر به جنبه معاشرتي مربوط مي شود، آشكار كردن محبت و علاقه به ديگران است. اگر كسي را دوست داريد، چه از دوستان و برادران ايماني، يا نسبت به فرزندان و همسر و … اين محبت را بر زبان آوريد و آن را ابراز كنيد، تا محبتها افزوده شود و دوستيها تداوم و استمرار يابد.

انسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت ديگران باشد. اگر آن دوستداران، محبت خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبّان علاقه مند مي شود و اين محبت دو جانبه، زندگيها را از صفا و صميميت بيشتري برخوردار مي سازد. ما اگر بدانيم كه خدا دوستمان دارد، ما هم خدا را بيشتر دوست خواهيم داشت. اگر بدانيم و بفهميم كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت(عليه السّلام) به ما شيعيان عنايت و محبت دارند و اين علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده اند، محبت عترت در دل ما بيشتر خواهد شد. اينكه خداوند بارها در قرآن كريم، محبت خويش را ابراز كرده و در آياتي كه « اِنَّ اللّه يُحبَّ الذّين …» دارد، مي فرمايد كه دوستدار پاكان، توبه كنندگان، پاكي جويان، نيكوكاران، متّقين، متوكلين، صابران، اهل قسط و عدل است. و در جايي از كساني ياد مي كند كه هم خدا آنان را دوست دارد و هم آنان به خدا علاقه دارند (يُحبّهم و يُحبّونه)3 توجه به اين نكته، «حبّ خدا» را در دلها شعله ور مي سازد. وقتي ائمه معصومين(عليه السّلام) محبتهاي خويش را نسبت به هوادارانشان ابراز مي كنند، متقابلاً اين اظهار عشق، عشق مي آفريند. از حضرت علي(عليه السّلام) مي پرسند:

* اگر عقل و انديشه، در زندگي نقش «چراغ راهنما» دارد كه روشني مي بخشد و راه را نشان مي دهد، عشق و محبت قلبي نيز نقش «موتور محرك» را دارد كه پيش برنده است و حركت آفرين و زبان دل، قوي تر از زبان عقل است و گاهي هم كه محبت و عشق، فرمان مي دهد، عقل از پاي مي ماند و مطيع مي گردد.

* اگر كسي را دوست داريد، چه از دوستان و برادران ايماني، يا نسبت به فرزندان و همسر و اين محبت را بر زبان آوريد و آن را ابراز كنيد، تا محبتها افزوده شود و دوستي ها تداوم و استمرار يابد.

يا علي! چگونه ايد؟ مي فرمايد:

دوستدار دوستانمان و دشمنِ دشمنانمان هستم: «اَصْبَحْتُ مُحِبّا لِمُحِبّنا و مُبْغِضا لِمَنْ يُبْغِضُنا».4 آيا اگر بدانيم كه مولاي متقيان به دوستانش علاقه دارد، نخواهيم كوشيد كه گوهر عشق او را در سينه داشته باشيم؟!

آنچه روابط دوستانه را نيرومندتر مي سازد، ابراز علاقه است. ممكن است شما به كسي علاقه و ارادت داشته باشيد، ولي به دليل تنبلي و بي حالي، يا خجالت و شرم يا به هر علت ديگر هرگز بر زبان نياوريد و به او نگوييد كه دوستش داريد، او از كجا پي به علاقه مندي شما ببرد و به شما علاقه پيدا كند؟ كليد جلب محبت او ، ابراز علاقه خودتان است. اين نكته در دستورالعملهاي اخلاقي آمده و حتي بابي براي آن گشوده شده است.5

امام صادق(عليه السّلام) فرمود: « اذا اَحْبَبْتَ رَجُلاً فَأَخْبِرْهُ »6 اگر به كسي علاقه و محبت داشتي، او را آگاه كن.

