آيت الله العظمى ميرزا جواد تبريزى (ره)

( 1427 – 1345 هـ . ق )

 ولادت و تحصيلات

حضرت آيت الله تبريزي(ره) در سال 1305 شمسى مطابق با 1345 ه . ق در شهر عالم خيز  تبريز در ميان خانواده اى مذهبى در محله «منجم باشى»، نزديک مسجد «عربلر» چشم به جهان گشود. وى زندگى خود را در يک خانواده متوسط و متدين شروع کرد. مرحوم ميرزا جواد از پدر و مادرى متدين و داراى ويژگى معنوى والايى به پرورش يافت، معنويت اين خانواده به قدرى بود که در منزل خود يک نماز خانه داير کرده بودند. پدر ايشان به حاجعلى کبار معروف بود، و در محل زندگى و بازار ايشان را به عنوان شخصى متدين و متعهد مى شناختند. يک حجره تجارت خشکبار در سراى «حاج مير ابو الحسن» داشت. مادر ايشان مرحومه فاطمه سلطان از بانوان بسيار متدينه و مؤمنه محل بود.

وي تحصيلات علوم جديد را تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به اتمام رساند. به خاطر برخوردارى از هوش و ذکاوت عالي ، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى که هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب ميکردند و اعتقاد داشتند که نامبرده از نظر درک مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار ميدادند.

اما مرحوم ميرزا جواد به خاطر علاقه زياد به مکتب غنى اهل بيت (عليهم السلام) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس گام بردارد. لذا پس از سپرى نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و علي رغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه علميه طالبيه تبريز روى آورد و در سال 1323 در سن 18 سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در  همان شهر به پايان رساند.

وي در سال 1327 شمسى شهر تبريز  را به قصد ادامه تحصيل در حوزه علميه قم را ترک نمود و وارد اين شهر مقدس شد و دوره سطح را به پايان برده و در اوج شکوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه در دروس خارج فقه و اصولِ اساتيدى همچون مرحوم حضرت آيت الله سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله العظمى بروجردى (قدس الله اسرارهما) شرکت نمود  و همزمان با آن مشغول تدريس کتب سطح نيز گرديد. اين دوره تا  پنج سال يعنى تا سال 1332 شمسى طول کشيد. در طول اين مدت، چهار سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى(ره) استفاده بهينه اي کسب نموده و در نزد مرحوم آيت الله العظمى بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را برد و موفقيت ايشان تا جايى بود که استادشان مرحوم بروجردى (قدس سره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند که طلاب و فضلاء بسيارى از محضر درسشان فيض ميبردند.

مرحوم آيت الله تبريزي (ره) علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (عليه السلام) داشتند. يکى از آرزوهاى ايشان، اين بود که به نجف اشرف عزيمت نمايند امّا به خاطر فقدان امکانات و وجود مشکلات، آرزويى دور به نظر مي رسيد ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود که از هر فرصتى براى اين کار استفاده نمود. معظم له روزى در محضر علماء و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند که بحثى علمى پيش ميآيد و تنها کسى که به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند که باعث خوشحالى جمع ميشود و از ذکاوت و هوش نامبرده متعجب ميگردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپکچى) که فردى متدين و علاقمند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشت، بعد از اتمام جلسه از استاد ميخواهد که قدرى صبر کند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت ميپردازد و از ايشان ميخواهد تا اگر خواسته اى دارند بگويد تا برايشان انجام دهد، حضرت استاد پاسخ ميدهند: که “من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امکانات نميتوانم”. آن شخص، امکانات و خرج سفر ايشان را فراهم ميکند و استاد عزيز ، حضرت آيت الله تبريزى بعد از گذشت پنج سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال 1332 شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت مي نمايند و تا سالها نيز بدون اينکه از شهريه و وجوهات استفاده اي کنند با امکانات همان شخص، به درس و بحث پرداختند. در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عالي مقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداختند. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (ره) و مرحوم آيت الله العظمى خوئى (ره) استفاده کردند و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب نموده به طورى که به شوراى استفتاء معظم له دعوت شدند. در آن روزگار، حوزه هاى درس نجف اشرف در اوج شکوفائى و شور و نشاط بود. لذا با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتى که فراهم آمده بود کمال استفاده را نمودند تا به مدارج عالى علم و مقام بلند اجتهاد نائل گرديدند.

استاد عزيز در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه کردند و مشغول تدريس مکاسب و کفايه در مسجد خضراء و عمران شدند و روز به روز بر وسعت حوزه درسي ايشان افزوده ميگرديد و با تقاضاى عده کثيري از طلاب ، درس خارج استاد تشکيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (عليهم السلام) بهره مند گردانيدند.

