آیا حضرت خدیجه باکره بود

آيا حضرت خديجه ثيّبه (غير باكره) بود؟

بحث اصلي ما در اين باره است كه آيا حضرت خديجه سلام الله عليها قبل از رسول خدا ازدواج كرده بود يا خير؟.

پاسخ اين سؤال در آثار و كتب بزرگان و انديشمندان شيعي به فراواني وجود دارد كه با احترام به همه بزرگان و رعايت اختصار به بخشي از پاسخ و توضيح اكتفا و اشاره مي كنيم:

برخي گفته اند: رسول خدا همسر باكره اي غير از عائشه نداشته است و در باره خديجه گفته اند: وي قبل از رسول خدا با دو نفر به نامهاي عتيق بن عبد الله مخزومي و ابوهاله تميمي ازدواج كرده بود و فرزنداني از آنان نيز داشته است.

اين سخن به اعتقاد برخي از بزرگان شيعه قابل قبول نيست؛ زيرا بخش زيادي از اين قبيل سخنان را طراحان سياست با هدف زدودن هاله قداست و پاكي از رحم بانوئي كه ظرف وجود كوثر قرآن، فاطمه زهرا است ساخته اند و لذا دقت در اين موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاريخي و حديثي شك و شبهه را از بين مي برد.

ابو القاسم اسماعيل بن محمد اصفهاني از دانشمندان اهل سنت تصريح مي كند كه حضرت خديجه سلام الله عليها، باكره بوده است.

وَكَانَتْ خَدِيجَةُ امْرَأَةً بَاكِرَةً ذَاتَ شَرَفٍ وَمَالٍ كَثِيرٍ وَتِجَارَةٍ تَبْعَثُ بِهَا إِلَى الشَّامِ فَتَكُونُ عِيرُهَا كَعَامَّةِ عِيرِ قُرَيْشٍ

حضرت خديجه، زني باكره، داراي اعتبار و مال بسياري بود، كاروان تجاري اش را به سوي شام مي فرستاد و كاروان او به اندازه تمام كاروان قريش بود.[1]

ابوالقاسم كوفي از علماي شيعه، در اين باره استدلال جالبي كرده است كه توجه خوانندگان عزير را به آن جلب مي كنيم. وي در كتاب الإستغاثه مي نويسد:

أن الإجماع من الخاص والعام من أهل الأنال ونقلة الأخبار علي أنه لم يبق من أشراف قريش ومن ساداتهم وذوي النجدة منهم إلا من خطب خديجة ورام تزويجها فامتنعت علي جميعهم من ذلك فلما تزوجها رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم غضب عليها نساء قريش وهجرنها وقلن لها خطبك أشراف قريش وأمراؤهم فلم تتزوجي أحدا منهم وتزوجت محمدا يتيم أبي طالب فقيرا لا مال له، فكيف يجوز في نظر أهل الفهم أن تكون خديجة يتزوجها أعرابي من تميم وتمتنع من سادات قريش وأشرافها علي ما وصفناه، ألا يعلم ذو التميز والنظر أنه من أبين المحال وأفظع المقال، ولما وجب هذا عند ذوي التحصيل ثبت أن خديجة لم تتزوج غير رسول الله .

مورخان و محدثان شيعه و سني بر اين مطلب اتفاق دارند كه كسي از بزرگان، اشراف، رؤسا و جوانمردان قريش باقي نماند؛ مگر اين كه از حضرت خديجه خواستگاري كرد و ازدواج با ايشان را آرزو مي كرد؛ اما خديجه كبري دست رد بر سينه همه آن ها زد؛ ولي وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله با او ازدواج كرد، تمام زنان قريش از او فاصله گرفته و رفت و آمد با وي را ترك كردند و گفتند: تو پيشنهاد سران قريش را رد كردي و تن به همسري كسي دادي كه فقير است و مال و ثروتي ندارد؟!

با اين حال چگونه اهل فهم مي توانند بپذيرند كه حضرت خديجه با يك اعرابي از قبيله بني تميم ازدواج كرده باشد؛ اما خواستگاري بزرگان قريش را نپذيرفته باشد؟

آيا صاحبان فكر و انديشه نمي دانند كه اين مطلب از آشكارترين محالات و ناپسند ترين گفتارها است، وقتي براي اهل تحقيق اين مطلب ثابت شود، ثابت مي شود كه حضرت خديجه با كسي غير از رسول خدا صلي الله عليه وآله ازدواج نكرده است.[2]

و نيز مي توان اين سؤال را از اهل تحقيق پرسيد كه اگر خديجه قبل از ازدواج با رسول خدا با يك نفر اعرابي از قبيله تميم ازدواج كرده بود، آيا موردي براي اين سرزنش ها پس از ازدواج با رسول خدا باقي مي ماند؟ و آيا ازدواج زني بيوه و شوهر ديده به اين اندازه براي تمام مردم مكه مهم بود كه بر اساس همين نقل تمام همسران اشراف قريش با وي قطع رابطه كنند؟

اگر خديجه شايسته ملامت و سرزنش بود پس چرا (در صورت صحت) هنگام ازدواج با يك نفر اعرابي كه بر پاشنه پايش ادرار مي كرد و از هيچ امتيازي بر خوردار نبود ملامت و سرزنش نشد؟

از اين رو، ما مطمئن هستيم كه قضيه ازدواج حضرت خديجه قبل از رسول خدا صلي الله عليه وآله از دسيسه هاي كساني است كه هيچ حد و مرزي را در فضيلت براي دشمنان اهل بيت عليهم السلام نمي شناختند و هيچ فضيلتي را براي اهل بيت عليهم السلام باقي نگذاشتند؛ مگر اين كه عين همان را براي ديگران ساختند.

آيا عائشه قبل از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ازدواج كرده بود؟

ابن سعد در الطبقات الكبري مي نويسد:

أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ نُمَيْرٍ عَنِ الأَجْلَحِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي مُلَيْكَةَ قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – عَائِشَةَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي كُنْتُ أَعْطَيْتُهَا مُطْعِمًا لابْنِهِ جُبَيْرٍ فَدَعْنِي حَتَّى أَسُلَّهَا مِنْهُمْ. فَاسْتَسَلَّهَا مِنْهُمْ فَطَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَهَا رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ –

عبد الله بن أبي مليكه مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه _ وآله _ وسلم از عايشه دختر ابوبكر خواستگاري كرد، ابو بكر گفت: من عايشه را به جبير بن مطعم داده ام، اجازه بده تا آن ها را منصرف كنم. ابوبكر آن ها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج كرد.[3]

[1] . الأصبهاني، أبو القاسم اسماعيل بن محمد بن الفضل التيمي (متوفاي535هـ)،دلائل النبوة، ج 1 ص 178، تحقيق: محمد محمد الحداد، ناشر: دار طيبة – الرياض، الطبعة: الأولي، 1409هـ.

[2] . الكوفي، أبو القاسم علي بن أحمد بن موسي ابن الإمام الجواد محمد بن علي (متوفاي352هـ)، كتاب الاستغاثة، ج1، ص70، طبق برنامه مكتبة اهل البيت عليهم السلام.

[3] . الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبري، ج 8 ص 59، ناشر: دار صادر – بيروت؛

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 8 ص 17، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل – بيروت، الطبعة: الأولي، 1412هـ – 1992م.