آيت الله العظمى سيد ابو القاسم خويى (ره)

(1413-1317 ه.ق)
ولادت

آيت الله العظمى سيد ابو القاسم خويى شب پانزدهم ماه رجب سال 1317 هجرى قمرى، در  خانواده علم و دانش و تقوا در شهرستان خوى ديده به جهان گشود‎.‎

‎ ‎خاندان

پدر او مرحوم آيت الله حاج سيد على اكبر، فرزند سيد هاشم موسوى خويى، يكى از شخصيتهاى  برجسته خوى بود و مردم به او به ديده اكرام و احترام مى نگريستند‎.‎
آيت الله سيد على اكبر خويى در 28 صفر 1285 هجرى قمرى در شهرستان خوى به دنيا آمد.وى در  سال 1307 هجرى قمرى، براى فراگيرى علوم دينى به عتبات عاليات رفت و در محضر اساتيد  بزرگ سامرا و نجف، از جمله علامه فاضل شربيانى و علامه شيخ محمد حسن مامقانى به فراگيرى  علوم اسلامى پرداخت‎.‎

او در سال 1315 هجرى قمرى، به زادگاه خويش بازگشت و رياست دينى شهر را برعهده گرفت ‎.‎

سيد على اكبر در سال 1328 هجرى قمرى، به علت عدم موافقت با مشروطه غير مشروعه به نجف  مهاجرت كرد و در آنجا مورد اعتماد آيت الله سيد محمد كاظم يزدى )صاحب عروة( قرار گرفت و  در اداره حوزه نجف، فعاليتهاى چشمگيرى از خود نشان داد‎.‎

وى در سال 1346 هجرى به مشهد مقدس هجرت نمود و در سن هشتاد و شش سالگى، در سفر زيارت  مولاى متقيان على عليه السلام، در 18 شعبان 1371 هجرى بدرود حيات گفت و پس از تشييع و  نماز علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى بر پيكرش، در حرم امير المؤمنين عليه السلام به خاك سپرده  شد‎.‎

‎ ‎تحصيلات

آيت الله سيد ابو القاسم خويى در دامان پاك پدر و مادرش دوران كودكى را پشت سر نهاده،  پس از آموختن قرآن و خواندن و نوشتن، در 13 سالگى (سال 1330 هجرى قمرى) همراه برادر  بزرگ خويش مرحوم سيد عبد الله خويى و ديگر افراد خانواده رهسپار نجف شد‎.‎

ايشان از دوران كودكى و نوجوانى به هوش و ذكاوت و حافظه و استعداد در ميان همسالان خود  معروف بوده و در اندك زمانى گوى سبقت را از همگان ربود‎.‎

تدريس

آيت الله خويى در خلال تحصيل، به تدريس نيز مى پرداخت و هر كتابى را كه مى آموخت، كتاب پيش  از آن را تدريس مى كرد. معظم له خود در اين باره چنين مى فرمايد‎:‎‎»‎زمانى كه دومين جلد شرح لمعه را فرا مى گرفتم. خود به تدريس و تعليم اولين جلد اين كتاب  پرداختم‎.«‎

ايشان سالها به تدريس خارج فقه و اصول و تفسر قرآن كريم اشتغال داشت‎.‎

آيت الله خويى در هر روز چهار نوبت به تدريس پرداخته و اكثر اوقات خويش را به تتبع،  تحقيق، تأليف، تدريس و تعليم شاگردان سپرى ساخته و حتى از استراحت خود براى ازدياد  ساعات مطالعه مى كاستند و اين همه پر كارى و بزرگوارى نشان بارز دانش دوستى آن فقيه  فرزانه بود‎.‎

او پس از درس، مدتى طولانى نزديك به يك ساعت براى پاسخ به پرسش هاى علمى شاگردان خويش  در محفل درس مى نشست و در مجالس خصوصى نيز صحبت علمى به ميان مى آورد و حتى در كوچه و  خيابان هم به سؤالات شاگردان و افراد ديگر پاسخ مى داد‎.‎

‎ ‎ويژگيهاى اخلاقى

فقهاى بزرگ شيعه در زندگى خويش پيوسته اخلاق نيكوى پيامبران را الگوى خويش قرار داده  و با حركت در مسير انبيا براى هدايت و سعادت بشريت اسوه حسنه هستند‎.‎

