آيت اللّه محمد تقى  ستوده (ره)

(1420- 1340قمري)

ولادت

محمد تقی ستوده در سال 1340 ه قمرى ديده به جهان گشود ،پدر وى حضرت حجة الاسلام و المسلمين شيخ رحمت اللّه ستوده، معروف به قاضى عراقى، از شاگردان آية اللّه العظمى ميرزا محمد تقى شيرازى و آية اللّه ميرزا جهانگير خان قشقايى بود. او شخصى آزاد مرد، راسخ، غيور، و در احكام اسلامى و نهى از منكر، بسيار جدّى بود و در برابر بدعت گزاران و منحرفين موضع گيرى شديد و پر صلابت داشت؛ به طورى كه در باره اش مى گفتند: اگر كوهها بلرزد، او متزلزل نمى شود. شيخ رحمت اللّه در اصفهان با آية اللّه بروجردى (ره) ارتباط داشت؛ و در اراك بين ايشان و آية اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى (ره) كمال دوستى و صميميت برقرار بود؛ به طورى كه مرحوم آية اللّه العظمى شيخ محمد على اراكى (ره) مى فرمود: آية اللّه حائرى مردم را در حلّ و فصل امور به ايشان ارجاع مى دادند. او به گونه اى مدبّرانه و هوشمندانه به حل مشكلات مردم مى پرداخت كه مورد رضايت و خوشنودى آقاى حائرى مى شد.
تحصيلات
مراحل تحصيلات حضرت آية اللّه ستوده (ره) از زبان خودش چنين آمده: در اراك به خدمت آقاى شيخ على غفارى و آقاى شيخ ابوالقاسم موچانى به تحصيل دروس ادبيات عرب مشغول شدم و روزها به بازار مى رفتم. سرانجام به سبب علاقه شديدى كه به تحصيلات علوم دينى و حوزوى داشتم، بازار را رها كرده، و در سال 1320 شمسى در سن 20 سالگى به مدرسه علميه حاج محمد ابراهيم وارد شدم. تا ابتداى سال 1326 در همين مدرسه به تحصيل و مباحثه ادامه دادم. اساتيد بنده در اين مدرسه عبارت بودند از آقايان: حاج شيخ فضل اللّه نصير الاسلامى، حاج سيد محمدباقر شهيدى گلپايگانى و حاج شيخ محمد امامى خوانسارى؛ در خدمت ايشان مقدارى شرح لمعه، قوانين و قسمتى از كفايه را خواندم. و همچنين در حضور آقاى حاج عليجان واعظى كَرَهْرودى، شرح لمعه را آموختم. در ضمن كتاب مطوّل و قسمتى از شرح لمعه را در نزد حاج آقا على ميريحيايى آموختم.
ورود به حوزه علميه قم
در آغاز سال 1326 ش. به قم مشرف شده و وارد حوزه علميه قم گرديد. قسمت ديگر از دروس سطح را كه باقى مانده بود، در محضر آقايان: حاج شيخ مرتضى حائرى (م 1406 ق)، آميرزا محمد مجاهدى تبريزى، آقا شيخ محمود علمى اراكى، آقا شيخ محمود عرب اراكى و حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملى اصفهانى به پايان رساندم. پس از آن دروس خارج فقه و اصول را به اتمام رساند.
تدريس
از مهم ترين امتيازات و توفيقات استاد ستوده، كه او را در اين جهت نمونه و ممتاز و به تعبير بعضى بى نظير كرده، مسئله تدريس و شاگرد پرورى او در طول بيش از چهل سال است. و به تعبير برخى، او نيم قرن بر كرسى تدريس نشست و به تربيت شاگرد پرداخت و با بيانى روان و شيوا و نشاط بخش، توانست شاگردان زبده و برجسته اى پرورش دهد. او خود در اين باره مى گويد: در همان سال هايى كه در اراك درس مى خواندم، كتاب هاى سيوطى و مطوّل را تدريس مى كردم. و از سال 1326 ش كه وارد قم شدم تا سال 1369 (43 سال) به تدريس و تعليم كتب زير اشتغال داشتم: سه دوره معالم الاصول؛ پنج دوره شرح لمعه؛بخش عمده اى از قوانين الاصول؛ هفت دوره مكاسب مرحوم شيخ انصارى (ره) (از ابتداى بيع تا آخر خيارات) و همچنين رساله تقيّه و عدالت؛ سيزده دوره كفاية الاصول مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانى؛ شب ها و در ايّام تعطيلات، شرح باب حادى عشر علّامه و شرح تجريد – كه در علم عقائد و كلام است – نيز تدريس مى نمودم؛ در بعضى از شب ها در مسجدى كه نماز جماعت اقامه مى كردم و درس اخلاق و تفسير قرآن مى گفتم.
