آيت الله العظمی سيد محمد هادى ميلانى(ره)

ولادت و خاندان
در شامگاه هفتم محرم سال 1313 ق. در نجف در خانواده‎اى اهل علم و معنويت كودكى پا به عرصة هستى نهاد كه او را «محمد هادي» ناميدند.
اجداد او همه از سادات حسينى شهر مدينه منوره و از فرزندان امام على بن الحسين ـ عليه السلام ـ [1] بودند كه به جهت شرافت علمى و معنوى از بزرگان مدينه به شمار مي‎رفتند محلة قديمى «بنى هاشم» محل سكونت اين خاندان بود و همواره بزرگانى از قبيله‎هاى عرب و دانشوران اسلامى بدآنجا رفت و آمد داشته‎اند.
هجرت آنان در اواخر قرن يازدهم ق. از مدينه به آذربايجان ايران در پى دعوتى بود كه از جانب شيعيان اين ديار انجام گرفت. به دنبال اين دعوت سيد حسين (جد محمد هادي) و برادرش على اكبر كه هر دو از جوانان فرزانه مدينه بودند به همراه زايرين خانة خدا وارد آذربايجان شدند و در منطقه «اسكوچاي» اقامت گزيدند و سيد حسين هم چنان در ميلان[2] باقى ماند و از همان جا ازدواج كرد وى تا آخر عمر در ميان دوستداران اهل بيت پيامبر ـ صلّى الله عليه و آله ـ در منطقه آذربايجان به تبليغ و ترويج احكام اسلام پرداخت با رحلت سيد حسين فرزندان وى و بعدها نوادگانش اين رسالت عظيم را در منطقه آذربايجان دنبال كردند.[3]
نياي مادرى آية الله ميلانى آية الله شيخ محمد حسين مامقاني[4] (متوفى به سال 1223 ق.) شاگردان شيخ مرتضى انصارى و شيخ مهدى آل كاشف الغطا است كه خود از فقهاى بزرگ اوايل قرن چهاردهم ق. به شمار مي‎رفت و در دوران زندگى به زهد و پارسايى شهرت داشت.
دوران تحصيل
اولين مكتب تربيتى سيد محمد هادي دامان مادرى از خاندان علم و فضيلت و پدر فرزانه و عالم وى بود. اساتيد علوم مقدماتى وى بزرگانى چون آقا ميرزا ابراهيم همدانى و آخوند ملا محسن تبريزي، و در دروس سطح نيز استادانى چون آقا شيخ ابراهيم ساليانى و آقا سيد جعفر اردبيلى و حاج شيخ ميرزا على ايروانى و آقا شيخ غلامعلى قمى و آقا شيخ ابو القاسم مامقانى (دائي) او بودند. او هم چنين از محضر اساتيد بزرگى چون آية الله ابو الحسن اصفهاني، آية الله نائينى و آية الله آقا ضياء الدين عراقي بهره‎هاى وافر برده و پايه‎هاى علمى خود را در فقه و اصول استحكام بخشيده و در طول 23 سال حضور در دروس و محافل علمى اين بزرگان توانسته بود بر آراء و نظرات قوي‎ترين اساتيد مسلط گردد. وى در علوم عقلى نيز مهارت فراوان داشت و چندين سال ازعمر خود را در محضر اساتيد فلسفه گذرانده و در اين خصوص از شاگردان شيخ محمد حسين اصفهانى به شمار مي‎رفت.[5]
آقاي ميلانى از جمله علومى كه ديگر در آن تبحر يافت و به استادى رسيد، دانش تفسير و علوم قرانى بود كه از ايام تحصيل خود در نجف اين دانش را نزد استاد بزرگ شيخ محمد جواد بلاغى فرا گرفته بود و بعدها نيز همواره با اساتيد تفسير به ويژه با مفسر بزرگ علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مباحثه و مناظره داشت. وى تفسير را در كنار فقه و اصول تدريس مي‎كرد و محصلين علوم دينى را با قرآن، اين منبع جوشان فيض الهى آشنا مي‎ساخت. و اين روش را كه نشانه‎اى از عشق ايشان به قرآن بود همواره در زندگيش حفظ كرده بود.
