آیت الله سيد محمد بادکوبه اي(ره)

ميلاد نور
در سال (1285 هـ . ق) روستاي آرام و زيباي «مشقطع»[1] از توابع باکو،[2] شاهد تولد طفلي مبارک در کانون گرم خانواده آقا مير جبار مصطفي يوف بود. مير جبار که فردي متدين و ديندار بود نام فرزندش را «سيد محمد» نهاد.
تحصيلات
سيد محمد در چنين خانواده اي پرورش يافت. وي در سنين کودکي قدم به مکتب خانه گذاشت و دروس مقدماتي را از اساتيد محلي فرا گرفت. پس از آن با شور و شعف بسيار براي تکميل تحصيلات، از طريق عشق آباد راهي مشهد مقدس گرديد و ادبيات فارسي و عربي، فقه و اصول را در جوار مرقد مطهر حضرت ثامن الحجج ـ عليه السلام ـ آموخت و آن گاه با قدم هايي استوار و اراده اي پولادين عازم حوزه علميه اصفهان شد. منطق، فلسفه و کلام را در مدت کوتاهي از استادان بزرگ حوزه علميه اصفهان فرا گرفت و به مقام استادي رسيد.[3]
حوزه علميه نجف
سيد محمد پس از تحصيل در اصفهان راهي عتبات عاليات عراق گرديد و سال هاي متمادي از محضر استادان بزرگ حوزه کهن نجف، علوم معقول و منقول را فرا گرفت.
استادان
استادان بزرگوار ايشان عبارتند از:
1. حاج سيد حسين بادکوبه اي (1293 ـ 1358 هـ . ق)
2. ملا فتح الله اصفهاني (1266 ـ 1339 هـ . ق)
3. سيد ابوالحسن اصفهاني (1284 ـ 1365 هـ . ق)
4. ملا محمد کاظم آخوند خراساني.
5. سيد محمد کاظم يزدي طباطبايي (1248 ـ 1337 هـ . ق)
بازگشت به بادکوبه
آيه الله بادکوبه اي پس از تحصيل و رسيدن به مدارج عالي علمي به شهر بادکوبه بازگشت. بازگشت ايشان به بادکوبه هم زمان بود با حکومت تزاري روسيه بر سرزمين آذربايجان. حکومت تزاري روسيه بر سرزمين آذربايجان. حکومت تزار در نتيجه جنگ هاي تجاوز کارانه و تحميل معاهده هاي گلستان و ترکمن چاي بر ايران، شهر هاي دربند، باکو، شيروان، شکي، گنجه، لنکران، نخجوان و بخش جنوبي تالش را از اين کشور جدا و به سرزمين هاي خود ملحق نمود. آيه الله بادکوبه اي با وجود سخت گيري ها و آزار و اذيت هاي موجود، به تبليغ احکام الهي و ترويج شريعت نبوي پرداخت.[4]
تأسيس حوزه علميه
مجاهد نستوه، آيه الله بادکوبه اي در طول ساليان دراز، خدمات شاياني به جهان اسلام نمود. ايشان با وجود فشار و سخت گيري هاي ضد ديني بلشويک ها، شروع به تأسيس حوزه علميه نمود و شاگردان مستعدي پرورش داد.[5] علامه اميني در مورد ايشان مي گويد: «از خدمات علامه سيد محمد (بادکوبه اي) يکي تأسيس دانش سراي ديني بود که تعداد زيادي دانشجو داشت و خود در آن تدريس مي کرد و علي رغم حمله ضد ديني بلشويکها رونق روز افزون يافت.»[6]
تبعيد به سيبري
در سال (1936 م) جمهوري آذربايجان به اتحاد جماهير شوروي پيوست. در خلال اين سال ها آزار و اذيت مسلمانان افزايش يافت و بسياري از مساجد، اماکن مذهبي و مدارس علميه تخريب گرديد. حکومت وقت بسياري از مخالفين دولت و مبارزين را يا کشت و يا تبعيد شدند. فقيه مبارز آيه الله بادکوبه اي در نتيجه ترويج تعاليم الهي و نشر معارف اسلامي و افشاي ماهيت رژيم کمونيستي به مدت پانزده سال با اعمال شاقه به سيبري[7] غربي تبعيد شد. ايشان در مدت تبعيد هر روز به همراه زندانيان ديگر به مقدار معين به حفر کانال مي پرداخت. اما در اثر همکاري و علاقه دوستداران خود، مدت مذکور در طول پنج سال سپري گرديد.[8] خود معظم له در مورد همکاري زندانيان مي گويد: «هر زنداني روزانه چند بيل خاک بر مي داشت و مي گفت: «بودا آخوند آقانين پاييدي»[9] ايشان با سپري نمودن ايام تبعيد به بادکوبه بازگشت و فعاليت هاي خود را از سر گرفت.