علماى تشيع با نصب العين قرار دادن خُلق عظيم پيامبران الهى و ائمه اطهار عليهم السلام  والاترين حماسه هاى شكوهمند تاريخ بشريت را ايجاد كرده اند. آيت الله العظمى خويى يكى از  عالى ترين نمونه ها است كه در اينجا برخى از خصايص اخلاقى آن راد مرد فرزانه را  برمى شماريم‎:‎

يارى ضعيفان‎:‎

از ويژگيهاى بارز رفتار ايشان دستگيرى از نيازمندان و كمك به درماندگان بود . هر جا  احساس مى نمود عده اى به كمك و رسيدگى نياز دارند بدون درنگ به يارى آنان مى شتافت لذا  مى بينيم كه مؤسسات خيريه زيادى به نام ايشان در هند و پاكستان و تايلند و ايران و  عراق و لبنان تأسيس شده است‎.‎

به خصوص در ماههاى رمضان و ذى الحجه، توجه و اهتمام ايشان به زندگى فقرا و ايتام،  بيشتر مى شد‎.‎

عفو و گذشت‎:‎

آيت الله خويى در طول زندگانى خويش با بدخواهان و حسودان و مخالفان زيادى مواجه شد و با  وجود اينكه آنان بر عليه ايشان سخن گفتند و حركاتى انجام دادند؛ اما آيت الله فقيد با  آنان به بزرگى و متانت رفتار نموده و از سر تقصيرات و اشتباهات آنان درمى گذشت و حتى  وقتى كه با آنان مواجه مى شد بذل توجهى نيز به حالشان مى نمود‎.‎

بهره بردارى از وقت‎:‎

ايشان هيچ وقتِ اضافه و باطلى نداشت و تمام اوقات شبانه روز خود را به تدريس، مطالعه،  عبادت و تهجد، قرائت قرآن، جواب استفتائات، ملاقات با مردم، تأليف، نماز جماعت و زيارات  مى گذرانيد‎.‎

ساده زيستى‎:‎

مرجع بزرگوار، در زندگى بى آلايش و ساده بود. از تجمل و رفاه زايد دورى مى كرد. خوراكش  را غذايى ساده تشكيل مى داد و در صرف وجوهات شرعى كاملا احتياط مى نمود‎.‎

از بسيارى كارهاى مشروع به خاطر منافات داشتن با روح زهد و تقوا دورى مى كرد‎.‎

تواضع و فروتنى‎:‎

آيت الله خويى در زندگى، تواضع را پيشه خود ساخته از كبر و غرور و عجب سخت بدش مى آمد و  از كارهايى كه رنگ و بوى بزرگ منشى و خود بينى داشت به شدت پرهيز مى نمود‎.‎

با اينكه وى از مدرسان بزرگ جهان تشيع به شمار مى رفت و شاگردان و پرورش يافتگان  مكتبش همه از پيشوايان فكرى جهان تشيع محسوب مى شدند و حوزه درسى ايشان از پر  آوازه ترين محافل علمى جهان اسلام بود، از مظاهر كبر و غرور دورى كرده و درِ خانه اش به  روى همه باز بود. همه مى توانستند شخصا با آقا ملاقات نموده و مسائل خود را با ايشان در  ميان بگذارند‎.‎

تقيد به زيارت‎:‎

حضرت آيت الله خويى به زيارت حضرت امير المومنين عليه السلام بسيار علاقه داشته و هر روز پيش  از شروع درس به حرم مطهر رفته و پس از زيارت و عرض سلام براى تدريس به مسجد خضراء  تشريف مى آوردند‎.‎

در ايام زيارت مخصوص امام حسين عليه السلام، به كربلا رفته و آن حضرت را زيارت مى كردند و  به همين منظور خانه اى هم در كربلا اجاره كرده بودند. مدتى نيز با ماشينى كه توسط برخى  افراد خيِّر تهيه شده بود هر شب جمعه به زيارت سيد الشهداء عليه السلام مى رفتند‎.‎

