آیه ولایت دلیل بر امامت امام علی- علیه السلام-

 [ خلاصه: از دیدگاه شیعه امام علی- علیه السلام- امام و جانشین بلافصل بعد از رسول خدا- صلی اله علیه و آله و سلم- است. بر این ادعای دلایلی متعددی وجود دارد. یکی از این دلایل آیه ولایت است که با کمک شأن نزول آن، امامت امام علی- علیه السلام- به اثبات می رسد].

 

آیه ولایت عبارت است از: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاۀ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاۀ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛[1] «ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده ‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند».

برای اینکه معنای آیۀ شریفه واضح گردد لازم است که به معانی برخی کلمات در این آیه پرداخته شود:

معنای کلمه «انّما»

 کلمه«انّما» برای حصر است و به همین دلیل مفسرین اهل‌سنت لفظ «انّما» را در بسیاری از آیات قرآن کریم که این لفظ در آنها وجود دارد، دلیل بر حصر گرفته اند. مثلا فخررازی در آیه «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء»، بعد از اینکه دلایل متعددی را بر این مطلب اقامه می‌کند که تنها علماء از خداوند می‌ترسند، و بعد از بیان اینکه چرا علماء از خداوند می‌ترسند، در نهایت می‌گوید به دلیل اینکه کلمۀ «انّما» برای حصر است و  سپس می‌گوید ظاهر آیه دلات می‌کند بر اینکه اهل بهشت منحصر در علماء است؛ زیرا به دلالت این آیه برای غیر علماء خشیت الهی حاصل نمی‌گردد.[2] صاحب تفسیر اضواء البیان می‌گوید این مطلب در نزد جمهور علماء ثابت است که لفظ«انّما» برای حصر است و این نظر، نظر حق است.[3] حتی ابن تیمیه می‌گوید که کلمه«انّما» در نزد جمهور علماء برای حصر است و این معنا به صورت اضطرار مانند معنای حروف نفی، استفهام، شرط و امثال اینها از لغت عرب دانسته می‌شود و حصر آن هم به طریق منطوق است نه به طریق مفهوم. او برای تأیید این مطلب استدلال طائفه‌ای از اصولیین را با این بیان نقل می‌کند که حرف «انّ» برای اثبات است و حرف «ما» برای نفی است هرگاه هر دو جمع شوند نفی و اثبات با هم از آن به دست می‌آید.[4] بنابراین کلمه «انّما» حکم را در موضوع معینی ثابت کرده و با ملازمۀ بیّن آن را از غیر آن موضوع نفی می‌کند.[5]

از آنچه‌ بیان شد، نتیجه این می‌شود که کلمه «انّما» در آیۀ ولایت معنای حصر را افاده می‌کند؛ بنابراین «ولایت یا ولی بودن» منحصر می‌شود در موضوعاتی که در آیه شریفه ذکر شده‌اند و آنها عبارت اند از خداوند، رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  و کسانی که ایمان آورده و در نماز در حال رکوع، زکات می‌دهند. طبق فرمایش علامه طباطبایی ولایت بالاصالۀ از برای خداست و از برای غیر خدا بالتبع است که آن هم با این آیه شریفه در رسول و کسی که ایمان آورده و در حال رکوع، زکات می‌پردازد، منحصر شده و از آنان به دیگران نباید تجاوز کند.[6]

معنای کلمه «ولیّ» در آیه ولایت: در این آیه کلمه «ولیّ» به یکی از سه معنا می‌تواند باشد که عبارت‌اند از: ناصر، دوست و سرپرست. اگر ولیّ در این آیه به معنای دوست یا ناصر باشد، با توجه به معنای «انّما» معنای آیه چنین می‌شود که تنها، خدا و رسولش و آنهایی که در حال رکوع، زکات می‌دهند، دوست یا ناصر مسلمانان (مخاطبین آیه) هستند و با توجه به معنای«انّما» نباید دوستی و نصرت از آنان به دیگران تجاوز کند. یعنی تنها آنان دوست یا ناصر مسلمانان هستند و کسی دیگری غیر از آنان این حق را ندارد که دوست یا ناصر مؤمنین باشد.

