آيت الله العظمى سيد محسن حكيم (ره)

(1390-1306ه.ق)
ولادت
آيت الله حكيم در سال 1306 هجرى قمرى در شهر نجف و در كانون يك خاندان اصيل به دنيا  آمد‎.‎

جد اعلاى ايشان – حدود چهار قرن پيش – طبيب حاذقى بوده به نام مير سيد على طبيب كه  اثر معروفش كتابى است به نام مجربات طبية. وى مورد علاقه خاص شاه عباس صفوى بود‎.‎

او به سبب دانش و فضلش مورد احترام همگان بود و در سفرى كه به آستان مقدس علوى مشرف  شده بود، به اصرار مردم نجف اشرف كه از داشتن يك طبيب ماهر محروم بودند در آن شهر مقدس  رحل اقامت افكند و به مير سيد على حكيم معروف گشت و احترام مخصوصى در ميان مردم عراق  پيدا نمود‎.‎

در چهارمين نسل از خاندان او چهره عالم بزرگوارى به نام سيد مهدى حكيم درخشيد و زمانى  كه خداوند فرزندى به او داد نام او را سيد محسن گذاشت‎.‎

‎ ‎تحصيلات

آيت الله سيد محسن حكيم در سن 7 سالگى خواندن قرآن را آموخت و در 9 سالگى به تحصيل علوم  اسلامى پرداخت. استعداد سرشار و نبوغ و هوش فوق العاده او از آينده درخشانش خبر  مى داد‎.‎

او دروس مقدماتى را نزد برادر بزرگش سيد محمد حكيم فرا گرفت و سطوح عالى را در محضر  جمعى از فضلاى نجف اشرف آموخت‎.‎

در سال 1326 هجرى قمرى، در بحبوحه جوانى به حوزه درس زعيم بزرگ اسلام، آيت الله آخوند  خراسانى راه يافت و سه سال از محضر پر بركت آن بزرگوار استفاده نمود‎.‎

پس از رحلت آن مرجع عاليقدر، به درس مرحوم آيت الله آقا ضياء الدين عراقى، كه به  پرورش شاگردان عاليقدر معروف است، قدم گذارد و دو دوره اصول را در محضر درس آن  بزرگوار فرا گرفت. همزمان، از درس مرحوم آيت الله نائينى و بعضى ديگر از بزرگان نجف نيز  بهره هاى فراوان برد‎.‎

او از سال 1338 هجرى قمرى، حوزه درس خارج فقه و اصول خود را تشكيل داد و جمعى از  فضلاى جوان نجف از محضرش بهره مند شدند‎.‎

ايشان در رسيدن به مقامات معنوى و اخلاقى بيشتر مديون عالم پرهيزگار و ربانى، مرحوم سيد محمد سعيد حبوبى است‎.‎

‎ ‎شخصيت اجتماعى

آيت الله العظمى سيد محسن حكيم، يكى از چهره هاى درخشان تاريخ شيعه و مذهب ما بود،  تاريخ زندگى او فراموش نشدنى، حيات او هيجان انگيز، و مرگ او تكان دهنده بود‎.‎

او بزرگ مردى بود كه عمر پر بركت خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمين، وقف علم و دانش،  وقف دانش طلبان و تشنگان حقيقت و وقف محرومان و ستمديدگان اجتماع كرده و صدها اثر  جاويدان علمى و اجتماعى از خود به يادگار گذاشت‎.‎

او در كورانهاى حوادث همچون كوه استقامت نمود و هرگز در برابر حوادث تسليم نشد و ضعف و  ناتوانى از خود نشان نداد‎.‎

او در فعاليتهاى اجتماعى مردى شجاع بود و صراحت در بيان آرا و نظرات علمى و شهامت  او در فتوا به حق كم نظير بود‎.‎

تواضع و فروتنى او بحدى بود كه با آن همه نفوذ و شخصيتى كه داشت هر كس در مجلس او  مى نشست، احساس مى كرد با برادر و دوست نزديك خود نشسته و كمترين تكلفى در برخورد و  ملاقات او احساس نمى كرد و اين نشانه روح با عظمت آن عالم ربانى بود‎.‎

شيعيان جهان به خصوص شيعيان عراق، او را يك سد نيرومند در برابر حوادث مى ديدند و  موجوديت خود را در حوادث گوناگون در پناه شخصيت او حفظ مى كردند‎.‎

ستاره هاى سرخبى ترديد خاندان حكيم نجف، در شمار پر افتخارترين انسانها هستند. در پس آن زندگى ساده و  چهره صميمى، كارنامه اى سراسر نور و معنويت رخ مى نمايد. كارنامه اى كه با ستارگان روشن  آذين شده است‎.‎