تجليل از مراجع معاصر و اهل علم‎:‎

معظم له براى مراجع تقليد احترام خاصى قايل بودند و از آنان تجليل مى نمودند .ايشان و  مرحوم آيت الله شيرازى، در دوران مرجعيت عامه آيت الله العظمى بروجردى از باب احترام و  ادب، شهريه ايشان را مى پذيرفتند. در حالى كه خود از مدرّسان بزرگ و مشهور تشيع بوده و  بى نياز از آن بودند‎.‎

ايشان براى آيت الله العظمى حكيم احترام عميقى قايل بودند و به تأليفات ايشان عنايت  خاصى داشتند‎.‎

همچنين ايشان در مناسبتهاى مختلف از شاگردان فاضل خود )همچون مرحوم شهيد صدر و سيد علاء  الدين بحر العلوم و استاد آقا شيخ محمد تقى جعفرى( نام برده و مقام فضل و دانش آنان  را مى ستودند‎.‎

‎ ‎سفر به قم

آيت الله خويى در سال 1350 هجرى قمرى، به زيارت حضرت امام رضا(علیه السلام) نايل آمده و در سال   1353 هجرى قمرى، به حج مشرف شدند ‎.‎

در اوايل ماه رجب سال 1368 هجرى قمرى، بار ديگر از نجف اشرف به قصد زيارت حضرت ثامن  الحجج عليه السلام و معالجه كسالت قلب و سينه، راهى ايران گشته و از راه همدان عازم قم  شدند. آن گاه كه خبر ورودشان به قم رسيد بزرگان حوزه و دانشمندان، همراه انبوه مردم  تا هشت فرسنگى قم به استقبال او آمدند‎.‎

زمانيكه ايشان قصد حركت به تهران كرد بسيارى از مردم تهران و ساكنان شهر رى تا شش  فرسنگى به استقبالش آمده و مورد تجليل عموم طبقات واقع شدند‎.‎

پس از آن به مشهد مقدس مشرف شده و بعد از مدتى به نجف اشرف مراجعت نمودند‎.‎

‎ ‎اساتيد

آيت الله خويى پس از يادگيرى مقدمات نزد بزرگان و اساتيد سطح، از جمله پدر بزرگوارش به  تدريس كتب درسى فقه و اصول پرداخت و در 21 سالگى به درس خارج روى آورد و در فقه و  اصول از خرمن دانش دانشوران نام آور حوزه نجف خوشه ها چيد و فيض هابرگرفت. برخى از آن  بزرگان عبارتند از‎:‎

1 ‎ – ‎آيت الله شيخ فتح الله شريعت اصفهانى(متوفاى 1339 هجرى قمرى ‎(‎

2 ‎ – ‎آيت الله ميرزاى نائينى (متوفاى 1355 هجرى قمرى ‎(‎

3 ‎ – ‎آيت الله آقا ضياء عراقى (متوفاى 1361 هجرى قمرى ‎(‎

4 ‎ – ‎آيت الله شيخ محمد حسين غروى اصفهانى (متوفاى 1361 هجرى قمرى ‎(‎

5 ‎ – ‎آيت الله ميرزا على آقا شيرازى فرزند ميرزاى شيرازى (متوفاى 1355 هجرى قمرى ‎(‎

6 ‎ – ‎آيت الله شيخ محمد جواد بلاغى نجفى (متوفاى 1352 هجرى قمرى ‎(‎

7 ‎ – ‎آيت الله سيد حسين بادكوبه اى (متوفاى 1358 هجرى قمرى ‎(‎

8 ‎ – ‎آيت الله آقا ميرزا على آقا قاضى (متوفاى 1366 هجرى قمرى ‎(‎

‎ ‎مشايخ روايت

آيت الله خويى در حالى كه هنوز جوان بود موفق شد از بزرگان حوزه نجف اجازه نقل حديث  دريافت داشته و توسط آن، كتابهاى دانشمندان شيعه و سنى را روايت كند. يكى از اين  مشايخ، مرحوم ميرزاى نائينى بود كه بوسيله ايشان از استادش مرحوم محدّث نورى كتابهايى  مانند: اصول كافى، من لا يحضره الفقيه، تهذيب، استبصار، وسائل الشيعة، بحار الأنوار، وافى  و… را روايت مى نمود‎.‎

اجازه ديگر ايشان، اجازه روايى علامه سترگ آيت الله سيد عبد الحسين شرف الدين عاملى صاحب  المراجعات، (متوفاى 1377) بود كه بواسطه ايشان كتابها و تأليفات دانشمندان اهل سنت را  روايت مى كند‎.‎

