فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

حسین محمدى لائینى‏ (ره)

 

(۱۳۴۰-۱۴۱۴ هـ ق)

پناه دردمندان

خطه سرسبز مازندران سرزمین علماى بزرگى است که خدمات بسیار ارزنده اى به اسلام و مسلمانان نموده اند. آیت الله حسین محمدى لائینى عالمى وارسته، زاهد و خدمتکار به مردم، یکى از آن هاست که در این مقاله سعى شده است با گوشه اى از زندگى پربار وى آشنا شویم.

تولد

در سال ۱۳۰۱ (۱)، در روستاى ملا محله هزارجریب «لائین» فرزندى پا به عرصه وجود گذاشت، که نامش را حسین نهادند. حسین در ۸ سالگى پدر خویش را که ۳۱ سال بیش نداشت، از دست داد و تحت تکفل و سرپرستى مادر گرامى خود قرار گرفت. مادر او که از زنان بسیار مؤمن روستا بود، تمام همت خود را بر این گمارد که فرزندش را در راه پدر گرامیش تربیت کند و به همین جهت در همان اوان کودکى روحیه طلبگى را در او ایجاد کرد.

تبارى پاک

خاندان آیت الله حاج شیخ حسین محمدى سابقه طولانى و درخشان در علم و تقوا دارند. بنابر مدارک و شواهد موجود، نسبِ این خانواده به طائفه اى به نام «انصار» که شعبه اى از طایفه انصار مدینه بودند، مى رسد. این طائفه هم اکنون به انصارى مشهورند. تغییر شهرتِ این خاندان از انصارى به محمدى، هنگام تنظیم شناسنامه در سال ۱۳۱۵ صورت گرفت.(۲)

وى فرزند شیخ محمدعلى، فرزند ملا اسماعیل، فرزند ملا بزرگ، فرزند ملا حسن، فرزند… خواجه عبدالله انصارى مى باشد. همه آن بزرگورران از علماى بزرگ منطقه محسوب مى شدند.(۳)

خواجه عبدالله انصارى هروى ابن ابى منصور بن ابى ایوب على نسبش با شش واسطه به ابو ایوب انصارى، صحابى منتهى مى شود. وى از مشاهیر و عرفا و محدثین و فقها و بزرگان مشایخ صوفیه است. کنیه اش ابواسماعیل، لقب مشهورش شیخ الاسلام است. چون محل تولد بلکه محل دفنش بنابر مشهور هرات بود، به «پیر هرات» موصوف مى باشد.

از تألیفات اوست:

انس المرید؛
انوار التحقیق؛
شمس المجالس؛
مناجات فارسى؛
منازل السائرین الى الحق.

وى در تاریخ ۳۸۳ یا ۳۹۶ یا ۳۹۷ ه.ق در هرات متولد شد و در سال ۴۸۱ در آن جا وفات یافت و در قندهار نزدیک قبر حذیفه، مدفون گردید.(۴)

تحصیل

آیت الله محمدى از ۸ سالگى نزد عموى خویش شروع به تحصیل علوم دینى کرد(۵) و دروس ابتدایى حوزه را از او فراگرفت. عموى او که مرد دانا و پرهیزگارى بود، بر امور تحصیلى اش نظارت مى کرد. آیت الله محمدى دروس سطح را در حوزه علمیه منطقه نزد اساتید آن منطقه فراگرفت و پس از آن، به محضر عالم و عارف نامى استان مازندران، حضرت آیت الله العظمى کوهستانى رسید تا سطوح عالیه را از وى فرابگیرد.

وى در سال ۱۳۳۸، بعد از کسب اجازه از آیت الله العظمى کوهستانى، جهت ادامه تحصیل علوم اسلامى، در ۲۵ سالگى به نجف رفت و در طول ۱۴ سال تحصیل در حوزه علمیه نجف، از محضر اساتید آن جا استفاده برد، سپس در سال ۱۳۴۲ – در حالى که دو دوره در درس خارج اصول شرکت کرده بود و اکثر کتب فقه در بحث عبادات و معاملات را گذرانده بود. – با کسب اجازه اجتهاد از علماى نجف، به ایران بازگشت.(۶)

ویژگى هاى علمى

آیت الله محمدى هیچ گاه فرصت ها را از دست نمى داد، آن چنان که در نجف اشرف شبانه روز به درس و مباحثه مشغول بود. وى بالاترین کتب سطح را با زیباترین شیوه تدریس مى کرد و در علم منقول و تمام علوم مربوط به ادبیات عرب تبحر داشت. وى به عنوان مدرس برجسته در نجف شناخته مى شد. آیت الله محمدى پس از بازگشت به ایران، بنا به دعوت آیت الله کوهستانى در حوزه علمیه کوهستان به تعلیم طلاب پرداخت.

