آیت الله سید محمد شیرازی (سلطان الواعظین )

از آن روز كه دشمنان دین حنیف اسلام و متعصبان نابخرد، بنای عداوت را با تشیع – روح حقیقی اسلام – گذاشتند و برای وارونه جلوه دادن این مكتب حیات بخش و شور آفرین همه تیرهای خشم و كینه خود را به سوی معارف بلند و تابنك آن نشانه رفتند،

و از آن زمان كه باران طعنه های جهل و تعصب بر سر شیعه باریدن گرفته است، هماره مردانی بلند همت و راست قامت از سلاله پكان تاریخ بوده اند كه سینه ستبر خویش را در برابر تیر دشمنان سپر كرده اند و در راه دفاع از ناموس عقاید شیعه لحظه ای تردید به خود راه نداده اند.

عالم ربانی، دانشمند فرزانه، سید جلیل، خطیب شهید، مدافع حریم تشیع، خادم مخلص و عاشق پكباخته مرام اهل بیت علیهم السلام، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین حاج سید محمد سلطان الواعظین شیرازی(قدس سره)، از زمره حامیان و مدافعان مرزهای خونرنگ حرم تشیع است.

آن بزرگوار در طول عمر پر بركت خود با جدیت و اخلاص تمام، دمی از تبلیغ و ترویج و سعی در اعتلای مذهبِ حقه شیعه نیاسود و همه توان خود را در راه این آیین پك صرف كرد. كنون شرح مختصری از زندگی آن گرامی را بر می رسیم.

تولد

مرحوم سلطان الواعظین در سال 1314 ه’ . ق در تهران چشم به جهان گشود.(1) این تاریخ تولد با فرموده خود ایشان – با توجه به مقدمه ای كه بر شب های پیشاور نوشته اند و در آن سال سفر خود به این شهر را در سن سی سالگی ذكر كرده اند – نیز تأیید می شود.(2)

خانواده و اجداد

خانواده ای كه مرحوم سید محمد در آن به دنیا آمد از مهمترین و معتبرترین سادات ایران به شمار می رود. نسب شریف وی چنان كه مرحوم آیت الله العظمی نجفی مرعشی نگاشته اند، با 25 واسطه به حضرت موسی بن جعفر، امام كاظم(ع)، می رسد.(3) باری، این افتخاری بس بزرگ است كه وی از دودمانی سر برآورده است كه همگی زندگی خویش را بر بنای ولایت استوار می ساخته اند

اولئك آبای ء فجئنی بمثلهم

اذا جمعتنا یا جریر المجامعُ

ایشان پدران من هستند؛ ای جریر! (تو هم اگر می توانی) زمانی كه در مجالس گرد هم می آئیم مانند ایشان را بیاور.

این سلسله شریفه در ایران – كه به حضرت سید امیر محمد عابد فرزند بلاواسطه امام هفتم حضرت موسی بن جعفر(ع) ختم می شود – دارای احترام خاصی در طول تاریخ بوده است. مهاجرت آنها به ایران در زمان مأمون و حضور حضرت ثامن الائمه، حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، در مرو صورت گرفته است، بدین شرح كه سید امیر محمد عابد به همراه حضرت سید امیر احمد (شاه چراغ) و جمع كثیری از بنی هاشم، از مدینه طیبه به قصد زیارت حضرت رضا(ع)، به سوی ایران حركت می كنند. قافله ایشان به دستور مأمون، خلیفه عباسی، در شیراز متوقف می گردد. پس از این كاروانیان در سراسر ایران متفرق می شوند و هر یك دیاری را برای خویش بر می گزینند.