شاگردان
شيخ يوسف صانعى؛  سيد محمدعلى علوى گرگانى؛  محمد مهدى ربّانى املشى؛  محمد مؤمن؛  على گرامى؛ هاشمى رفسنجانى؛  سيد على محقّق داماد؛  سيد مصطفى محقّق داماد؛ سيد جعفر شبيرى زنجانى؛  ابوالحسن مصلحى اراكى؛  على مصلحى؛ سيد جواد گلپايگانى؛ سيد باقر گلپايگانى؛ سيد مهدى گلپايگانى؛  شيخ مجتبى تهرانى؛  محمد على شرعى؛  سيد ابراهيم زنجانى؛  سيد محسن خرّازى؛  رضا استادى؛غلامرضا رضوانى خمينى؛  سيد حسن طاهرى خرّم آبادى؛  على اكبر ناطق نورى؛  سيد على اكبر محتشمى؛ حسن صانعى؛  دكتر احمد احمدى؛ على اكبر مسعودى خمينى؛  جلالى خمينى؛ مهدى كرّوبى؛ حسين محمدى گلپايگانى؛ محمد محمدى رى شهرى؛  حسن معزّى؛ هادى معزّى؛  عبدالعلى معزّى؛ عبدالحسين معزّى؛  قربان على درّى نجف آبادى؛ سيد عبدالواحد موسوى لارى؛ سيد كاظم نورمفيدى؛ عبدالعلى قرهى؛ محسن قرائتى؛  حسين ايرانى قمى؛ شهيد حاج شيخ غلامرضا سلطانى اشتهاردى؛ حسين واعظى و… .
تأليفات و تحقيقات
در مورد آثار قلمى و تحقيقات علمى او مى توان به آثار زير اشاره كرد: 1 تقريرات درس فقه و اصول آية اللّه العظمى حاج آقا حسين بروجردى (ره) 2 تقريرات درس اصول آية اللّه محقق داماد (ره) . 3 شركت در تدوين كتاب مهم  جامع احاديث الشيعه  تحت نظر آية اللّه العظمى بروجردى (ره) . او خود پيرامون مباحثات و تحقيقات علمى خويش در مصاحبه اى مى گويد: همراه چند نفر جلسه مباحثه فقه استدلالى داشتيم. افراد آن جلسه عبارت بودند از آقايان: شيخ ميرزا على مشكينى، شيخ اسداللّه امراللّهى، شيخ محمد باقر موسوى همدانى، سيد محمد رضا سعيدى خراسانى و خودم  نيز مى فرمود.
وظيفه شناسى
آية اللّه ستوده به دور از هياهوى روزگار، تنها به انجام وظيفه مى انديشيد. تحت تأثير عوام زدگى و جو سازى قرار نمى گرفت. او با توجه به توانايى هايش، مهم ترين وظيفه و تكليف خود را در تدريس و درس و بحث فقه و اصول آل محمد (ص) مى دانست و در انجام آن دريغ و كوتاهى نمى كرد. با توجه به اين كه تدريس علمى او آميخته با تدريس اخلاق و تقوا بود، كردار و گفتارش، درس عملى خودسازى براى تربيت شاگردان محسوب مى شد. هميشه رضاى خداوند را در نظر مى  گرفت. اخلاص ممتازى داشت و تقوا و اخلاص را با تعهد و قداست آميخته بود.
شيداى ولايت
استاد ستوده ارادت خاصّ و رابطه تنگاتنگ با خاندان رسالت داشت. گاهى قبل از اذان صبح در كنار مرقد منوّر حضرت معصومه (س) ديده مى شد كه با عشق و علاقه خاصى زيارتنامه مى خواند. او توسّل مخصوص به آن بى بى دو عالم داشت. براى ترسيم اين معنى، نظر شما را به خاطرات زير جلب مى كنيم: او گاهى كه از پدرش ياد مى كرد، مى فرمود: خيلى به اهل بيت پيامبر علاقه داشت و شيفته آنان بود. چنان كه قبلاً ذكر شد و با اظهار اين مطلب، شيفتگى خود به اهل بيت (ع) را نيز ابراز مى نمود.
وفات
عارضه سخت چشم و كهولت سن و بيمارى موجب شد كه آية اللّه ستوده، پس از پشت سر نهادن يك دوره بيمارى، در 80 سالگى (به سال قمرى) در روز يك شنبه 28 صفر الخير 1420 ق، (23 خرداد 1378ش)، مطابق با روز رحلت پيامبر اكرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبى (ع) ساعت پنج بعد از ظهر در بيمارستان كامكار به لقاء اللّه پيوسته، و چشم از جهان فانى فرو بندد. به راستى ستوده زاد، ستوده زيست و ستوده رفت. پيكر مطهر اين استاد فرزانه بعد از ظهر روز دو شنبه 29 صفر از مسجد امام حسن عسكرى (ع) به سوى حرم حضرت معصومه (س) با حضور مراجع، علما، طلاب، رئيس دفتر مقام معظم رهبرى و با حضور امت تشييع كم نظيرى انجام شد. پس از اداى نماز به امامت آية اللّه العظمى شيخ حسين وحيد خراسانى، در مسجد موزه به خاك سپرده شد.