او یک مجتهد مسلم و صاحب نظر در فقه و اصول بود. و از علماى بزرگ اجازه‌نامه هاى مختلفى در اجتهاد و نقل روایات و امور حسبیه و شرعیه داشت. بعضى از مشایخ اجازه وى، عبارتند از آیات عظام:(۷)

امام خمینی (۱۲۷۹-۱۳۶۸ ش)؛
سید محمود شاهرودى؛
میرزا حسن یزدى؛
میرزا هاشم آملى (۱۲۸۲-۱۳۷۱)؛
سید حسین بروجردى (۱۲۵۳-۱۳۳۹ ش)؛
سید محمدرضا گلپایگانى؛
سید شهاب الدین مرعشى نجفى (۱۲۷۶-۱۳۶۹ ش)؛
آقا بزرگ تهرانی (۱۲۹۳-۱۳۸۹ ق)؛
حاج سید محمدهادى میلانى (۱۲۷۴-۱۳۵۳ ش)؛
سید محسن حکیم (۱۳۰۶-۱۳۹۰ ق)؛
سید ابوالقاسم خویى.(۸)

اساتید

آیت الله محمدى از محضر علماى بزرگى کسب فیض نمود، که بعضى از آن ها عبارتند از:

۱- آیت الله حاج آقا میرتقى نصیرى (۱۲۹۱-۱۳۷۳): وى از مفاخر روحانیت و از چهره هاى محبوب علمى و عملى استان مازندران بود.(۹) در حالات وى آورده اند که حافظ کل قرآن کریم بود و بر نماز شب مواظبت کامل داشت و همیشه بعد از نماز صبح، در سجده، زیارت عاشورا را همراه با دعا و قرآن، مخصوصاً سوره هاى آخر قرآن را تلاوت مى کرد که تا طلوع آفتاب ادامه داشت.(۱۰)

۲- آیت الله العظمى شیخ محمد کوهستانى (۱۲۶۹-۱۳۵۰ ش): وى از شاگردان آیت الله العظمى سید ابوالحسن اصفهانى؛ و آیت الله العظمى نائینى؛ بود. حجه الاسلام والمسلمین شیخ على کاشانى مى گوید: مرحوم کوهستانى زیاد به من توصیه مى کرد که اگر مى خواهى به محضر حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف برسى، از آزار مردم، بالاخص اولیاى خدا و مراجع تقلید و افرادى که پناهى جز خداوند ندارند، بخصوص به وسیله غیبت و تهمت بپرهیز و در مجالسى که این گناهان انجام مى شود، منشین.(۱۱)

حجه الاسلام شیخ على اکبر حسنى مى گوید: روزى به محضر آیت الله کوهستانى رسیدم و از ایشان خواستم دعا و ذکرى براى رفع گرفتارى به من بیاموزد. آن مرحوم این دعا را به من تعلیم دادند: «یا مُسبّب سَبّبْ، یا مُفرّج فَرّجْ، یا مُفتّح فَتّحْ، یا مُدبّر دَبّرْ، یا مُسهّل سَهّلْ، یا مُیسّر یَسّرْ، یا مُتمّم تمّمْ برحمتک یا ارحم الراحمین و انت الجواد الکریم». نیز اضافه کرد که حداکثر ۷۰ و حداقل ۷ مرتبه خوانده شود، که بسیار مجرب است.(۱۲)

۳- آیت الله العظمى حاج میرزا حسن یزدى: آیت الله محمدى در نجف، در درس کفایه او شرکت کرده و از دریاى علم او استفاده برد.(۱۳)

۴- آیت الله حاج سید محمود شاهرودى: وى استاد خارج فقه آیت الله محمدى در نجف بود. برخى از تألیفات آیت الله شاهرودى از این قرار است: تقریرات درس آیت الله آقا ضیاء عراقی، تقریرات اصول و فقه آیت الله میرزا حسین نائینى و ذخیره العباد.