‎ ‎شاگردان

آيت الله العظمى خويى در طول حيات پربار خويش حدود 70 سال به تدريس دروس سطح و خارج،  اشتغال داشته و قريب 50 سال هم برجسته ترين و پربارترين محفل حوزه نجف را دارا بود و  هزاران نفر از علما و فضلاى كشورهاى مختلف اسلامى از هند و افغان و پاكستان و ايران  گرفته تا عراق و حجاز و لبنان و كشورهاى حاشيه خليج فارس را در دامان خويش پرورش  داده و به اقصى نقاط جهان فرستاده و توده هاى مسلمان را به سوى سعادت و هدايت رهنمون  بوده است‎.‎

در اينجا تنها به نام برخى از شاگردان معظم له اشاره مى نمائيم‎:‎

1 ‎ – ‎آيت الله سيد ابو الحسن شيرازى

2 ‎ – ‎آيت الله ابو الفضل نجفى خوانسارى

3 ‎ – ‎آيت الله ابو القاسم گرجى

4 ‎ – ‎آيت الله احمد دشتى

5 ‎ – ‎آيت الله اسماعيل محقق بلخى

6 ‎ – ‎آيت الله باقر شريف قرشى

7 ‎ – ‎آيت الله سيد جلال الدين فقيه ايمانى

8 ‎ – ‎آيت الله ميرزا جواد تبريزى

تقريرات درس

شاگردان آيت الله العظمى خويى در خلال تحصيل خود، همواره به ضبط بيانات استاد در فقه و  اصول پرداخته و در مجلس درس وى به نگاشتن افادات ايشان اشتغال داشته اند به نحوى كه شمار  تقريرات درس ايشان به چندين عنوان مى رسد‎.‎

‎ ‎تأليفات

آيت الله خويى از ابتداى زندگى علمى خويش در راستاى نشر معارف اهل بيت عليهم السلام و  گسترش دانش اسلام، دمى نياسود‎.‎

زمانى بر مسند تدريس نشست و به تربيت و پرورش صدها عالم و دانشمند فرزانه پرداخت و  زمانى ديگر دست به قلم برد و به تصنيف و تأليف در تفسير و كلام و فقه و اصول و رجال  پرداخت‎.‎

با توجه به اشتغالات گوناگون ايشان از هنگام تدريس سطوح تا روزهاى آخر زندگانى پربار،  و آن همه مسئووليتهاى مختلف اين همه آثار چشمگير قابل توجه است‎.‎

برخى از آثار ايشان عبارتند از‎:‎

1 ‎ – ‎التنقيح، در فقه، 8 جلد

2 ‎ – ‎مستند العروة الوثقى، در 5 جلد

3 ‎ – ‎فقه الشيعة، در 5 جلد

4 ‎ – ‎منهاج الصالحين، 2 جلد شامل يك دوره اجمالى فقه

5 ‎ – ‎مصباح الفقاهة، در 3 جلد

6 ‎ – ‎مصباح الأصول، در 2 جلد

7 ‎ – ‎البيان في تفسير القران، كه در آن مقدمات علوم قرآنى مورد بررسى قرار گرفته است‎.‎

8 ‎ – ‎معجم رجال الحديث، در 23 جلد

9 ‎ – ‎تقريرات درسهاى علامه نائينى كه در دو جلد با نام أجود التقريرات منتشر شده است‎.‎

آيت الله خويى و انقلاب اسلامى ايران

از آغاز حركت خروشان مردم مسلمان ايران به رهبرى امام خمينى قدس سره در جهت نابودى رژيم  طاغوت، از سال 1341 هجرى شمسى، كه دولت با طرح مسأله انجمنهاى ايالتى و ولايتى در صدد  اجراى نقشه هاى ضد دينى خود برآمد، مراجع عاليقدر و علماى اعلام به طور يك پارچه نبرد بى  امان خويش را با دولت حاكم شروع نمودند‎ .‎

يكى از اين بزرگان آيت الله خويى بود كه از آغاز نهضت با صدور اعلاميه ها، پيامها و  تلگرامها نقش خود را در پيشبرد حركت اسلامى مردم ايران ايفا كرد. اقدامات ايشان كه از  مهرماه 1341 شمسى شروع شده بود همه حاكى از ژرف نگرى و عمق نظر ايشان است ‎.‎