هنگامى که به نجف مشرف شدند، در حجره آيت الله شهيد ميرزا على غروى (ره) در مدرسه خليلى مهمان شدند سپس حجره اى در مدرسه قوام نزديک مسجد طوسى در اختيار وي قرار دادند و از ابتداى امر، استاد در درس آيت الله خوئى (ره) شرکت ميکردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود که در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص في الشبهات الموضوعية أم لا) بوده و استاد بزرگوار بعد از اشکال در قسمتى از درس، بحثى با استاد خود آيت الله خوئى (ره) ميکنند و فرداى آن روز مرحوم خوئي از يکى از نزديکان درسشان بنام آقاى توحيدى تبريزى سؤال ميکند اين آقا کيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! مرحوم خوئي فرموده بود اين شخص آينده درخشانى دارد! و حضرت استاد همزمان با وفات سيد الحکيم به تدريس خارج فقه بر طبق مکاسب و همچنين اصول از اول دوره ميپردازد. و بعد از اطلاع مرحوم خوئي از شروع درس خارج ايشان به استاد تبريک ميگويد و مرحوم آقاى مشکينى هنگامى که در نجف بودند از مرحوم خوئي در خصوص استاد بزرگوار سؤال کردند که ايشان در جواب ميفرمايد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.

مرحوم  آيت الله العظمى تبريزى (قدس سره) را ميتوان يکى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله العظمى خوئى (ره) به حساب آورد که هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادشان بودند و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادشان نيز شرکت مينمودند و در بحث ها و دروس با طرح اشکالات و مطرح کردن فروعات، بر بار علمى محفل ميافزودند. وي طرف مشورت آيت الله خوئى (ره) بود و از اصحاب استفتاء به شمار ميرفت و در سفرهايى مثل کوفه و کربلا، نيز ملازم استادشان بود. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احکام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبودند و در ايام تبليغى و فرصت هاى مناسب به نقاط مورد احتياج عزيمت مي نمود و به تبليغ احکام الله ميپرداخت و از آنجا که گفتارشان با عمل آميخته بود، اين تلاشها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است که ميتوان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم بود و ميتوان ادعا نمود که ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از کرکوک عراق بوده اند به طورى که اکثر مردم آن مناطق بواسطه آشنايى با ايشان به مکتب غنى اهل بيت (عليهم السلام) روى آوردند.

حضرت آيت الله حاج شيخ جواد تبريزى (ره) پس از گذشت 23 سال حضور دائم و فعال و جدّى در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال 1355 شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (عليهما السلام) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شدند.

پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليت هاى خود را از سر گرفت . در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامى تحويل داده و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يکى از شلوغترين حوزه هاى درسى در طول تاريخ حوزه علميه بود. جلسات درسي اين عالم بزرگوار هيچ گاه به جز ايامي که ايشان بيمار  بودند تعطيل نگرديد. با عشقي سرشار از معنويت و علاقه به نشر علوم اهل بيت(ع) همچون شمع مى سوختند تا طلابى مفيد و فاضل تربيت نمايند، كه به لطف پروردگار در اين كار موفق شدند و امروز شاگردان آن عالم فرزانه، سكان دار سطوح عالى حوزه علميه مى باشند.

آثار و تأليفات

مرحوم حضرت آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزى (ره) تأليفات بسيارى دارند که بعضى از آنها چاپ و برخى هنوز به زيور طبع آراسته نگشته است، از جمله تأليفات ايشان:

1ـ ارشاد الطالب (تعليقه چهار جلدى بر مکاسب محرمه شيخ اعظم انصارى “ره”)

2ـ اسس القضاء والشهادات

3ـ طبقات الرجال که بحث وسيع رجالى است

4ـ تکمله منهاج الصالحين و تعليقه بر آن

5ـ رساله ى توضيح المسائل

6ـ مسائل منتخبه

7ـ مناسک حج

8ـ حاشيه عروة الوثقى

9ـ حاشيه بر وسيله مرحوم آيت الله اصفهانى “ره”

10ـ حدود

11ـ فى علم الاصول

12ـ فى علم الفقه

13ـ شرح کفاية الاصول

14ـ صراط النجاة در 6 جلد

15ـ قصاص

16ـ التهذيب در احکام حج

17ـ الأنوار الالهية في المسائل العقائدية

18ـ رساله احکام بانوان

19ـ رساله احکام نوجوانان و جوانان

20ـ استفتائات جديد

21ـ چندين جزوه در موضوعات گوناگون

وفات

سرانجام اين عالم ربانى و فقيه مکتب اهل بيت (ع) پس از عمرى تلاش در صحنه علم و عمل و عبادت خاص الهى در 28 شوال 1427 هـ.ق مطابق با 29 آبان 1385 در شهر مقدس قم  دعوت حق را لبيک و به ملکوت اعلي پيوست و در جوار کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به خاک سپرده شد.