از ویژگى هاى ایشان، رقت قلب و مهربانى او بود؛ اگر براى کسى گرفتارى پیش مى آمد، فوق العاده متأثر مى گشت و در رفع آن کوشش مى کرد و اگر توانایى نداشت، به حرم حضرت امام على علیه السلام مشرف مى شد و براى رفع گرفتارى آن مومن دعا مى کرد.(۱۴)

۵- آیت الله العظمى میرزا هاشم آملى (۱۲۸۲-۱۳۷۱ ش): آیت الله محمدى در دو دوره از دروس خارج اصول وى شرکت کرد. آیت الله میرزا هاشم آملى طلاب را به تقوا فرامى خواند و از آن جا که خود شهد شیرین تقوا را چشیده بود، سخنش از حلاوت خاصى برخوردار بود و تا عمق جان آدمى تاثیر مى کرد. از جمله سفارش هاى او چنین است: همواره به یاد خدا باشید. همواره به یاد امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف باشید، که او ناظر بر رفتار و کردار شماست. همیشه با وضو و طهارت باشید. نماز شب را از یاد نبرید، که تمام پیامبران به مداومت آن سفارش کرده اند. هرگز به نامحرمان نگاه نکنید.

او صاحب تألیفاتى است که از جمله مى توان به بدایع الافکار، کتاب الطهاره، کتاب الصلاه و خیارات اشاره کرد.(۱۵)

الف) قبل از انقلاب :

آیت الله محمدى در زمان طاغوت که کشور در خفتان و رعب و وحشت بود و کسى جرأت به زبان آوردن نام مبارک امام؛ را نداشت، علناً و در اجتماعات مختلف از حضرت امام پشتیبانى مى کرد و دائماً خطر انحطاط جامعه را به مردم گوشزد مى کرد. او در قیام هاى مردمى علیه رژیم منحوس و فاسد پهلوى همواره پیشرو بود، تا آن جا که طلایه دار دسته هاى تبلیغى بود.(۱۶)

ایشان گرچه به خاطر حمایت از امام با مشکلاتى روبرو مى شد، اما هیچگاه حاضر نمى شد دست از حمایت او بردارد. آیت الله محمدى در اولین مجلس ختم حاج آقا مصطفى خمینى در مازندران که توسط خود وى تشکیل شده بود، شرکت کرد و اعتنایى به تهدیدات مقامات امنیتى نکرد.(۱۷)

ب) بعد از انقلاب :

۱- حضور در جبهه ها با لباس رزم :

آیت الله محمدى در طى ۸ سال دفاع مقدس، با جان و مال خویش از رزمندگان اسلام دفاع کرد. وى با حضور در خط مقدم جبهه هاى نبرد حق علیه باطل و پوشیدن لباس پر افتخار بسیجى، باعث ایجاد روحیه، امید و پشتکار در دل دریادلان بسیجى شد.

۲- نماینده مجلس خبرگان :

آیت الله محمدى دو دوره نماینده مردم استان مازندران در مجلس خبرگان بود. آن بزرگوار بسیار به حضرت امام و رهبر عظیم الشأن انقلاب علاقه و ارادت داشت و با تمام وجود از حضرت امام و مقام معظم رهبرى حمایت و دفاع مى کرد.(۱۸)

همان طور که قبلاً گفته شد، آیت الله محمدى بعد از این که از نجف به ایران آمد، به علت کهولت سن مرحوم کوهستانى، مدیریت حوزه علمیه کوهستان را بر عهده گرفت. همچنین با فقدان عنصر زهد و تقوا و مرد علم و عمل، مرحوم آقا على لیموندى؛ و بنا به درخواست اهالى نکا، آیت الله محمدى از آیت الله کوهستانى اجازه گرفت و به آن شهرستان رفت. وى در این سنگر جدید هم در شمار شخصیت هاى علمى، فقهى، سیاسى و اجتماعى، مشغول اداره امور شرعى و حوزه علمیه نکا شد، به طورى که سراسر زندگى اش وقف خدمت به مردم گردید.(۱۹)

آیت اللّه محمدى از دیدگاه دانشمندان

۱- امام خمینی رحمه اله علیه:

«ارجو منه ان لاینسانى من صالح الدّعوات والسّلام علیه؛ امید من از ایشان (آیت الله محمدى) این است که مرا از دعاهاى خیرشان فراموش نکنند و سلام و درود بر او باد».