حضرت سید امیر محمد عابد فرزندان عالی قدری داشته است كه افضل آنها در علم و زهد و تقوی، حضرت سید ابراهیم مجاب بوده است. نوادگان او در قرون اخیر به مجابی شهره گشته اند. یكی از این سادات جلیل القدر مجابی، مرحوم آقا سید حسن واعظ شیرازی می باشد. وی جد بزرگ مرحوم سلطان الواعظین است. (آقا سید حسن) در مسیر سفری كه به مشهد مقدس داشته است، به تقاضای فتحعلی شاه قاجار در تهران اقامت گزیده و به وعظ و خطابه و تبلیغ مشغول می شود. وی در سال 1291 ه’ . ق در گذشت. بعد از او فرزندش آقا سید قاسم بحر العلوم كه به زهد و تقوی مشهور بود ریاست (نقابت) سلسله جلیله سادات شیرازی را به دست گرفت؛ تا آن كه ایشان نیز در سال 1308 ه’ . ق به رحمت ایزدی پیوست و در كنار پدر ارجمندش در كربلای معلی مدفون گردید. بعد از ایشان ریاست این خاندان به مرحوم حاج سید علی كبر اشرف الواعظین پدر صاحب ترجمه، مرحوم سلطان الواعظین رسید.

پدر

خطیب ارجمند و سید جلیل القدر مرحوم حجة الاسلام و المسلمین حاج سید علی كبر اشرف الواعظین شیرازی، پدر گرامی سلطان الواعظین، شیخ الطائفه و رئیس جمعیت بسیاری از سادات شیراز از پرچمداران دیانت و مروجین مذهب و شریعت بود. ایشان سال ها در تهران به ترویج و تبلیغ مشغول بود تا آن كه حوادث مشروطه پیش آمد.

در این ایام كه اختلاف های بین گروه های مختلف و روحانیت فزونی یافته بود و هر روز حادثه ای رخ می داد، مرحوم اشرف الواعظین به كرمانشاه نقل مكان كرد و در این شهر ماندگار شد. او در كرمانشاه قدرت و نفوذ بسیاری یافت و در برابر دشمنان دین و معاندین سدی استواری گشت. وی در ترویج شرع انور و جلوگیری از انحرافات و ایستادگی در برابر ارباب تفكرهای گمراه كننده، نهایت سعی خود را مبذول داشت.

آن عالم بزرگوار و غلام با اخلاص درگاه حضرت سید الشهداء(ع)، همواره مورد احترام و توجه مراجع و علمای عصر، همچون آیت الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی، آیت الله العظمی سید محمد كاظم طباطبایی یزدی، صاحب عروه، آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالكریم حائری، مؤسس حوزه علمیه بود. وی بعد از تقریباً هشتاد سال زندگی پك و سراسر خدمت به دین و مردم، در سپیده دم روز سه شنبه 21 شعبان سال 1351 ه’ . ق در كرمانشاه بدرود حیات گفت.

مردم قدرشناس كرمانشاه كه سال های طولانی از محضر آن واعظ دردمند استفاده كرده بودند، بعد از درگذشت وی نیز تجلیل خوبی از ایشان به عمل آوردند. آنان با تشییع كم نظیری پیكر پكش را برای انتقال به عتبات عالیات عراق بدرقه نمودند.

جنازه ایشان به كربلای معلی منتقل شد و از آنجا كه آن مرحوم سوابق طولانی در منطقه عراق داشت، در كربلا نیز استقبال مفصلی به وسیله مردم و علما از جنازه ایشان به عمل آمد. بعد از تشییع وی را در مقبره خانوادگی خودشان، جنب جد گرامیش حضرت سید ابراهیم مجاب، به خك سپردند.

به مناسبت درگذشت مرحوم سید علی كبراشرف الواعظین از سوی آیت الله حاج شیخ عبدالكریم حائری(قدس سره) دروس حوزه علمیه قم تعطیل شد و مجلس ترحیمی نیز از سوی ایشان در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار گردید.(4)

تحصیلات و اساتید

سلطان الواعظین در همان اوان كودكی در خدمت پدر ارجمندش مشغول فراگیری معارف دینی شد و سپس در مدرسه پامنار تهران از محضر اساتید و علمای دیگر بهره مند شد. ایشان پس از مدتی، در سال 1326 ه’ . ق، راهی عتبات عالیات شد و در جوار بارگاه سید و سالار شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) در كربلای معلی اقامت گزید و با استعانت از آن وجود شریف، مشغول تحصیل علوم دینی گردید.