‎ ‎خدمات اجتماعى

آن مرجع بزرگ در طول مرجعيت خود با امكاناتى كه در اختيار داشت تأسيسات عظيم و  بناهاى بزرگ و كتابخانه ها و مدارس و حوزه هايى را بنا نهاد كه به برخى از آنها اشاره  مى شود‎:‎

1 ‎ – ‎مدينة العلم آيت الله العظمى خويى، قم

2 ‎ – ‎مدرسه و كتابخانه اى در مشهد مقدس به نام ايشان

3 ‎ – ‎دار العلم و مجتمع امام زمان، اصفهان

4 ‎ – ‎المجمع الثقافي الخيري، بمبئى

5 ‎ – ‎مبرة الإمام الخوئي، بيروت

6 ‎ – ‎مدرسة دار العلم و مكتبة الإمام الخويي، نجف اشرف

7 ‎ – ‎مدارس دينى در بانكوك (تايلند) و داكا (بنگلادش‎(‎

8 ‎ – ‎مكتبة الثقافة و النشر در كشورهاى پاكستان و مالزى

9 ‎ – ‎مؤسسة الإمام الخويي و مدرسة الإمام الصادق و مدرسة الزهراء انگلستان (لندن‎(‎

10 ‎ – ‎مركز الإمام الخويي، اندونزى (جاكارتا‎(‎

11 ‎ – ‎مركز اسلامى در فرانسه

12 ‎ – ‎مسجد و مركز اسلامى در شهرهاى ديترويت، لوس آنجلس و نيويورك آمريكا و‎…‎

‎ ‎وفات

پس از 96 سال حيات پر افتخار و بر جاى نهادن خدمات بزرگ دينى و دهها اثر جاويدان و  تحمل فشارها و رنجها و مصيبتهاى فراوان در حكومت ظالمانه صدام و پس از يك سال دورى از  جوار جد بزرگوارش امير المؤمنين على عليه السلام و تبعيد به كوفه ؛ سرانجام فروغ فروزان  زندگانى آيت الله العظمى خويى در عصر روز شنبه هشتم صفر 1413 هجرى قمرى، براى هميشه  خاموش شد و مسلمانان را با اندوهى جانكاه مواجه كرد‎.‎او كه در زندگى به سان جدّش حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به طاغوت عصر خود مبتلا شده  بود، پس از وفات نيز به سرنوشت جده مظلومه اش حضرت زهرا سلام الله عليها مبتلا گشته و در  نيمه هاى شب با حضور مأموران امنيتى بعث، پيكر پاكش غريبانه و مظلومانه و بدون تشييع،  پس از نماز توسط حضرت آيت الله حاج سيد على سيستانى بوسيله چند تن از شاگردان و يارانش  در مسجد خضرا به خاك سپرده شد‎.‎با انتشار خبر وفات ايشان گرچه با اعلام حكومت نظامى در نجف و كوفه و آماده باش نيروهاى  نظامى در بغداد و شهرهاى مركزى و جنوبى عراق، از برپايى هر گونه مراسمى جلوگيرى به عمل  آمد ؛ اما از نخستين ساعات بامداد روز نهم صفر صداى قرآن در تمام نقاط ايران طنين انداز  شد و از سوى دولت جمهورى اسلامى سه روز عزاى عمومى اعلام گرديد و در و ديوار شهرها و  روستاها سياه پوش شده و مردم به نوحه خوانى و عزادارى پرداختند‎.‎در كشورهاى مختلف جهان، از هند و كشمير و افغانستان و پاكستان و بنگلادش و كويت و  سوريه و لبنان و امارات خليج فارس گرفته تا آمريكا و كانادا و انگليس و تايلند نيز  محافل يادبود مختلفى برگزار شد‎.‎
و براستى او با اين همه خدمات و آثار جاويدان نمرده و هرگز نخواهد مرد كه: العُلَماءُ  باقُونَ ما بَقِي الدَّهرُ، أَعيانُهم مَفقودَةٌ، و أَمثالُهُم في القُلُوبِ مَوجودَةٌ‎‎.