۲- آیت الله العظمى حاج سید محمود شاهرودى:

«حوزه نجف با رفتن آقاى محمدى لائینى به ایران، خاموش شد. همانا جناب عالم عامل و فاضل کامل و زکى وفى، آقاى حاج شیخ حسین محمدى مازندرانى – خدا ایشان را شامل الطاف پنهانیش فرماید. – به تحقیق قسمتى از عمر بابرکت و شریف خویش را صرف یادگیرى علوم دینى و معارف الهى کرده است. آقاى محمدى در جلسات فقهى و اصولى ما مانند شخصى حاضر مى شد که بسیار فهیم و متخصص و متعمق و متدقق بود».

۳- آقا بزرگ تهرانی:

«شیخ حسین محمدى لائینى که خداوند فضایل ایشان را مستدام بدارد و دانشمندان و فضلایى چون ایشان را زیاد فرماید…».

۴- حضرت آیت الله العظمى آقا میرزا هاشم آملى:

«به شکرانه خداوند بزرگ، ایشان (آیت الله محمدى لائینى) از مجتهدین بزرگ شده اند، پس براى ایشان است که عمل کند به آن چه خود از احکام دین خدا درمى آورد».

۵- حضرت آیت الله العظمى صالحى مازندرانى:

«از شخصیت هاى کم نظیر خطه شمال، مرحوم آیت الله محمدى لائینى؛ مى باشد. به نظر بنده براى این که این شخصیت عظیم براى مردم شناخته شود، باید لجنه اى از بزرگان و نویسندگان مازندرانى جمع بشوند و در مورد شخصیت کم نظیر ایشان و زندگى پرافتخار او قلم فرسایى بکنند».(۲۰)

ویژگى هاى اخلاقى و اجتماعى

۱- کمک به نیازمندان: آیت الله محمدى در کمک به نیازمندان بسیار کوشا بود. او با هر فردى که در جهت رفع نیاز به ایشان مراجعه مى کرد، با کمال خوشرویى و سعه صدر برخورد مى کرد و در رفع مشکل وى مى کوشید. فاضل ارجمند، شیخ محمدباقر، فرزند برومند ایشان در روز تشییع جنازه وى به عنوان اداى سپاس از حضور مردم و روحانیت استان، در پاى جنازه پدرش گفت: «پدرم تمام عمر خود را وقف خدمت به مردم کرد، مع ذلک مى گفت: من مرهون محبت هاى این مردم هستم».(۲۱)

آیت الله محمدى از موقعیت و جایگاه ممتازى در نزد مردم برخوردار بود و هیچ گاه خویشتن را از مردم جدا نمى دانست. درب منزل وى همه وقت به روى مردم باز بود و از آن جا که خود را وقف مردم مى دانست، لذا الفاظى چون: ساعت کار؛ وقت قبلى؛ موقعیت، حساس است؛ بعداً بیایید؛ وقت ندارم و نظایر آن در نزد ایشان مفهومى نداشت.(۲۲)

آیت الله محمدى به مسؤولان سفارش مى کرد که به کارهاى مردم رسیدگى کنند، حتى وقتى که در بیمارستان بسترى بود، به مسئولانى که به عیادتش آمده بودند، سفارش کرد به نیازمندان کمک کنند. وى به یکى از مسئولان گفت: من مى میرم، آیا شما نمى خواهید براى حاشیه نشینان جنگل فکر کنید. او حتى مهر نمایندگى خبرگان را به بیمارستان برد، تا بتواند در چنین موقعیتى هم دست نیازمندان را بگیرد.(۲۳)

خانه او، خانه حل مشکلات مردم به ویژه جوانان، طلاب و دانشجویان بود. او جوانان را فرزند خود مى دانست. ایشان در دل مردم جاى داشت، تا آن جا که مردم پس از رحلتش مى گفتند: دیگر مشکلاتمان را با چه کسى در میان بگذاریم، با که درددل کنیم؟ او پناه ما بود، دیگر کسى به حرف ما گوش نمى کند.(۲۴)

۲- زهد ایشان: «قال امیرالمؤمنین علیه السلام: ثمن الجنّه الزهد فى الدنیا»(۲۵)؛ حضرت على علیه السلام فرمود: بهاى بهشت، کناره گیرى از دنیا است.