اتهام
با گسترش فعاليت هاي سياسي و فرهنگي آيه الله بادکوبه اي مخالفان نتوانستند بار ديگر وجود وي را ناديده بگيرند و اين بار به اتهام همکاري با حزب مساوات[10] به مدت نه ماه در زير زمين مخوف سازمان اطلاعات شوروي زنداني شد؛ اما پس از مدتي تبرئه و آزاد شد.[11]
هجرت به اردبيل
بعد از آزادي از زندان دوستان وي وسايل سفر ايشان و خانواده اش را به اردبيل فراهم نمودند. ايشان هم زمان با حکومت رضا خان وارد اردبيل گرديد و فعاليت هاي خويش را آغاز نمود. معظم له در مدت اقامت دو ساله در اردبيل در خانه خويش شروع به تدريس و تربيت طلاب کرد[12] وي در يکي از مساجد معروف اردبيل به نام مسجد «سرچشمه» به اقامه نماز جماعت مي پرداخت.[13]
تبعيد به تبريز
در پي اجراي سياست هاي غربي رضاشاه، حضرت آيه الله بادکوبه اي به مخالفت و اعتراض برخاسته و در نتيجه به تبريز تبعيد مي گردد و به اجبار در مدرسه طالبيه اقامت مي گزيند. اقامت اجباري وي در مدرسه طالبيه با وساطت برخي از دوستان، از جمله آقاي احمد وهاب زاده و آقاي سطوه السلطنه پايان و ايشان در منزل خويش در تبريز سکني مي گزيند.[14]
همگان با امام
مجاهد عالي قدر حضرت آيه الله بادکوبه اي از آغاز نهضت امام خميني در سال 1342 ش. در رديف روحانيون مبارز قرار گرفته و حمايت و پشتيباني خويش را از حرکت هاي انقلابي حضرت امام اعلام داشت.[15] اين عالم بزرگ با سخنراني هاي شيرين و جذاب خود در آگاهي مردم تبريز نقش اساسي داشت.
مبارزه با انجمن هاي ايالتي و ولايتي
با تصويب انجمن هاي ايالتي و ولايتي و تبديل قسم به قرآن به قسم به کتاب آسماني و دخالت زنان در انتخابات و حذف قيد اسلام، حضرت آيه الله بادکوبه اي در کنار جامعه روحانيت آذربايجان در تاريخ (12/8/1341) با ارسال تلگرافي به آيه الله حاج سيد محمد بهبهاني خواستار لغو اين تصويب نامه شدند.
دشمني با اسرائيل
پس از جنگ شش روزه بين اعراب و اسرائيل در خرداد ماه سال 1346 حضرت آيه الله بادکوبه اي تلاش و فعاليت خويش را عليه اسرائيل آغاز نمود. در اين زمينه از سوي علماي قم اعلاميه اي در جهت حمايت از اعراب و لزوم جمع آوري کمک هاي مادي براي آسيب ديدگان و آوارگان فلسطيني صادر شد. فقيه مبارز حضرت آيه الله بادکوبه اي همراه آيات عظام سيد ابوالفضل خسروشاهي، سيد مرتضي مستنبط غروي، سيد کاظم موسوي شبستري و شهيد سيد محمد علي قاضي طباطبايي، با صدور اعلاميه اي در تبريز، براي کمک به آوارگان مسلمان فلسطيني مساعدت و ياري خواستند. متن اعلاميه چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
برادران ايماني، به منظور کمک به برادران مسلمان آسيب ديده، بازماندگان مقتولين در راه دفاع از حريم مقدس اسلام که از طرف حضرات آيات عظام و مراجع تقليد که اعلام فرموده اند، اميد است اهالي محترم آذربايجان از مساعدت دريغ نفرموده از کمک به برادران اسلامي به حساب شماره يک بانک صادران شعبه قم از تاديه وجه خود داري نفرمايند که عنده الله مأجور خواهند شد.[16]
نشون آقا
مرحوم آيه الله بادکوبه اي عالمي متقي، زاهدي پرهيزگار و مجاهدي فداکاري بود. ترکي را به لهجه قفقازي صحبت مي نمود و به جاي کلمه «نه ايچون» يعني چرا؟ از کلمه «نشون» استفاده مي کرد. به همين دليل در تبريز «نشون آقا» شهرت داشت.[17]
تجليل از علما
ايشان براي مراجع تقليد و عالمان بزرگوار، علاقه و احترام خاصي قائل بود و از آنان تجليل مي نمود. هميشه از آيه الله حاج ميرزا فتاح شهيدي ياد مي کرد و مي فرمود: «تبريز بعد از آيه الله العظمي حاج ميرزا صادق آقا مجتهد بک مجتهد ديده است و آن هم آقا ميرزا فتاح است و بس.»