 این دو معنا برای ولیّ در این آیۀ شریفه درست نیست؛ زیرا در عالَم واقع می‌بینیم که این معانی به دیگران هم تجاوز می‌کند و غیر از آنان کسانی دیگری نیز می‌توانند دوست و ناصر مؤمنین باشند و در نتیجه این مطلب با معنای آیه در تنافی قرار می‌گیرد و چونکه درکلام خدا تناقض راه ندارد، پس ولی در این آیه نمی‌تواند به معنای ناصر یا دوست باشد. افزون بر این تنافی، آیات متعددی در قرآن کریم  وجود دارد که دوستی و یاوری دیگران را برای مؤمنین و مسلمانان ثابت می‌کند که در این صورت اگر معنای ولیّ دوست یا ناصر باشد، این آیات متنافی با آیه ولایت می‌گردد. مثلا خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»؛[7] «كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنها ياران يكديگرند و آنها كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند، هيچ گونه ولايت [دوستى و تعهّدى‏] در برابر آنها نداريد تا هجرت كنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دين (خود) از شما يارى طلبند، بر شماست كه آنها را يارى كنيد، جز بر ضدّ گروهى كه ميان شما و آنها، پيمان (ترك مخاصمه) است و خداوند به آنچه عمل مى‏ كنيد، بيناست!». در این آیه شریفه هم یاری و نصرت دیگران مورد تأکید قرار گرفته و هم  بر دوستی مؤمنین در بین خود شان توصیه شده‌است و این دو امر در هیچ کسی انحصار ندارد؛ بلکه از اموری است که خداوند از مؤمنین خواسته که همدیگر را دوست داشته و یاری کنند.

حال که از این دو معنای ولی، تناقض مضاعف در رابطه با آیه ولایت پدید می‌آید، به ناچار باید ولی را به معنای ولایت امری و سرپرستی بگیریم که ملازم با تصرف در امور دیگران و از شئون خداوند است؛ زیرا به جز خدا هیچ کسی حق تصرف در امور دیگران را ندارد؛ بلکه این خداست که آن را به هر که بخواهد اعطا می‌کند. و آیه می‌گوید که امر ولایت به معنای سرپرستی بعد از خدا و رسولش به عهدۀ فرد یا افرادی است که در حال رکوع زکات می‌دهند. اما این فرد یا افرادی که در طول خدا و رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  دارای ولایت انحصاری است، در آیه کریمه مشخص نیست و فقط نشانه‌هایی در آیه برای او ذکر شده که تشخیص و تعیین آن با این نشانه‌ها ممکن نیست. بنابراین برای شناختن او به شأن نزول آیه نیاز‌مندیم که در متون معتبر شیعه و سنی نقل شده‌است.

شأن نزول آیه ولایت: در بسيارى از كتابهای اسلامى و منابع اهل تسنن، روايات متعددى دال بر اينكه آيه فوق در شأن على- علیه السلام- نازل شده، نقل گرديده كه در بعضى از آنها اشاره به مسأله بخشيدن انگشتر در حال ركوع شده و در بعضى نشده، و تنها به نزول آيه در باره على- علیه السلام- قناعت گرديده است. اين روايت را «ابن عباس»، «عمار ياسر»، «عبد اللَّه بن سلام»، «سلمۀ بن كهيل»، «انس بن مالك»، «عتبۀ بن حكيم»، «عبد اللَّه ابى»، «عبد اللَّه بن غالب»، «جابر بن عبد اللَّه انصارى» و  «ابو ذر غفارى» نقل كرده‏اند و افزون بر آنان از خود علی- علیه السلام- نیز در کتابهای اهل‌سنت نقل شده‌است.[8]