آیت اللّه لائینى در زهد و بى اعتنایى به دنیا، کم نظیر بود و از اندوختن سیم و زر و تفاخر به اموال، سخت دورى مى کرد. در هیچ گوشه اى از زندگى ایشان نشانى از دلبستگى به زخارف دنیا وجود نداشت. فرش هاى کهنه، فرسوده و سوراخ شده اتاق پذیرایى وى، هر بیننده اى را تحت تأثیر قرار مى داد.(۲۶)

۳- خواندن دعا: آیت الله محمدى لحظه اى از خودسازى غافل نبود. ایشان همیشه مشغول ذکر گفتن بود، مگر آن که از ایشان سؤالى شود و یا بحثى پیش آید که از ذکر بازبماند. بعضى از دوستان مورد اطمینان نقل کرده اند که آن جناب یک دوره کامل از دعاهاى وارده در مفاتیح الجنان را خوانده است.(۲۷)

۴- احترام به خانواده شهدا: وى به بازماندگان شهداى جنگ تحمیلى بسیار احترام مى گذاشت. از ایشان نقل شده است که فرموده اند: خیلى دلم مى خواست که پدرِ شهید باشم، از این که از فرزندانم شهید نشده اند، خود را شرمنده مى بینم.(۲۸)

۵- احسان به مخالف: آیت الله محمدى بارها به مخالفان خود احسان نمود و سفارش مى کرد که به آن ها احسان و احترام شود. نقل کرده اند: وى در یکى از روزهاى آخر عمر – که بر اثر بیمارى در بیمارستان بسترى بود. – گفت: «همه کسانى که به من تهمت زده و بدگویى کرده اند، را بخشیدم؛ به شرط آن که عوض غیبت، یک روز و عوض تهمت، یک ماه برایم نماز بخوانند».(۲۹)

۶- تصرف با اجازه مراجع: فرزند آیت الله محمدى مى گوید: «پدرم وصیت نامه خویش را به دست گرفته بود و به آن نگاه مى کرد، بنده و آقا محمدباقر و آقا محمدصادق و آقا محمدکاظم خدمت ایشان نشسته بودیم. دیدیم که آقا رو به ما کرد و فرمود: اى فرزندان من، تمام زندگى من از وجوهات و سهم امام علیه السلام مى باشد. بعد از فوت من، شما براى تصرف اموال، باید از علما و مراجع اجازه بگیرید، اگر آن بزرگواران اجازه دادند، شما مى توانید در اموال تصرف کنید، اگر آن ها اجازه ندادند، باید تمامى اموال را تحویل مراجع بزرگوار بدهید».(۳۰)

۷- طبع شعر: اشعارى از آیت الله محمدى به یادگار مانده است، از جمله:

نقد جانم به فداى شه اقلیم کمال × و آن خدیوى که چو شمعى است بر ایوان جلال

بارک الله بر آن قامت و آن حُسن و کمال × همچو پروانه زنم گرد رخ وى پر و بال

آرزو نیست مرا در شب و روز و مه و سال × جز تماشاى قد و قامت آن نیک خصال(۳۱)

۸- علاقه به رزمندگان و بسیجیان: ایشان چنان به رزمندگان علاقه داشت که مى گفت: عرق پاى رزمنده از بهترین بوهاست و چون ما درک نمى کنیم، فکر مى کنیم که بد است.(۳۲)

فرزندان

از ایشان چهار پسر فاضل و صالح به یادگار مانده است:

شیخ محمدباقر که اکنون در جایگاه پدرش به هدایت و ارشاد مردم و امام جمعه اشتغال دارد و در دانشگاه نیز تدریس مى کند.
شیخ محمدعلى که ساکن قم هستند و به تحصیل علم اشتغال دارند.
شیخ محمدصادق که در حوزه مشهد به تحصیل اشتغال دارند.
فرزند چهارم ایشان به شغل آزاد مشغولند.

آیت الله محمدى چند داماد نیز دارند که همگى از فضلا هستند و در سنگر قضا و داورى انجام وظیفه مى کنند.(۳۳)

رحلت و محل دفن

آیت الله محمدى سرانجام در اثر بیمارى، در مهر ماه ۱۳۷۲ ش. (۲۱ ربیع الثانى ۱۴۱۴ ق) جهان فانى را وداع گفت.(۳۴) پیکر پاک آن بزرگمرد، پس از تشییع جنازه باشکوه و بى نظیر در استان مازندران و خواندن نماز بر آن جسم پاک توسط حضرت آیت الله نصیرى، به قم منتقل شد. کثرت جمعیت در تشییع جنازه وى در نکا به قدرى بود که بعضى، شمار جمعیت را تا مرز صد هزار نفر هم گفته اند. تشییع جنازه وى در قم با حضور برخى از اساتید حوزه علمیه قم و اعضاى جامعه مدرسین، طلاب مازندران و دیگر قشرها در جوار بارگاه ملکوتى حضرت معصومه سلام الله علیها، بسیار باشکوه برگزار شد و سرانجام بدن مطهر آیت الله محمدى در کنار مقبره شهید آیت الله آقا شیخ فضل الله نورى؛ به خاک سپرده شد.(۳۵) «سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا».(۳۶)