در روايت است كه مردي از مسجد گذر كرد، در حالي كه امام باقر(عليه السّلام) و امام صادق(عليه السّلام) نيز در مسجد نشسته بودند. يكي از اصحاب امام باقر(عليه السّلام) گفت: به خدا قسم من اين شخص را دوست مي دارم. امام فرمود: پس به او خبر بده، چرا كه اين خبردادن ، هم مودّت و دوستي را پايدارتر مي كند، هم در ايجاد الفت، خوب است « اَلا فَأَعْلِمْه فَاِنَّهُ اَبْقي لِلْمَوَدَّةِ وَ خيرٌ في الأُلفة».7

از پيامبر خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) نيز روايت است كه فرمود:

« اِذا اَحَبَّ اَحدُكم صاحِبَهُ اَوْ اَخاهُ فَلْيُعْلِمْهُ »8

* از پيامبر خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) نيز روايت است كه فرمود:

« اِذا اَحَبَّ اَحدُكم صاحِبَهُ اَوْ اَخاهُ فَلْيُعْلِمْهُ»

هر يك از شما دوست يا برادر ديني اش را دوست بدارد، پس به او اعلام كند.

* ابراز عشق و علاقه در محيط خانواده، ميان دو همسر، يا ميان پدر و مادر نسبت به فرزندانشان خانه را به بهشت تبديل مي كند. چه دوزخهاي سوزاني كه معلول كمبود محبت و عاطفه فرزندان از جانب والدين است و حسرت شنيدنِ «عزيزم، دلبندم، تو را دوست دارم و …» سالها بر دل كودكان مي ماند و گرفتار عقده كمبود محبت مي شوند.

هر يك از شما دوست يا برادر ديني اش را دوست بدارد، پس به او اعلام كند.

در حديث ديگري همين مضمون آمده، با اين اضافه كه «فانّه اَصْلَحُ لِذاتِ الْبَيْنِ».9 اين اعلام دوستي، براي اصلاح و آشتي ميان افراد، شايسته تر و مفيدتر است.

نقش ابراز علاقه در خانواده

نكته اي كه ياد شد، غير از محيط اجتماعي و روابط انساني مسلمانان با يكديگر ، در محيط خانه و ميان افراد خانواده هم مطرح است. صفاي زندگي به حاكميت عشق و علاقه بر محيط زندگي و معاشرت است و اگر دوستي و علاقه نباشد، زندگي جهنمي است سوزان و محيطي است سرد و بي روح.

گاهي گفتن كلمه «دوستت دارم» ، شعله محبت را فروزان مي كند و به زندگيها روح و نشاط مي بخشد. ابراز عشق و علاقه در محيط خانواده ، ميان دو همسر ، يا ميان پدر و مادر نسبت به فرزندانشان خانه را به بهشت تبديل مي كند. چه دوزخهاي سوزاني كه معلول كمبود محبت و عاطفه فرزندان از جانب والدين است و حسرت شنيدنِ «عزيزم، دلبندم، تو را دوست دارم و …» سالها بر دل كودكان مي ماند و گرفتار عقده كمبود محبت مي شوند.

پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «قولُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأةِ اِنّي اُحبُّكِ لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها اَبَدا».10 اينكه مرد، به همسر خود بگويد: «تو را دوست دارم» ، هرگز از دل همسر بيرون نمي رود!

شگفتا كه يك جمله كوتاه و ساده ، ولي يك دنيا تأثير و عشق آفريني! و چقدر بخيلند آنان كه از گفتن چنين واژه هاي محبت آوري نسبت به همسر و فرزندان و دوستان و بستگان خويش، مضايقه دارند و از عواقب و پيامدهاي نيكو و آثار سازنده آن غافلند.

ابراز دوستي و محبت ، تنها به گفتن و لفظ نيست. گاهي احترام كردن ، بوسيدن ، نوازش كردن ، هديه و سوغات خريدن و اين گونه حركات ، نشانه عشق و دوستي است.

رسول خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: « اَحِبُّوالصبيّانَ وَ ارْحَمُوهمُ».11 كودكان را دوست بداريد و به آنان ترّحم و شفقت نماييد. لطف و مهرباني به خردسالان، گواه عشق و محبت نسبت به آنهاست. و ترّحم ، خود نشانه محبت داشتن به فرزندان است. در روايات بسياري به بوسيدن فرزند توصيه شده و براي هر بوسيدن اولاد ، درجه اي در بهشت منظور گشته است « مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللّه لَهُ حَسَنَةً …».12

در روايت است: روزي حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) ، دو فرزندش امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام) را بوسيد. اقرع بن حابس كنار حضرت بود. گفت: من ده فرزند دارم، تاكنون هيچ كدام را نبوسيده ام! پيامبر خدا فرمود: من با تو چه كنم، كه خدا رحمت و عطوفت را از دلت كنده است.13 در روايات متعددي هم به رعايت عدالت در بوسيدن و پرهيز از تبعيض در بوسيدن و ابراز محبت به فرزندان تأكيد شده است.