سیوطی در تفسیر «الدر المنثور» شأن نزول آیه ولایت را با سندهای متعددی نقل کرده است. او می گوید از ابن عباس نقل شده که علی انگشترش را در حال رکوع صدقه داد. سپس پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- از سائل پرسید که چه کسی این انگشتر را به تو عطا کرد؟ سائل گفت آن راکع[اشاره به علی (ع)]؛ پس خداوند آیه «إنما وليكم الله ورسوله…» را نازل کرد. او از طریق عبدالرزاق … و ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده که این آیه دربارۀ علی بن ابی‌طالب نازل شده‌است. او می‌گوید طبرانی نیز در معجم اوسط خود با اسناد به عمار یاسر نقل کرده که علی در حالی که در رکوع نماز بود، سائلی کنار او ایستاد علی انگشترش را در آورد و به او داد سپس پیش پیامبر رفت و آن حضرت را از این کار علی آگاه نمود در این هنگام این آیه نازل شد و رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- آن را بر اصحاب قرائت نمود و سپس فرمود : «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». او با سند دیگری از ابن مردویه و او از علی بن ابی طالب نقل نموده که این آیه شریفه در خانه رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- بر آن حضرت نازل گردید و سپس رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  از منزل خارج شد و داخل مسجد گردید و مردم در حال نماز خواندن بودند که بعضی در حال قیام و برخی در حال سجده و رکوع بودند و سائلی را دید و از او پرسید کسی به تو چیزی داد؟ سائل گفت نه؛ مگر آن رکوع کننده [ علی بن ابی طالب]که انگشترش را به من عطا کرد. سند دیگری را که به آن اشاره می‌کند از طریق ابن عساکر است که سلمه بن کهیل گفت علی در حال رکوع انگشترش را صدقه داد سپس این آیه نازل گردید. جریر از مجاهد نقل کرده که آیه «إنما وليكم الله ورسوله…» در حق علی بن ابی طالب نازل شده زیرا او انگشترش را در حال رکوع صدقه داده است.[9]

 این حدیث که در شأن نزول آیه ولایت در کتابهای حدیثی و تفسیری نقل شده‌است، مصداق «الذین آمنوا…» را از کلیت خارج کرده و آن را مشخص می‌گرداند و تمام نشانه‌هایی را که در آیه شریفه ذکر گردیده بر امام علی- علیه السلام- منطبق می‌کند و در نتیجه ولایت به معنای سرپرستی را بعد از رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  در آیه ولایت برای امام علی- علیه السلام- به اثبات می‌رساند.

واژگان کلیدی: امامت، ولایت، آیه ولایت، انّما، حصر، معنای ولی، نصرت، دوستی.

محقق: حمیدالله رفیعی

[1] . المائده، 55.

[2]. فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، التفسیر الکبیر یا مفاتیح الغیب، ج2ص172، بیروت، دار الكتب العلميۀ ، چ1، 1421ق/ 2000م.

[3]    . محمد الأمين بن محمد بن المختار الجكني شنقیطی، أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآن، ج1ص517 ، بیروت، دار الفكر للطباعۀ والنشر ، 1415ق /1995م. ، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات.

[4]  . أحمد عبد الحليم بن تيميۀ الحراني أبو العباس، علوم الحدیث (كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيميۀ)، ج18ص264،  مكتبۀ ابن تيميۀ، چ2، [بی‌تا]. تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

[5]. محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج1ص118،  نشردانش، 1405ق.

[6]. طباطبایی، محمد حسین، الميزان فی تفسیر القرآن، ج6، ص14، قم، دفتر نشر اسلامي، [بي‌تا].

[7] . انفال، 72.

[8] . ناصر مکارم شیرازی، ناصر،  تفسیر نمونه، ج4ص425،  دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374‏ش.

[9] . الدر المنثور،. جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج3 صص10و 105، قم، 1404ق، کتابخانه آیت الله نجفی.