ايشان هشت سال نيز در علوم حديث با آية الله شيخ على قمى مباحثه و مذاكره داشت و نسخة كتاب وسايل الشيعة خود را با نسخه‎اى كه به خط شيخ حر عاملى بود، مقابله كرده است.[6]
تدريس
رسيدن به مقام اجتهاد، تحمل رنجهاى طاقت فرسايى را مي‎طلبد. طالبان علوم اسلامى براى دست يافتن بدين منزلت علمي، راههاى بسيار سخت و دشوارى را طى مي‎كنند. رنج سفرهاى سخت را به جان مي‎خرند. و ساليان دراز از عمر خود را در محضر بزرگان دانش و معارف به تحصيل علوم مختلفى چون: ادبيات عرب (تجزيه و تركيب، معانى و بيان و بديع) منطق، حديث شناسي، رجال، علوم قرآن، اصول و فقه و… صرف مي‎كنند. و در اين ميان پاي بندى به معنويات خود عامل در رسيدن به اين مقام و منزلت است چنان چه آية الله ميلانى بارها مي‎گفت:
«استادم مرحوم نايينى مي‎فرمود: نماز شب شرط اجتهاد نيست و لكن بي‎دخالت هم نيست»[7]
جلسات درس ايشان در حوزة بزرگ نجف بسيار با شكوه و به امتيازاتى چون داشتن دقت عقلى و عرفى ايشان در تبيين مسائل، و تسلط به مبانى فقهى و اصولى شهرت داشت. آية الله ميلانى هيجده سال در كربلا اقامت داشت و در اين مدت شاگردان فراوانى را تربيت كرده است. بزرگانى چون آيات و حجج اسلام: حاج شيخ حسين وحيد خراساني، سيد ابراهيم علم الهدى سبزواري، سيد عباس صدر، حاج سيد حسين شمس، حاج شيخ محمد رضا مهدوى دامغاني، شيخ محمد تقي جعفري، مهدى نوقاني، محمود كلباسي، كاظم مدير شانه چي، سيد نور الدين ميلاني، سيد محمد شيرازي، شيخ محمد تقى عندليب سبزواري، سيد محمد باقر حجت طباطبايي، محمد على علمي، سيد ابراهيم مهاجريان طبسى از شاگردان بر جسته ايشان هستند كه بعضي اجازة روايتى از ايشان نيز داشته‎اند.
آثار علمى
آن چه امروزه از آنها به عنوان آثار ايشان نام مي‎بريم، ياد داشتهاى پراكنده و تقريرات درسهاى پربار ايشان است كه به همت شاگردان پركار و فرزندان گراميش جمع آورى شده و پس از تنظيم در عناوين و موضوعات مختلف به چاپ رسيده است و عبارتند از:
1. محاضرات فى الفقه الاماميه: در ده جلد است كه در موضوعات مختلف فقهي به بحث و بررسى عميق پرداخته است كه نمايانگر وسعت فكرى ايشان در زمينه‎هاى مختلف فقهى است.
2. قادتنا كيف نعرفهم؟: در 9 مجلد به زندگانى چهارده معصوم ـ عليهم السلام ـ و فضايل آنها با استفاده از مدارك شيعه و سنّى پرداخته است.
3. تفسير سورة جمعه و تغابن
4. مختصر الاحكام
5. مناسك حج
6. حاشيه بر قسمتى از عروة الوثقي
7. نخبة المسائل: رسالة عمليه ايشان در احكام اسلامى
8. ده پرسش: با پاورقيهاي آقاي سيد محمد على ميلاني، در مباحث مختلف تفسيري
9. حاشية المكاسب
10. قواعد فقهيه و اصوليه
11. رساله‎اى در بيعه و مسائل بانكى
12. كتابى استدلالى در مزارعه و مساقات
13. كتابى استدلالى در اجاره
14. شرح استدلالى مباحثى از كتاب الصلوة «شرايع»
15. رساله‎اى در منجزات مريض.
