آيت الله شيخ محمّد باقر كمره اى خمينى (ره)

(1416-1320هـ ق)

ولادت

فقيه و دانشمند معظم حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ محمّد باقر كمره اى خمينى از علماى مشهور و نويسندگان بنام به شمار مى رفت. وى پس از سال 1320ق در كمره (اطراف خمين) در بيت علم و تقوا و فضيلت ديده به جهان گشود .

تحصيلات و اساتيد

 پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و طيّ تحصيلات مكتبخانه، نزد پدر بزرگوارش ـ مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ محمّد كه از علماى تحصيل كرده حوزه علميه اصفهان بود ـ مقدمات علوم را تا سطوح بياموخت، سپس براى ادامه تحصيل به اراك رفت و پس از چند ماه در سال 1341ق به قم مهاجرت كرد و به تكميل تحصيلات و فراگيرى سطوع عاليه اشتغال ورزيد. آنگاه به درس مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى حاضر شده و از مباحث فقهى و اصولى آن مرد بزرگ بهره ها برد و همزمان با آن از درسهاى آيات عظام: حاج سيدابوالحسن اصفهانى و ميرزاى نائينى (كه به خاطر اعتراض به سياستهاى دولت وابسته به انگليس ملك فيصل در عراق همراه با آيات عظام: شيخ محمّدحسين اصفهانى، سيد عبدالحسين حجت، سيدعلى شهرستانى و شيخ مهدى خالصى به ايران ـ قم ـ تبعيد شده بودند) فراوان بهره برد.

 نيز در سال 1346ق كه علماى اصفهان به عنوان مخالفت با حكومت رضاخان به قم مهاجرت كرده بودند به درس مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ محمّد رضا مسجدشاهى اصفهانى حاضر شده و از درسهاى عمومى و خصوصى وى بهره برد و مورد توجه خاص استاد قرار گرفت. وى اين درسها را با فرزند استاد، مرحوم آيت الله حاج آقا مجدالدين مباحثه مى كرد. در سال 1347ق به اصفهان رفت و به مدّت دو سال مهمان استاد بود و از درسها و معاشرتهاى او بهره شايان برد. در سال 1349ق به نجف رفت و در آنجا از محضر حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى، ميرزاى نائينى و آقاضياء عراقى بهره هاى فراوان برد و مبانى فقه و اصول خويش را استوار ساخت.

مهاجرت به ري

آيت الله فقيد در سال 1358ق (1318ش) پس از مراجعت به ايران و از اندكى اقامت در وطن خويش، به شهر رى كوچيد و تا پايان عمر در آنجا اقامت گزيد.

خدمات

فقيد سعيد تا پايان زندگى به تدريس خارج فقه و اصول، تاليف، ترجمه، راهنمايى مردم، اقامه جماعت اشتغال داشت و زهد فراوان و قناعت بسيار از زندگى اش مشهود بود. بر روزه گرفتن سه ماه رجب و شعبان و رمضان، نوافل يوميه، تهجد و شب زنده دارى، رعايت مستحبات و پرهيز از مكروهات، بى اعتنايى به زخارف دنيا پاى مى فشرد و دوبار پياده به حجِّ خانه خدا مشرّف شد؛. از ذوقى عالى و طبعى سرشار برخوردار بود وشعر عربى و فارسى را روان مى سرود.

تاليفات

از آثار فراوانش تبحّر و مهارت او در فقه، اصول، تفسير، كلام و عقايد، تاريخ، تراجم، ادبيات عرب و عجم، لغت، حديث، ملل و مذاهب اسلامى، معانى و بيان، و غيره مشهود است. از جمله كتابهايش كه متجاوز از پنجاه عنوان است، عبارتند از:

1ـ تقريرات فقه و اصول اساتيد خود در قم و نجف اشرف (خطى)

2ـ اصول الفوائد الغرويه بر گرفته از درس اصول اساتيد خويش

 (2ج: مباحث الفاظ و اصول عمليه)

3ـ حاشيه بر مكاسب (خطى)

4ـ رساله در مكاسب محرمه (خطى)

5ـ فصل الخصومة فى الورود والحكومة (خطى)

6ـ فروع دين و نصوص احكام يا فقه فارسى (4ج)

7ـ راهنماى حج

8ـ خداشناسى (ج1)

9ـ الدين فى طور الاجتماع (5ج، سه جلد آن به چاپ رسيده)

10ـ ستون دين

11ـ روحانيت در اسلام (2ج)

12ـ مرامنامه اتحاد روحانيون و علماى اسلام

13ـ السيف المشتهر فى تحقيق اسم المصدر (اين كتاب كه بسيار مورد تشويق مرحوم شيخ محمّدرضا اصفهانى قرار گرفت، خطى است)

 14ـ هديه عيد نوروز يا عروس مدينه

 15ـ خودآموز علم بلاغت

 16ـ خودآموز صرف زبان عربى

 17ـ انتخابات اساسى حكومت ملى يا اصلاح مجلس شوراى ملّى

 18ـ كانون حكمت قرآن (تفسير سوره لقمان)

 19ـ كانون عفّت قرآن (تفسير سوره يوسف)

20ـ ترجمه و شرح اصول كافى (4ج)

21ـ ترجمه و شرح روضه كافى

22ـ ترجمه امالى شيخ صدوق

23ـ ترجمه خصال صدوق

24ـ ترجمه كمال الدين و تمام النعمة

25ـ ترجمه كنزالفوائد كراجكى به نام (گنجينه معارف شيعه اماميه)

26ـ ترجمه نفس المهموم محدث قمى به نام (رموز الشهادة)

27ـ ترجمه جلد دوم الكنى والالقاب به نام (مشاهير دانشمندان اسلام) 28ـ ترجمه(شيوا و متين) (مفاتيح الجنان)

29ـ ترجمه بحارالانوار ـ كتاب السماء والعالم به نام (آسمان و جهان) (10ج)

30ـ ترجمه (تحف العقول)

31ـ ترجمه (الغارات) ابوابراهيم ثقفى

32ـ حمزه سالار شهيدان در جنگ احد

33ـ همّت بلند، پرتوى از زندگانى سيدالشهدا ترجمه (سموّ المعنى فى سمّو الذات).

34ـ نيز در مقدمه كتابهايى كه ترجمه كرده است، شرح احوال مؤلف و معرفى كتاب را به تفصيل نگاشته كه خود كتابى جداگانه را تشكيل مى دهد.

35ـ ديوان اشعار (خطى).

36ـ حكومت شاهى مايه تباهى(تأييد جمهورى اسلامى).

37ـ پاسدارى از حكومت جمهورى اسلامى.

38ـ مرواريد حكمت(نظم كلمات قصار على عليه السلام در نهج البلاغه).

وفات

آن عالم فرزانه پس از عمرى سرشار از خدمات دينى، اجتماعى و علمى در 95سالگى در تاريخ 5محرم الحرام 1416ق (14خرداد 1374ش) بدرود حيات گفت و در صحن حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسنى(عليه السلام)شهر رى به خاك سپرده شد.