ایشان در این شهر از محضر اساتیدی همچون آیت الله فاضل مرندی و آیت الله شهرستانی كسب فیض نمود.(5) وی پس از مدتی به تهران بازگشت و بعد از درگذشت پدر گرامیش در سال 1351 ه’ . ق از آنجا به قم آمد. او از محضر برخی بزرگان حوزه علمیه قم نیز استفاده نمود.(6) كه برخی از آنها عبارتند از

1 – استاد الفقها آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حائری(ره)

ایشان در سال 1276 ه’ . ق در مهرجرد یزد متولد شد. بعد از تحصیل مقدمات و سطح به عتبات عالیات رفت. در آنجا خرمن دانش اساتیدی همچون حضرات آیات عظام میرزای بزرگ شیرازی، سید محمد فشاركی و میرزا محمد تقی شیرازی توشه برگرفت. حاج شیخ در سال 1340 ه’ . ق به قم آمد و به درخواست و اصرار مردم و علما در این شهر مقدس مقیم شد. او مؤسس حوزه علمیه است و عده كثیری از فضلاء و مجتهدین معاصر، از صدقات جاریه آن مرحوم به شمار می روند. ایشان در 17 ذیقعده 1355 ه’ . ق دار فانی را وداع گفت و در جوار كریمه اهل بیت علیهم السلام حضرت فاطمه معصومه(س)، به خك سپرده شد. از آثار ایشان كتاب دُرر الفوائد در اصول است و همچنین كتاب النكاح كه تقریرات درس ایشان به قلم آیت الله آقا میرزا محمود آشتیانی می باشد.

2 – آیت الله العظمی حاج سید محمد حجت(ره)

ایشان در شعبان 1310 ه’ . ق در تبریز چشم به جهان گشود. درسال 1330 ه’ . ق برای تكمیل مراتب علمی به نجف اشرف رفت و از محضر حضرات آیات عظام سید محمد كاظم یزدی «صاحب عروة»، میرزای نائینی، شریعت اصفهانی آقا ضیاء عراقی، سید محمد فیروز آبادی و دیگران استفاده كرد. در سال 1349 ه’ . ق به قم آمد و كرسی تدریس را بر عهده گرفت. ایشان به صفای باطن و پكی قلب و عشق وافر به درس و بحث مشهور بودند، از آثار به جای مانده اش، علاوه بر تربیت شاگردان بسیار، ساخت مدرسه مباركه حجتیه قم است. او در 23 جمادی الاولی 1372 ه’ . ق به رفیق اعلی پیوست.

3 – آیت الله العظمی آقا سید محمد تقی خوانساری(ره)

آن بزرگوار در رمضان 1305 ه’ . ق در خوانسار متولد شد. در سن 17 سالگی عازم عتبات عالیات شد و از درس حضرات آیات عظام ملا محمد كاظم خراسانی «صاحب كفایه»، سید محمد كاظم یزدی، «صاحب عروة» بهره برد. او همگام با میرزا محمد تقی شیرازی و سید ابوالقاسم كاشانی، در جنگ جهانی اول، در مبارزه با استعمار انگلیس شركت جست و پس از سقوط عراق دستگیر و به هند و چین تبعید شد و بعد از مدت چهار سال در اسارت بود. پس از آزادی به ایران آمد و در قم رحل اقامت افكند.

او از علمای معروف و مشهور حوزه علمیه به شمار می رفت و خدمات زیادی را نجام داد تا اینكه در هفتم ذیقعده 1371 ه’ . ق رخ در نقاب خك كشید.

4 – آیت الله آقا میرزا محمد علی شاه آبادی(ره)

آن دانشمند فرزانه در سال 1292 ه’ . ق در اصفهان پا به عرصه وجود نهاد. مقدمات علوم را در زادگاه خود فرا گرفت و سپس به تهران رفت.از حوزه درس مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسن آشتیانی فقه را فرا گرفت، فلسفه و عرفان را نیز از محضر حكیم میرزا هاشم گیلانی و حكیم میرزا ابوالحسن جلوه آموخت. وی مدتی در نجف اشرف در محضر میرزا محمد تقی شیرازی كسب فیض كرد و سپس به تهران آمد و خود به افاضه پرداخت. آن بزرگوار در سال 1347 ه’ . ق به قم آمد و به تربیت طلاب پرداخت؛ اما بعد از هفت سال بار دیگر به تهران بازگشت. روح بلند آن استاد مسلم اخلاق و عرفان در سال 1328 ه’ . ق به كوی دوست پر كشید.