راستي، فرزندي كه از پدر و مادر محبت نديده و سخن گرم و عشق آفرين نشنيده است ، آيا به اين نتيجه نمي رسد كه دوستش ندارند و در خانه جايي ندارد و كسي او را به حساب نمي آورد؟ و آيا اين «عقده» ، بعدها براي او چه پسر باشد و چه دختر، مشكل به بار نمي آورد؟ كودكاني كه از خانه فرار مي كنند، پسران و دختراني كه جذب برخوردهاي عاطفي دشمنان دوست نما مي شوند و به فساد مي گرايند، آيا جز معلول فقدان محبت و عاطفه در درون خانواده است؟ اگر فرزندان در محيط خانه از نظر عاطفي و محبت اشباع شوند، هرگز به دام شيادان كه با تور محبت به شكار جوانان و نوجوانان مي پردازند، نمي افتند.

بررسي پرونده برخي از بزهكاران و مجرمين يا فراريان از خانه يا اقدام كنندگان به خودكشي، نشان دهنده كمبود محبت آنان در خانه و از سوي والدين است. در نامه دختري كه پس از آلوده شدن و گرفتاري در دام شيادان و گرگهاي عفاف، اقدام به خودكشي كرده، چنين آمده است (در باره مادرش): « او مادر من بود. براي تربيت من كه تنها فرزندش بودم رنج بسيار كشيد، ولي هرگز نخواست دوست من باشد … روزي رسيد كه اين كمبود را شيطان ديگري جبران كرد. من كه تشنه محبت بودم ، دست پرمهر او را به گرمي فشردم و به رويش آغوش گشودم. يقين دارم كه دختران محبت ديده، هرگز دچار اين لغزش نمي شوند. كسي كه در خانه اش چشمه آب حيات دارد، به دنبال سراب نمي رود …».14

نتيجه آنكه؛ حيات اجتماعي، شادابي و صفاي خود را مديون محبت و دوستي است. وقتي به كسي علاقه و محبت داريم، چه پدر و مادرمان باشد، چه برادر و خواهرمان، چه فرزندانمان ، چه استادمان، چه شاگردمان، چه هر انسان ديگري كه به دليل داشتن فضيلتي و برخورداري از عملكردي شايسته و تحسين برانگيز ، محبوب ما شده و در خانه دلمان جاي گرفته است، اين دوست داشتن و ارادت و عشق را بر زبان آوريم و در دل نگه نداريم.

ابراز دوستي و اظهار علاقه، خود ما را هم مورد علاقه و محبت ديگران قرار مي دهد. معاشرت گرم و محبت آميز با ديگران، هنري است شايسته كه بايد كوشيد اين ادب اجتماعي را فرا گرفت و به كار بست.ادامه دارد.

پي نوشت ها :
1 ـ بحارالانوار، ج74، ص165.
2 ـ نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه 109.
3 ـ سوره مائده، آيه 54.
4 ـ سفينة البحار (چاپ اسوه)، ج2، ص17.
5 ـ باب استحباب «اخبار الأخ في اللّه يحبّه له و اَنّ القلب يهدي الي القلب». (بحارالانوار، طبع بيروت، ج71، ص181.
6 ـ بحارالانوار، ج71، ص181.
7 ـ همان.
8 ـ همان، ص182.
9 ـ همان.
10 ـ وسائل الشيعه (آل البيت)، ج20، ص24.
11 ـ همان، ج21، ص483.
12 ـ ميزان الحكمه، ج10، ص699.
13 ـ همان، ص100.
14 ـ تربيت كودك در جهان امروز، احمد بهشتي، (چاپ جديد)، ص136.