شخصيت جهانى
در طول مرجعيت آية الله ميلانى به ويژه در سالهاى اقامتش در مشهد مقدس شخصيتهاى بزرگ از كشورهاى مختلف اسلامى به ديدار ايشان شتافته‎اند شخصيت جهانى اين فقيه بزرگ موجب گرديده بود كه علماى شيعه و بزرگان اهل تسنن نيز براى گفتگو و مشاوره در مسائل مهم مذهبى رهسپار ايران شده و از نزديك از نظرات ايشان آگاهى يابند.
در سال 1380 ق. 1339 ش. بوى از دار التقريب بين المذاهب الاسلامى در قاهره شيخ محمد تقى از جامع الازهر با آية الله ميلانى ديدار كرد و لوحى نيز كه در آن فتواى علامه شيخ محمود شلتوت در رابطه با جواز عمل به مذهب تشيع نوشته شده بود تقديم ايشان نمود.[8]
دكتر شيخ محمد ضحّام با جمعى از اساتيد علوم اسلامى جامع الازهر و شيخ خليل حصيرى قارى قران به همراه سفير وقت مصر در ايران در سال 1350 ق. از مشهد ديدن كرده و در اين سفر به ديدار آية الله ميلانى نيز نايل آمدند.
در سال 1382 ق. شيخ علامه شيخ محمد جواد مغنيه ضمن سفر به مشهد با آية الله ميلانى نيز ملاقاتى داشت.
در سال 1382 كاردار سفارت روسيه (ويكتور اسيولينكوف) به نيابت از آقا ضياء الدين خان، رئيس ادارة دينية مسلمانان آسياى ميانه و قزاقستان با آية الله ميلانى ملاقات كرد و ضمن دعوت ازايشان براى ديدار از كشورهاى اسلامى واقع در آسياى ميانه، نظر شرع مقدس را در مورد خدمت در ادارات روسيه كه مشروط بر قبول مدام كمونيسم بود خواستار شده است.
علامه شيخ محمد جواد الشرى در سال 1381 ق. به زيارت مرقد مطهر امام على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ نايل شد و در ضمن با آية الله ميلانى نيز ديدار كرد در اين ملاقات علامه الشرى از وضعيت شيعيان و مسلمانان كشورهاى اسلامى به ويژه شيعيان آمريكا گزارشى تقديم آية الله ميلانى كرد.
در نهضت اسلامى ايران –
انقلاب اسلامى ايران بزرگترين حركتي است كه على رغم توطئه‎هاى استكبار و استعمارگران به رهبرى امام خمينى شكل گرفت و در بهمن سال 1357 با پايان بخشيدن به حكومت 2500 سالة شاهنشاهى به پيروزى خود رسيد، و از آن پس نيز همواره چون آذرخشى بر پيكر استعمار فرود آمد.
اين انقلاب شكوهمند به آسانى به دست نيامد. بلكه از جرقة اولية آن در سال 1341 تا به ثمر نشستن در سال 57 ملت ايران عزيزان بسيارى را تقديم اسلام عزيز نمود و در اين ميان فرزانگان و بزرگان نيز در مسير به بار نشستن خون شهدا، آسايش و آرامش را بر خود حرام كرده و مردانه در مقابل نظام ستم شاهى قامت بستند آية الله ميلانى از جملة اين رادمردان خط مقدم مبارزه بود كه در شكل گيرى نهضت بزرگ نقش بسيار مؤثر و اساسى داشت. وى كه در آن سالها از مراجع بزرگ تشيع بود، با پيامها، نامه‎ها و اعلاميه‎هايى كه خطاب به دولت وقت و ملت ايران صادر مي‎كرد، در هدايت و حركتهاى مردمى عليه رژيم شاه نقش عمده‎اى به عهده داشت در اين مختصر به نقش ايشان در شكل گيرى انقلاب اسلامى اشاره مي‎شود.
ايشان در برابر لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى به شدت مقابله كرد، در اين خصوص در قسمتى از نامة ايشان آمده است:
.