سلطان الواعظین حدود پنج سال در قم از محضر اساتید فوق استفاده كرد و سپس به تهران بازگشت.

ایشان از عده ای از مراجع و بزرگان حوزه اجازه روایت حدیث و كتب روایی را داشت

حضرات آیات عظام حاج شیخ عبدالكریم حائری، حاج شیخ عبدالله مامقانی، آقا ضیاء الدین عراقی، حاج سید ابوالقاسم طباطبائی غروی و سید شهاب الدین مرعشی نجفی،قدس سرهم صورت همه این اجازه نامه ها در پایان كتاب شریف شبهای پیشاور به چاپ رسیده است.

سفر به پیشاور و تشكیل جلسات مناظره

سلطان الواعظین سفرهای متعددی به خارج از ایران داشت، وی در همه این مسافرت ها علاوه بر مجالس وعظ و منبر و تبلیغ، با علمای بزرگ فرق و مذاهب نیز به گفتگو و تبادل نظر می پرداخت و آراء و عقاید حقه شیعه را با ایشان مطرح می ساخت.

او سفرهایی را به مصر، سوریه، لبنان، اردن، فلسطین و هندوستان انجام داد، و مهمترین آنها – كه مناظره معروف او در آن تحقق یافت و باعث شهرت وی گشت – سفر به پیشاور بود. ایشان در ربیع الاول سال 1345 ه’ . ق كه تنها سی سال از عمرشان می گذشت، پس از سفر به عتبات و استعانت از سلطان الاولیا حضرت امیرالمؤمنین(ع) راهی هندوستان شد.

در كراچی، بمبئی، لاهور، پنجاب، حیدرآباد و بسیاری نقاط دیگر هند مورد استقبال و احترام مسلمان ها و غیر مسلمان ها واقع شد و جلساتی از بحث و مناظره را برقرار كرد. بعد از آن ایشان را به دهلی نو دعوت كردندو جلسه مناظره با عده ای از علمای هند را بر ایشان فراهم ساختند. در بعضی از این جلسات كه در دهلی انجام می شد، رهبر بزرگ هند مهاتما گاندی نیز شركت می كرد.(7)

بعد از این جلسات سلطان الواعظین به دعوت محمد سرور خان كه از متنفذین خاندان قزلباش هندوستان به شمار می رفت، برای سخنرانی و خطابه راهی پیشاور شد. این مجلس با حضور جمع زیادی از مردم پیشاور و حومه آن و نیز عده ای از علمای فریقین (شیعه و سنی) در امام باره (حسینیه) مرحوم عادل بیك برقرار شد. سلطان الواعظین در این جلسات مباحثی در زمینه خلافت و ولایت و عقاید شیعه مطرح ساخت. در پایان یكی از این سخنرانی ها دو تن از علمای كابل نزد سلطان الواعظین آمده و تقاضا می كنند در ارتباط با سخنان او با ایشان مناظره كنند. این دو نفر به نام های حافظ محمد رشید و شیخ عبدالسلام از آن شب به بعد، پس از نماز مغرب و عشاء در حضور جمع زیادی از علما و رجال و مردم شهر، پیرامون مسائل مورد اختلاف با سلطان الواعظین به گفتگو می نشستند.

این جلساتِ پرشور كه از شب جمعه 23 رجب 1345 ه’ . ق شروع شد، تا ده شب به طول انجامید. جلسه مناظره هر شب بعد از نماز مغرب و عشا تا 6 یا 7 ساعت و گاهی نیز تا اذان صبح ادامه می یافت.

در پیشاور وشهرهای اطراف آن، چون فرق مسلمین در كنار هم زندگی می كنند و با یكدیگر در ارتباط هستند، لذا چنین محفلی با استقبال زیادی رو به رو گردید و صورت مذكرات هر شب، توسط روزنامه های محلی منتشر می شد.

