آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

در قرآن آیاتی متعددی وجود دارد که عقاید مذهب شیعه امامیه را مورد تأیید قرار می دهند. تأیید عقاید مذهب شیعه مساوی با حقانیت این مذهب است. یکی از این آیات آیه اطاعت است که به صورت مختصر به وجه دلالت آن بر حقانیت مذهب شیعه می پردازیم:

در قرآن کریم می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر و اولی الامر از خودتان را…».[۱]

به طور اطلاق در این آیه خدا به اطاعت از خود و رسول و اولی الامر دستور داده و اطاعت از اولی الامر و اطاعت از خدا و رسول بدون قید و شرطی در کنار هم قرار گرفته است. بنابراین اطاعت از اولی الامر با اطاعت از خدا و رسول خدا تفاوت ندارد و لازمه موافقت اوامر و نواهی اولی الامر با اوامر و نواهی خدا و رسول، آن است که آنها از خطا و گناه باید معصوم باشند. اگر اولی الامر معصوم نباشد، لازمه این آیه شریفه این می شود که خدا به اطاعت از کسانی امر کرده باشد که مصون از گناه نیستند و چنین فرمان مطلق از خدای حکیم عقلاً قبیح و منکر است. زیرا مستلزم عصیان خالق و اطاعت مخلوق است و چنین اطاعتی مطابق احادیث رسیده از پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ جایز نیست.[۲]

فخر رازی از علمای برجسته اهل سنت نیز در تفسیر این آیه گفته است که لازمه امر به اطاعت مطلقه از اولی الامر عصمت آنها است، او در این رابطه می گوید: اگر امام معصوم نباشد تضاد در حکم الهی لازم می آید زیرا از یک طرف اطاعت آنها را واجب کرده و از طرفی دیگر آن جا که آنان به خطا فرمان می دهند ارتکاب آن عمل ممنوع است. لکن فخر رازی به بهانه این که شخص معصوم در میان امت قابل تشخیص نیست و نیز به دلیل اینکه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده است: «امت من هرگز به خطا اتفاق نمی کند»، اهل حل و عقد را مصداق اولی الامر قرار داده و رأی آنها را معصوم پنداشته است.[۳]

این سخن فخررازی قابل پذیرش نیست زیرا اولاً هیچ گاه اجماع امت به عنوان اهل حل و عقد در میان مسلمانان تحقق پیدا نکرده است. ثانیاً با فرض تحقق، به علت عدم معصوم بودن افراد حل و عقد ممکن نیست، با جمع شدن آنان وصف عصمت برای این جمع به وجود آید. ثا لثاً امت اسلامی در مساله امامت و حکومت از شخص خلیفه پیروی می کند نه از شورای حل و عقد زیرا در خارج اولی الامر فقط یک نفر بوده است و شورای حل و عقد هیچ گاه خلافت را به عهده نداشته است.

رابعاً مضمون کلام پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ این نیست که رأی هیأت حاکمه به خطا نمی رود زیرا گذشته و حال، شهادت به خطای رأی نمایندگان امت می دهد بلکه معنای حدیث این است که امت بر خطا اجماع نمی کند و هیچ گاه وضعیت به حدی نمی رسد که حتی یک نفر هم از حق پیروی نکند، هر چند آن یک نفر معصوم باشد و هیچ دلیلی بر این وجود ندارد که کلمه «امت» به اهل حل و عقد معنی شود.[۴]

خامساً راه شناخت فرمانروایان مفترض الطاعه، قرآن و روایاتی است که در منابع معتبر اهل سنت نیز آمده است. آیات ولایت، مودت، تطهیر، مباهله و آیه تبلیغ و روایات وارده در تفسیر آنها و نیز روایات ثقلین، منزلت، غدیر، سفینه و اولی الامر را معرفی نموده است و روایاتی مربوط به آیه اطاعت به این مضمون که اولی الامر کیانند زیاد است در اینجا به ذکر سه نمونه اکتفا می کنیم:

سلیمان حنفی نقل نموده که از امام علی ـ علیه السلام ـ سئوال شد : کوچک ترین امری که موجب گمراهی انسان می شود چیست؟ حضرت فرمود: «نشناختن ولی الله مفترض الطاعه که حجت خدا و شاهد بر خلق است و خدا به اطاعت او دستور داده است». وقتی سائل از حضرت درخواست توضیح بیشتری می کند می فرماید: «منظور کسانی است که خدا در قرآن آنها را قرین خود و رسولش قرار داده و فرموده است: (ای مؤمنان، خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید)». و سپس ادامه می دهد: منظور از اولی الامر کسانی است که پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در مواضع متعدد و حتی در خطبه ای که هنگام رحلت خود آنها را معرفی نموده و فرموده است: دو چیز نفیس را میان شما می گذارم یکی کتاب الله و دیگری عترت و اهل بیتم ـ علیه السلام ـ ».[۵]

در تفسیر همین آیه از پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده که حضرت اسامی دوازده امام را به ترتیب برده و آنها را معرفی کرده است.[۶]

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: وقتی آیه «اولوالامر» نازل شد از پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پرسیدم مراد چه کسانی هستند؟ فرمود: «آنهایی که خدا اطاعت شان را قرین اطاعت خود و رسولش قرار داده و آنها خلفاء من و ائمه مسلمین بعد از من هستند، اول آنها علی ـ علیه السلام ـ است بعد امام حسن ـ علیه السلام ـ و بعد…».[۷]

بنابراین از این آیه شریفه به وضوح  نتیجه گرفته می شود که اولی الامر باید افراد معصوم و معینی باشند و خدا باید آنان را معرفی کرده باشد زیرا درک عصمت از حیطه عقل خارج است و معقول نیست خدا از یک طرف امر به اطاعت بدون چون و چرا از اولی الامر بکند و از طرفی تعریف آنها را به مردمی واگذار کرده باشد که معصوم را نمی شناسند چون چنین فرمانی تکلیف به امر غیر مقدور است.

پس بر طبق این آیه شریفه انسان های غیر معصوم و غیر عادل حق ندارند به عنوان خلیفه ، امام و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرار گیرند و هر مذهبی که پیشوایان این گونه دارند به حکم همین آیه شریفه نمی تواند مذهب حق باشد. از میان مذاهب اسلامی تنها در مذهب شیعه امامیه این آیه شریفه سرخط امامت قرار گرفته و در این مذهب این باور وجود دارد که امامان شان از سوی پیامبر اسلام معرفی گردیده  و هیچ کسی دیگری در انتخاب آنان کمترین نقشی نمی تواند داشته باشد.

پی نوشت ها:

[۱] . نساء ، ۵۹.

[۲] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۴، ص۶۲۰، قم، دفتر نشر اسلامی، بی تا،.

[۳] . فخر رازی، محمد، تفسیر کبیر، ج۱، ص۱۴۴،  بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.

[۴] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۴، ص۶۲۶، قم، دفتر نشر اسلامی، بی تا.

[۵] . سلیمان بن ابراهیم حنفی قندوزی، ینابیع الموده، ج۱، ص۳۵۱، دارالاسوه، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.

[۶] . ینابیع الموده، ج۱، ص۳۵۱.

[۷] . میرزا محمد المشهدی، تفسیبر کنز الدقائق، ج۲، ص۴۹۲، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.

نویسنده: حمیدالله رفیعی