از آن بزرگوار 10 پسر و 4 دختر به يادگار مانده است. آرى اين رهرو صديق اهل بيت  عليهم السلام در سايه امدادهاى پروردگار، فرزندانى به اسلام تقديم كرد كه هر يك نشانه  آشكار لطف حق به شمار مى روند‎.‎

نگاهى هر چند گذرا به اين ستارگان آسمان علم و ايمان كه بسيارى از آنها مرزهاى عالَم  عادى را پشت سر گذاشته و به قله هاى روشن جاودانگى پاى نهاده اند مى تواند پايان مباركى  بر اين زندگينامه آسمانى باشد‎ ‎

1 ‎ – ‎آيت الله حاج سيد يوسف حكيم، فرزند بزرگ ايشان كه از استادان فقه و اصول حوزه نجف  به شمار مى رفت‎.‎

2 ‎ – ‎آيت الله حاج سيد محمد رضا حكيم 3 ‎ – ‎شهيد آيت الله حاج سيد محمد مهدى حكيم 4 ‎ – ‎آيت الله حاج سيد كاظم حكيم 5 ‎ – ‎آيت الله حاج سيد محمد باقر حكيم دام ظله، كه هدايت مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق را  بر عهده دارد و با مجاهدتى وصف ناپذير پرچم خونين كربلاى امام حسين عليه السلام را به دوش  مى كشد‎.‎

6 ‎ – ‎شهيد آيت الله دكتر سيد عبد الهادى حكيم 7 ‎ – ‎شهيد آيت الله حاج سيد عبد الصاحب حكيم 8 ‎ – ‎شهيد آيت الله سيد علاء الدين حكيم 9 ‎ – ‎آيت الله حاج سيد عبد العزيز حكيم 10 ‎ – ‎شهيد آيت الله حاج سيد محمد حسين حكيمچنانكه ملاحظه مى شود پنج تن از اين بزرگان به شهادت رسيده اند و وجود نورانى آنان براى  هميشه بر فراز تاريخ درخشيده و راهنمايى براى نجات بشريت خواهند بود‎.‎

سلام بر خاندان حكيم روزى كه پاى به اين سراى خاكى نهادند و روزى كه از همه چيز خويش  در راه پروردگارشان گذشتند و روزى كه ديگر بار در سراى ديگر سر از خاك مظلوميت  برآورده، پاداش ويژه الهى را دريافت مى دارند‎.‎

‎ ‎فعاليت هاى سياسى

آيت الله حكيم در ابراز نظرات علمى خود و فتاوايى كه مورد بحث و گفتگو بود شجاعت كم  نظيرى داشت و آراء خود را با صراحت تمام ابراز مى نمود و شايد در بعضى از مسايل راه را  براى ديگران هم مى گشود‎.‎

از مرحوم آيت الله حكيم پرسيدند نظر حضرت عالى درباره سياست و دخالت علما در آن چيست؟ايشان فرمود  اگر معنى سياست اصلاح امور مردم روى اصول صحيح عقلايى و رفاه حال و آسايش  بندگان خدا باشد كما اينكه معناى صحيح سياست همين است اسلام تمامش همين است و غير از سياست  نيست و علما غير از اين، كارى ندارند ؛ و اگر منظور معناى ديگرى باشد اسلام از آن  بيگانه است‎.‎

به همين دليل هنگامى كه دولت انگلستان به قصد استعمار عراق لشكر خود را در دهانه   »فاو« در خليج فارس پياده كرد و هواپيماهاى متجاوز آنها، بمب بر سر مردم بى پناه عراق  ريختند، استادِ آيت الله حكيم، مرحوم سيد محمد سعيد حبوبى، فرمان جهاد صادر كرده و خود  شخصا به جبهه ناصريه، قدم گذاشت‎.‎

آيت الله حكيم نيز همراه استاد خويش قدم به جبهه نهاد و شهامت و استقامت عجيبى از خود  نشان داد. او مى فرمود  در تمامى مدتى كه در جبهه بودم حتى يكبار هم نترسيدم‎.‎

هنگامى كه كمونيستها رخنه فوق العاده اى در تمام دستگاه هاى عراق كرده بودند و محيطى پر  از وحشت و رعب همه جا را فرا گرفته بود، با صدور فتواى الشيوعية كفر و إلحادقدرت  آنان را در هم شكست و از خطرى كه عراق و مقدسات مذهبى را تهديد مى كرد جلوگيرى نمود‎.‎

در مسافرتهاى مكررى كه هنگام بروز حوادث ناگوار سياسى به كاظمين و كربلا مى فرمود موجى  از تظاهرات سراسر عراق را فرا مى گرفت و در چند مرحله با پيروزيهاى چشمگيرى قرين  گرديد‎.‎