در این مباحثات مسائلی از قبیل دلالت آیات و روایات بر مقام شیعه، عقاید فرق مختلف شیعه، ظلم و ستم خلفا در طول تاریخ نسبت به شیعه، مذاهب اربعه اهل سنت، احادیث مختلف در فضیلت حضرت امیر(ع)، دلالت آیات مختلف بر شأن و منزلت حضرت امیر(ع)، مسأله سقیفه، شوری، بدعت های معاویه، قیام و شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) و بسیاری از مباحث تاریخی و اعتقادی دیگر مطرح شده است. استدلال مرحوم سلطان الواعظین در طول این مناظره، فقط از كتب و منابع اهل سنت می باشد، و این خود نشانه تسلط و احاطه آن بزرگوار به منابع روائی و تفسیری عامه است. این احاطه تا جایی است كه در برخی موارد موجب حیرت علمای اهل سنت حاضر در مجلس می شود و تحسین ایشان را برمی انگیزد. به راستی حضور ذهن و قدرت حافظه ایشان در ذكر منابع و كتب مختلف برای یك مطلب، حیرت انگیر است.

سید در این مناظره طولانی و كم نظیر چنان با صلابت، قدرت و منطق قوی وارد بحث شد كه پس از مدت كوتاهی یكه تاز میدان گردید و آقایان بیشتر به مستمع تبدیل شدند، بی آن كه بتوانند سخنی بگویند.

در پایان مذكرات و شب دهم، تعدادی از رجال و بزرگان حاضر در مجلس به مذهب حقه تشیع مشرف شدند؛ ولی آنچه ثمره جاوید این مناظره پر ارج به شمار می آید، همان كتاب ارجمند «شبهای پیشاور» است.

مؤلف محترم مشروح مذكرات را كه روز بعد از جلسه توسط جراید محلی چاپ می شد مجدداً بررسی كرده است و پس از تنظیم در كتابی قطور به چاپ رسانده است.

اخلاق

مرحوم سلطان الواعظین انسانی سلیم النفس، بلند همت و با اراده بود.در بیان بسیار شیوا و صریح اللهجه و در عین حال مؤدب وعفیف بود.

دانشمند محقق، مرحوم محمد شریف رازی، درباره وینوشته است

«او با نگارنده محبت تام داشت و گاه گاهی موفق به زیارتش می شدم، وی را عالمی بلند همت، منیع الطبع و كریم النفس می دیدم.»(8)

او عشق سرشاری به اهل بیت علیهم السلام عصمت و طهارت داشت، و این محبت و شیفتگی را با هیچ متاعی مقابله نمی كرد. وی عمری را خالصانه در راه تعظیم، تكریم و ترویج خاندان عصمت و طهارت با قلم و بیان خویش جهاد نمود و دمی از این كوششِ مدام، را نیاسود.

حضرت آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی – دامت معالیه – می فرمودند

«برخی از موثقین نقل می كردند، مرحوم سلطان الواعظین در اواخر عمر – كه به بیماری قلبی شدیدی مبتلا بود – نیاز به معالجه پیدا كرد. فرزند او با یكی از یهودی های متمكن تهران آشنا بود. این شخص یهودی كه از طریق فرزند، پدر دانشمندش را می شناخت، یك چك سفید به او می دهد و می گوید این را به پدرت بده و بگو به هر كجا كه می خواهند برای معالجه بروند. من تمام هزینه آن را خواهم پرداخت .پسر سلطان الواعظین مراتب را به عرض پدر می رساند. سید در جواب می گوید

من كه یك عمر نوكر حضرت سید الشهدا(ع) بوده ام، حالا بیایم و از یك یهودی برای معالجه مریضی ام پول بگیرم؟ و چك سفید را به صاحب آن پس می دهد.»

آن مرحوم عاشق و شیفته پیشوای بزرگ مردان تاریخ، حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) بود و در همه تألیفات و بیانات خود، سعی بلیغی در ارائه شناخت بهتر و روشنتر شدن مقام، منزلت و فضیلت آن امام مظلوم داشت.

فاضل محترم، آقای كیائی طالقانی از آن مرحوم نقل كردندكه فرموده بود

«اگر تمام كتب شیعه هم از بین برود، بنده می توانم با اتكا به كتب و منابع عامه خلافت و ولایت حضرت امیر(ع) را اثبات بنمایم.»