.. وظيفه خود مي‎دانم با استمداد حضرت بقية الله ـ ارواحنا فداه ـ براى سومين بار صريحاً اعلام بدارم تصويب نامة دولت شما در مورد انجمن‎هاى ايالتى و ولايتى با عدم رعايت شرط اسلام در انتخاب شوندگان، و تبديل قسم قرآن مجيد، به قسم به كتاب آسماني، ملت مسلمان ايران و خاصه علماى اعلام را بي‎نهايت خشمگين ساخته است… تذكر مي‎دهم، به حكم موزاين شرعى و احترام به افكار و معتقدات ملت مسلمان ايران لازم است هر چه زودتر تصويب نامة مزبور را لغو و براى اطلاع عموم اعلام نمايد. [9]
هم چنين در قسمتى از نامة ديگر ايشان كه در نوزده سال 41 ش. انتشار يافته مي‎خوانيم:
هم اكنون جمعى از علما و رجال متدين و استادان و دانشجويان دانشگاههاى مملكت در زندان به سر مي‎برند. از هر طرف ابتلا و فقر و گرسنگى ملت ما را تهديد مي‎كند. بيكارى و فساد و تجاوز عمال حكومت به حقوق انساني افراد، نقطه‎اى را خالي نگذاشته. تنها چيزى كه مورد توجه نيست حقوق ملت و مصالح آنهاست! معلوم نيست تا كى مهلت پيدا كنند و عاقبت كار به كجا برسيد.!
پس از هجوم وحشيانه مزدوران يهودى به مدرسه فيضيه آية الله ميلانى در پيامى پرده از چهره كريه حاكمان وقت ايران برداشت،‌ او در ضمن پيام خود چنين نوشت:
… ما از حمله و يورش چنگيزانه، به ساحت حوزة علمية قم گذشتيم! از حبس و زجر رجال دينى و ملى گذشتيم! از حمله به دانشگاه و مراكز علمى ملت و سلب هر نوع آزادى فردى و اجتماعى چشم پوشيديم! از دزدى و فساد و تباهى و تجاوز به مردمان صالح و تقويت دزدان و خيانتكاران گذشتيم! از برادر كشي‎هايى كه در نقاط مملكت ترتيب داده‎اند، صرف نظر كرديم! اين ننگ را كجا ببريم كه مملكت اسلامى ما را دارند پايگاه اسرائيل و صهيونيست مي‎كنند، و نيز افرادى را كه با آنها هم دست‎اند، در رأس كارها قرار مي‎دهند [10]…
آية الله ميلانى در سفرى به تهران، ماهيت نهضت علماء و مردم را چنين بيان مي‎كند.
… من در اين مسافرت به جدّ خود حضرت سيد الشهداء ـ عليه السلام ـ تأسى كرده از جوار امن ثامن الحجج ـ عليه السلام ـ به تهران آمدم. تا به دنيا اعلام كنم اين قيام و نهضت به هيچ وجه صورت ارتجاعى ندارد بلكه نهضتى است كه ملتى مسلمان براى مقابله حكومت‎هاى جابرانه، با پيشوايي مقامات عالية روحانى تعقيب مي‎كند. هدف ملت مسلمان ايران اين است كه بيش از اين به مصالح دنيايى و دينى آنان تجاوز نشود. بايد حكومت مردم را به مردم سپرد و حق مردم را بايد به خودشان واگذار كرد.