همچنين با آيه الله شهيد حاج ميرزا محمد علي قاضي طباطبايي رفيق بود. هر وقت آن مرحوم از تبعيد بر مي گشت دو ـ سه روز به بعد به منزل ايشان مي رفت و ساعت ها با هم در خلوت صحبت مي کردند.[18]
نماز و منبر
معظم له در کنار کارهاي سياسي، علمي و اجتماعي، صبح و شام در مسجد «ويجويه» (ورجي)، و ظهر ها در مسجد بازار کفاشان[19] نماز جماعت اقامه مي کرد.[20] روزهاي جمعه منبر مي رفت و قرآن را در دست گشوده و از روي آن مي خواند و تفسير و موعظه مي کرد. خود مي گريست و ديگران را مي گرياند.[21]
يادگار ها
آن فقيه بزرگ علاوه بر تربيت شاگرداني چون: آيه الله سيد مهدي دروازه اي[22] و استاد ميرزا عمران عليزاده[23] و حاجي ميرزا علي اکبر برازنده، آثار گرانبهايي نيز به جاي مانده است که از جمله آن ها مي توان به حاشيه بر عروه الوثقي و حاشيه بر شرح تجريد علامه حلي اشاره کرد که هنوز به چاپ نرسيده اند.[24]
کتابخانه
عالم رباني آيه الله بادکوبه اي کتابخانه بزرگي داشت که حاوي کتاب هاي نفيس چاپ و خطي بود. بنا بر وصيت آن فقيه بزرگوار همه کتاب هايش به کتاب خانه بزرگ حضرت آيه الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي در قم انتقال يافت و هم اکنون در آن گنجينه بزرگ نگه داري مي شود.[25]
به سوي ابديت
سرانجام اين عالم رباني و مجاهد نامدار پس از سال ها خدمت به اسلام و مسلمين و تحمل رنج ها، شکنجه ها و سختي ها، روز سه شنبه، هفتم جمادي الآخر (1389 هـ . ق) برابر با تيرماه (1348) جان به جان آفرين تسليم نمود و روح پاکش در ملکوت اعلي جاي گرفت. پيکر پاک اين فقيه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ پس از تشييع باشکوه توسط ده ها هزار نفر، در وادي رحمت شهرستان تبريز به خاک سپرده شد.[26] رحمت و رضوان الهي بر او باد.
[1]. مشقطع در تلفظ کنوني «مشتقا» خوانده مي شود و از توابع باکو محسوب مي شود.
[2]. باکو يکي از مهمترين مراکز شيعه نشين جمهوري آذربايجان بوده و هم اينک پايتخت آن کشور است. نام اين شهر به صورت هاي باکو، با کودبه، با کوبه، باکويه، و باکي تلفظ مي گردد. باکو از قديم مهد علم و فرهنگ بوده و فرزانگاني چون حضرات آيات: سيد حسين بادکوبه اي، شيخ صدرا بادکوبه اي و شهيد شيخ عبدالغني بادکوبه اي به اين شهر منتسب هستند.
[3]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله بادکوبه اي.
[4]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله باد کوبه اي.
[5]. همان.
[6]. شهيدان راه فضيلت، علامه اميني، ص 545.
[7]. سيبري دشتي است پهناور که تمام شمال آسيا را فرا گرفته و از کوه هاي اورال (مرز طبيعي ميان اروپا و آسيا) تا اقيانوس کبير (آرام) کشيده شده و از شمال به اقيانوس منجمد شمالي محدود است. سيبري از لحاظ سياسي به چهار بخش تقسيم مي شود که سيبري غربي يکي از آن بخش ها است و پايتخت آن نيز نوو سيبرسک است. (لغت نامه دهخدا، ج8، ص 12234).
[8]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله بادکوبه اي.
[9]. يعني «اين هم سهم آقاي آخوند است».
[10]. اين حزب به نام «يني مساوات» مساوات نوين از مؤتلفان جبهه خلق است. محمد امين رسول زاده در سال (1918 م) جمهوري آذربايجان را تأسيس نمود و پايه حزب مساوات را در سال (1911م) بنا نهاد. (جمهوري آذربايجان، بهناز اسدي کيا، ص 110 ـ 111).
[11]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله بادکوبه اي.
[12]. مصاحبه با آيه الله مفتي الشيعه.
[13]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله بادکوبه اي.
[14]. همان.
[15]. اسناد انقلاب اسلامي، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ج3، ص 103 و 107.
[16]. جلوه محراب، مرکز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، ص 214.
[17]. آثار باستاني آذربايجان، عبدالعلي کارنگ، ج1، ص 324.
[18]. زندگي نامه آيه الله بادکوبه اي، خطي.
[19]. هم اکنون هر دو مسجد به نام ايشان معروف است.
[20]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله بادکوبه اي؛خاطرات فقيه اخلاقي آيه الله احمدي ميانجي، ص 133.
[21]. نامدارن تاريخ، ميرزا عمران عليزاده، ج2، ص 341.
[22]. همان، ج2، ص 283.
[23]. همان.
[24]. زندگي نامه دست نوشت داماد آيه الله بادکوبه اي.
[25]. همان.
[26]. همان.
منبع:محمد الوانساز خويي – تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 5، ص 274