درگذشت

آن مدافع حریم ولایت، پس از سال ها تلاش خستگی ناپذیر، واپسین سال های عمر خویش را با بیماری شدید قلبی می گذراند، به طوری كه تقریباً در ده سال آخر زندگی كاملاً خانه نشین شد. روح پك وی سرانجام روز جمعه 17 شعبان المعظم 1391 ه’ . ق، برابر با 16 مهرماه 1350 ه’ . ش در تهران از كالبد خویش گسست و به ملاء اعلی پركشید. آقای شاهرودی تاریخ فوت ایشان را در وفیات العلماء، بیستم شعبان دانسته اند و روی جلد شب های پیشاور چاپ دارالكتب نیز همین تاریخ نوشته شده است؛ ولی برابر نوشته حك شده بر سنگ مزار ایشان این تاریخ را 17 شعبان ذكر كرده اند. پیكر ایشان پس از انتقال به قم، با تشییع با شكوهی توسط علماء و فضلای حوزه علمیه، در جوار بارگاه نورانی حضرت فاطمه معصومه(س) در قبرستان ابوحسین به خك سپرده شد. مرحوم رازی نوشته اند

«بعد از فوت سلطان الواعظین، آیت الله حائری تهرانی، مرحوم حاج سید جواد سه دهی را – كه از منبری های برجسته تهران بود – در خواب می بینند كه در باغ بسیار بزرگی با وضع خوشی مقیم است. می پرسد آقای سه دهی چطوری؟ می گوید بسیار خوبم. از وقتی كه آقای سلطان الواعظین آمده است، به هر كدام ما (اهل منبر) یك درجه داده اند.»(9)

تألیفات

مرحوم سلطان الواعظین، اگر چه بیشتر عمر خویش را صرف تبلیغ، وعظ و خطابه كرد و در این جهت هم به حق موفق بود، باز از تألیف و تدوین كتب سودمند و نافع برای جامعه اسلامی غافل نماند. این آثار مكتوب عبارتند از

1 – شبهای پیشاور

این كتاب كه مهمترین تألیف سلطان الواعظین است، در نوع خود از بهترین آثار در موضوع مربوطه به شمار می آید. سید در این كتاب – كه مشروح مذكره و مناظره او در طول ده شب با بعضی از علمای اهل سنت در پیشاور است – اهم موضوعات مورد اختلاف را مطرح نموده و با استدلالی قوی و با استفاده كامل از منابع روائی و تاریخی اهل سنت، مبانی و معتقدات شیعه را به اثبات رسانده است.

این كتاب در عین این كه مطالب دقیق و تخصصیِ اختلافی را آورده است، با نثری شیوا و روان برای همه اقشار علمی قابل استفاده می باشد. مطالعه دقیق آن به خصوص برای جوانان، باعث تحكیم مبانی مذهبی و روشن شدن عقاید حقه شیعه می گردد.

این كتابِ شریف و ارزشمند، چندین بار در زمان حیات مؤلف محترم و ده ها بار بعد از ایشان، به چاپ رسیده است. این اثر به تازگی با همت سید حسین موسوی به عربی ترجمه شده، و با تحقیق و تعلیقِ مترجم، به وسیله مؤسسه البلاغ در بیروت تحت عنوان «لیالی بیشاور» به چاپ رسیده است.

2 – گروه رستگاران

این كتاب در دو جلد قطور به چاپ رسیده است. موضوعات آن نیز مانند شب های پیشاور، بیشتر حول محور اثبات حقانیت شیعه است. مؤلف محترم در جلد دوم كتاب به پاسخ ء نوشته های شهرستانی در ملل و نحل و رد ادعاهای او درمورد شیعه می پردازد. وی سپس تفاوت های گوناگون شیعه و سنی را به اختصار تشریح كرده و

صفحه 153

عقاید آنها را مطرح می سازد. او بخش پایانی جلد دوّم در عقاید شیعیان را، با اتكا به مبانی قرآن و حدیث اثبات می كند.

3 – صد مقاله سلطانی

چنان كه مؤلف محترم خود در مقدمه گفته است این كتاب مجموعه صد مقاله ای است كه آنها را پیرامون تورات، انجیل و قرآن كریم، برای درج و چاپ در نشریه دینی پرچم اسلام (10) نگاشته و مقالات مزبور از این نشریه جمع آوری شده و پس از تدوین و به وسیله خود مؤلف به چاپ رسیده است. سلطان الواعظین حدود پنجاه مقاله اول را به بررسی تحریف های صورت گرفته در تورات و انجیل اختصاص داده است. حدود پنجاه مقاله دیگر را نیز در اثبات مراتب اعجاز و حقانیت قرآن كریم نگاشته است. به هر حال این كتاب، در نوع خود اثر ارزشمندی به شمار می رود.