ارادت به امام خمينى
اخلاص و ارادت آية الله ميلانى به امام خمينى بر كسى پوشيده نبود چنان چه در نامه‎اش خطاب به امام خمينى در دوران تبعيد امام در تركيه مي‎گويد: «خوشا به سعادت آن سرزمين كه حضرت عالى در آن تشريف داريد» اما در كنار اين آن چه بيشتر جالب توجه است ايشان اخلاص و ارادتش با انگيزه و جهت دار بوده و به جهت مصالح مسلمين از ايشان همواره پشتيبانى كرده است. در اين خصوص به خاطرة شهيد سعيدى گوش مي‎سپاريم:
… روزى آية الله ميلانى هنگامى كه نزدشان نام امام خمينى برده شد فرمودند: ـ سلام الله عليه ـ … پس عده‎اى به آية الله اعتراض كردند. ايشان فرمودند: ساكت باشيد فلاني! اين جا مسئله تقليد در بين نيست كه گفته شود فلانى اعلم است يا من؟ اين جا بحث رهبرى است و چنين نيست كه هر مجتهدى لياقت رهبرى داشته باشد، لياقت رهبرى را تنها فقيه سياستمدارى داراست كه عالم به زمان خويش باشد و در راه خدا از ملامت ملامتگران هراس نداشته باشد و اكنون اين مشخصات در كسى جز آية الله خمينى نيست…[11]
خدمات ماندگار
آية الله ميلانى با همة اشتغالات خود در مسند مرجعيت و زعامت حوزه هيچ گاه از مشكلات مردم غافل نشده است: به بعضى از تلاشهاى ايشان تنها اشارة مختصرى مي‎شود.
1. او پس از زلزلة سال 1347 ش. در جنوب خراسان (منطقه كاخك) مردم را براى بازسازى و كمك به آوارگان بسيج كرد و بارها طلاب را جهت كمك به مردم به اين شهر اعزام داشت. مي‎گويند براى مردم بي‎خانمان خانه‎ها ساخت و حتى سند به آنها نوشت.
2. در بازسازى مسجد هامبورگ آلمان نقش بسيار مؤثرى را ايفا كرد و در اعزام آية الله شهيد بهشتى به آن جا تلاش زيادى كرد. ايشان علاوه بر كمك به مسجد امام على هامبورگ به مسلمانان و انديشمندان اروپا كمك مي‎كرد تا در نشر اسلام جدى باشند.
3. بازسازى مدارس علمي مشهد و مدرسة حقانى قم و كمك به ايجاد چندين مدرسة دينى در شهرستانها و دهها كار خير براي مسلمانان ايران و ساير كشورهاى اسلامي.
وفات
جمعه هفدهم مرداد سال 1354 هجرى شمسى اين اسوة فضيلت و پاكى چشم از جهان فانى فرو بست و به خانة بقاء شتافت و روح بلندش به عالم ملكوت پيوست. و پيكر مطهرش در روز شنبه هيجده مرداد پس از يك تشييع بي‎نظير، و با حضور شخصيتهاى بزرگ علمى و مذهبى (داخل و خارج) كشور و هزاران مؤمن عزادار در جوار مرقد مطهر امام علي بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد.
ن: 2531 م سعيد عباس زاده

[1] . مقدمة محاضرات فى الفقه الاماميه (زكوة)، سيد فاضل حسيني، ج 1، ص 6.
[2] . ميلان از آباد بخش اسكو در نزديك شهرستان تبريز قرار دارد اين روستا از پر جمعيت‎ترين و از جملة روستاهاى آباد اسكوچاى يا درة اسكو مي‎باشد.
[3] . سيد حسين اولاد زيادى داشت كه بزرگترين آن سيد اسد الله در سلك علماء بود پس از سيد اسد الله، على اكبر فرزندش و پس از على اكبر نيز سيد مرتضى فرزند وى و بالاخره سيد احمد فرزند سيد مرتضى از بزرگان و دانشورانى بودند كه نزديك 3 قرن زعامت امور دينى را در منطقة آذربايجان عهده دار بودند.
[4] . مامقان از توابع شهرستان تبريز در طول تاريخ خاستگاه دانشوران فرزانه‎اى بوده است.
[5] . مكتب تفكيك، ويژه نامه بنياد تاريخ و فرهنگ معاصر، شماره 1، ص 208.
[6] . حيات آية الله السيد ميلاني، خطي، عربي.
[7] . مجلة حوزه، شماره 13، ص 20.
[8] . لوح فتواى مشهور علامه شلتوت به آستانه مقدسة رضوى تسليم گرديد.
[9] . اسناد انقلاب اسلامي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص 32.
[10] . اسناد انقلاب اسلامي، ص 194.
[11] . آية الله ميلاني، مرجع بيدار، سعيد عباس زاده، ص 133.