سفر حجآيت الله حكيم سه سال قبل از وفاتش براى زيارت بيت الله الحرام به مكه معظمه مشرف شد.  دولت عربستان از ايشان بسيار تجليل نموده و حضور آن مرجع بزرگ را در سرزمين حجاز گرامى  داشت‎.‎

حجاج ايرانى در مدينه منوره و در روز عيد غدير ضيافتى به افتخار آيت الله حكيم ترتيب  دادند كه هزاران نفر در آن ضيافت شركت كردند و به بركت وجود ايشان، در آن سال  زائران ايرانى به عراق رفته و بارگاه مطهر ائمه هدى عليهم السلام را در آن سرزمين زيارت  كردند‎.‎

ضريح حضرت ابو الفضل عليه السلامدر دهه آخر عمر اين مرجع گرانقدر طايفه اسماعيليه در عراق مى خواستند ضريح مقدس حضرت  ابو الفضل عليه السلام را تعويض نموده و به سليقه خود بسازند. هدفشان هم اين بود كه از  اين راه تبليغى به نفع خود انجام داده و شيعيان را تحت تأثير قرار دهند‎.‎

حضرت آيت الله حكيم به محض دريافت اين خبر فرمود من خودم ضريح مرقد مطهر آن حضرت را  تعويض مى كنم و براى ساختن ضريح، چندين هزار دينار عراقى به هنرمندان اصفهانى داد و  بعد از مدتى ضريحى شأن مرقد آن حضرت آماده گشت و از ايران با تجليلى خاص و با همراهى  جمعيت فراوانى به عراق انتقال يافته و بر روى مرقد آن حضرت قرار گرفت‎.‎

‎ ‎تأليفات

در سال 1331 هجرى قمرى، هنگامى كه آيت الله حكيم نخستين اثر علمى خود را به نام »ميراث  الزوجة« به دست استاد خود مرحوم سيد محمد حبوبى داد، او گفت  »ما تا كنون قدر تو را  نمى دانستيم؛ اكنون مى توانيم بگوييم كه تو را مى شناسيم‎«.‎

مرحوم حكيم از علماى پر كار بود و به همين دليل تأليفات پر ارزش و متعددى از خود به  يادگار گذاشته كه از ميان آنها كتب زير را مى توان نام برد‎ ‎

1 ‎ – ‎مستمسك العروة الوثقى، اين كتاب شاهكار علمى آيت الله حكيم محسوب مى شود و شرحى بر  كتاب عروة الوثقى مرحوم آيت الله سيد كاظم يزدى است‎.‎

اين كتاب اثرى است جامع، موجز، عميق، خالى از حشو و زوايد و در عين حال ساده و روان و  در نوع خود كم نظير است‎.‎

2 ‎ – ‎حقائق الأصول، شرح سودمندى بر كفاية الأصول مرحوم آخوند خراسانى است‎.‎

3 ‎ – ‎دليل المناسك، شرح استدلالى مختصرى است بر كتاب مناسك حج استاد بزرگوارش مرحوم علامه  نائينى 4 ‎ – ‎نهج الفقاهة، شرحى است بر كتاب مكاسب شيخ انصارى 5 ‎ – ‎رسالة في إرث الزوجة من الزوج، كه از نخستين اثرهاى علمى آن فقيد سعيد است 6 ‎ – ‎شرح كتاب النافع 7 ‎ – ‎تعليقه اى بر كتاب رياض (از بحث اجاره تا نكاح‎(‎

8 ‎ – ‎رساله مختصرى در درايه و تأليفات و كتابهاى ديگر‎.‎

آيت الله حكيم قلمى روان و خالى از ابهام داشت، و بسيار خوش قريحه و با ذوق و داراى حسن  انتخاب بود و به همين دليل از تأليفات وى به خصوص »مستمسك العروة الوثقى« استقبال فوق  العاده اى شد‎.‎

‎ ‎وفات

آيت الله سيد محسن حكيم پس از عمرى تلاش بى وقفه در راه اعتلاى اسلام و مسلمين، عاقبت بر اثر  رفتار ظالمانه بعثى هاى عراق، از كثرت غصه و اندوه به بستر بيمارى افتاد. نزديكانش جهت  معالجه ايشان را به لندن بردند. پس از عودت به نجف، رژيم بعث پيوسته از ملاقات مريدانش  با ايشان ممانعت مى نمود تا اينكه آن عالم وارسته در روز سه شنبه 27 ربيع الأول سال 1390  هجرى قمرى در نجف اشرف و در سن 84 سالگى به لقاء الله پيوست و پيكر پاك آن عالم نستوه  در ميان حزن و اندوه يارانش در مقبره مخصوص كنار مسجد هندى به خاك سپرده شد‎