از آثار مرحوم سلطان الواعظین شیرازی تنها سه اثر فوق به چاپ رسیده است؛ ولی ایشان تألیفات دیگری نیز دارند كه متأسفانه آنها را به زیور طبع نیاراسته اند. این آثار به شرح ذیل می باشد(11)

1 – عقاید سلطانی در یك جلد.

2 – سرادقات سلطانی در صفات و علائم مؤمنین، در 4 جلد.

3 – فضایح الصوفیه در حالات و مناشی پیدایش اهل تصوف.

4 – مجموعه سلطانیبه صورت كشكول در 12 جلد.

5 – توحید سلطانی در معرفت الهی و صفات ثبوتیه و سلبیه، در 2 جلد.

6 – معراجیهدر بیانِ دلایل عقلیه و نقلیه بر اثبات معراج جسمانی.

7 – راهنمای اهل توحید در صفات و شرایط نبوت و راهنمایان توحید، در دو جلد.

8 – المآل البینه در اثبات وجود امام عصر(ع).

9 – راه سعادت در تشریح ساختار معنوی انسان (اخلاق و صفات حمیده) در 2 جلد.

10 – حكمت الهی حدیث، در دو جلد.

11 – اثبات الحجّه در شرایط و صفات امامت و حالات ائمه اطهار، در 2 جلد.

مقالاتی نیز از آن عالم ربانی در مجلات مانند معارف جعفری، پرچم اسلام و… به چاپ رسیده است.

قلم شیوا و روان ایشان، مطالب علمی را برای توده مردم قابل درك و فهم می كند شایسته است اهل فضل و تمكن، بعضی از تألیفات سودمند ایشان را كه هنوز به چاپ نرسیده است، به زیور طبع بیارایند.

منابع و مأخذ

1- اعیان الشیعه، الامام سید محسن امین.

2 – نقباء البشر، علامه آغا بزرگ تهرانی.

3 – زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، حسن مرسلوند.

4 – دانشمندان و سخن سرایان فارس، محمد حسین ركن زاده آدمیت.

5 – وفیات العلما یا دانشمندان اسلامی، حسین جلالی شاهرودی.

6 – آثار الحجه یا دایرة المعارف حوزه علمیه قم، محمد شریف رازی.

7 – گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی.

8 – معجم مؤلفی الشیعه، علی الفاضل القاینی النجفی.

9 – شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی.

10 – گروه رستگاران، سلطان الواعظین شیرازی.

11 – اثر آفرینان، انجمن آثار و مفاخر ایران، زیر نظر سید كمال حاج سید جوادی.

پی نوشت ها

1 – زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، حسن مرسلوند، ج 4، ص 154 .

2 – شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ص 92 .

3 – شبهای پیشاور، بخش تصاویر و اسناد در پایان كتاب .

4 – آثار الحجة، مرحوم شیخ محمد رازی، ج 1، ص 150 .

5 – زندگینامه رجال و مشاهیر ایران حسن مرسلوند، ج 4، ص 154 .

6 – آثار الحجة، مرحوم محمد شریف رازی، ج 2، ص 151 .

7 – شبهای پیشاور، سلطان الواعظین، ص 93 .

8 – گنجینه دانشمندان، مرحوم شیخ محمد شریف رازی، ج 2، ص 376 .

9 – گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 376 .

10 – هفته نامه دینی – طبی پرچم اسلام بین سال های 1330 – 1325 ش به مدیریت دكتر سید عبدالكریم فقیهی شیرازی در تهران منتشر می شد شخصی كه به سوی محمد رضا شاه تیراندازی كرد خبرنگار این نشریه بود رجوع كنید به شناسنامه مطبوعات ایران مسعود برزین، ص 105 .

11 – برگرفته از مقدمه كتاب گروه رستگاران .

نویسنده مهدی سلیمانی آشتیانی