در سوگ آقا

درود حق به روانت، عزیز استادم × تو رفتى و نرود خاطر تو از یادم

چگونه شرح دهد این دلم فراق تو را × مقیم کوه مصیبت نگر به فرهادم

اگر چه چهره ام آرام و ظاهرى ساکت × شنو ز نبض وجودم نواى فریادم

به چشم آب و به دل آتشِ نهان دارم × ببین به آتش و آبم چه جمع اضدادم

چو پیکرت را در آن شب به مغتسل دیدم × به یاد غربت زهرا و حیدر افتادم.(۳۷)

پى نوشت

(۱). خلاصه اى از زندگى مرحوم محمدى (خطى)، ص ۲ به قلم فرزندشان، محمدصادق محمدى. در کتاب «طلایه دار پردیس» سال تولد وى ۱۳۰۳ ذکر شده است.

(۲). همان، ص ۱٫

(۳). طلایه دار پردیس، علیرضا ولى زاده (حرّ)، نشر شهریار، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۱۸٫

(۴). ریحانه الادب، محمدعلى مدرس، ج ۲، ص ۱۷۰ و ۱۷۱٫

(۵). خلاصه اى از زندگى مرحوم محمدى، ص ۲۰؛ فیض عرشى، ص ۳۸۹ و تجلیل از فیلسوف نامى علامه ذوفنون حسن حسن زاده آملى، اسدالله ربانى، چاپ اول، سازمان تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۸٫

(۶). طلایه دار پردیس، ص ۲۰٫

(۷). خلاصه اى از زندگى محمدى، ص ۳٫

(۸). طلایه دار پردیس، ص ۲۲٫

(۹). فیض عرشى، ص ۳۷۲٫

(۱۰). همان، ص ۳۸۰ و ۳۸۱٫

(۱۱). همان، ص ۲۷۴٫

(۱۲). همان، ص ۲۸۶٫

(۱۳). طلایه دار پردیس، ص ۲۱٫

(۱۴). مجله نور علم، دوره دوم، شماره ۱۱٫

(۱۵). همان، دوره پنجم، شماره ۴ و ۵ (۵۲ و ۵۳).

(۱۶). طلایه دار پردیس، ص ۲۳٫

(۱۷). فرزانگان مازندران، گلبرار رئیسى آتنى، چاپ اول، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۳۷۳٫

(۱۸). طلایه دار پردیس، ص ۲۴ و ۲۵٫

(۱۹). فیض عرشى، ص ۳۹۱٫

(۲۰). طلایه دار پردیس، ص ۱۲۸-۱۳۱٫

(۲۱). فیض عرشى، ص ۳۹۴ و ۳۹۵٫

(۲۲). فرزانگان مازندران، ج ۱، ص ۳۷۵٫

(۲۳). همان، ص ۳۷۶٫

(۲۴). طلایه دار پردیس، ص ۲۸٫

(۲۵). ر.ک: غررالحکم، ج ۱ و جلوه هاى حکمت، ص ۳۸۱٫

(۲۶). فیض عرشى، ص ۳۹۷٫

(۲۷) و (۲۸). همان، ص ۴۰۰٫

(۲۹). فرزانگان مازندران، ج ۱، ص ۳۷۵٫

(۳۰). طلایه دار پردیس، ص ۳۹ به نقل از فرزند ایشان.

(۳۱). فرزانگان مازندران، ج ۱، ص ۳۷۵٫

(۳۲). همان، ص ۳۷۲٫

(۳۳). فیض عرشى، ص ۴۰۰٫

(۳۴). همان، ص ۳۹۸٫

(۳۵). همان، ص ۳۹۹ و طلایه دار پردیس، ص ۳۰٫

(۳۶). سوره مریم، آیه ۱۵٫

(۳۷). فیض عرشى، ص ۴۰۱٫ قسمتى از اشعار على اسدى بهشهرى.
منبع:مهدى صحرایى اردکانى، ستارگان حرم، جلد ۱۰