فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » عالمان دین »

سید على حسینى سیستانى «دام ظله»

اشاره:

آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی از مراجع بزرگ شیعه است که در حال حاضر در شهر مقدس نجف اشرف ساکن بوده و  حوزه علمیه و مردم عراق از راهنمایی ها و رهبری او استفاده می کنند. این عالم جلیل القدر به ویژه در سالهای اخیر بحران کشور عراق را به خوبی رهبری نمود و از چاش های زیادی این مردم را نجات داده است. در این نوشتار به معرفی این شخصیت علمی و دینی شیعه پرداخته شده است.

حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى در روز ۹ ربیع الاول سال ۱۳۴۹ هـ ق در شهر مقدس مشهد متولد گردید و پدرش به میمنت نام جدش ایشان را على نام نهاد. نام پدر گرامیشان مرحوم سید محمد باقر و نام جد ایشان که از بزرگان علم و زهد بوده سید على مى باشد که زندگینامه ایشان را مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانى در طبقات أعلام الشیعه (قسمت چهارم ص ۱۴۳۲) ذکر نموده است که گفته شده ایشان در نجف از شاگردان مولى على نهاوندى و در سامراء از شاگردان مجدد شیرازى سپس از شاگردان خاص مرحوم سید اسماعیل صدر گردید.

و در حدود سال ۱۳۰۸ هـ به شهر مقدس مشهد بازگردید و در آنجا مستقر گشت.

و از مهمترین شاگردانش فقید بزرگوار شیخ محمد رضا آل یاسین (قدس سره) مى باشد.
خاندان ایشان که از سادات حسینى مىباشند در عهد صفوى در اصفهان مىزیستند که از طرف سلطان حسین صفوى جد اعلاى ایشان سید محمد را به منصب شیخ الاسلامى در سیستان منصوب نمود و ایشان به آنجا منتقل شده و با خانواده شان در آنجا سکنى گزیدند.

از نواده هاى ایشان سید على جد معظم له اولین شخصى بود که به شهر مقدس مشهد مهاجرت نمود و در مدرسه مرحوم ملا محمد باقر سبزوارى مستقر گردید و از آنجا براى تکمیل درس خود به نجف اشرف مهاجرت نموده است.

معظم له در پنج سالگى به تعلیم قرآن کریم پرداخت سپس وارد مدرسه دار التعلیم دینى به منظور آموختن، خواندن و نوشتن و غیره شد که در این مدت خوشنویسى را از استاد فن میرزا على آقا ظالم آموخت.

در سال ۱۳۶۰ هـ به امر پدر بزرگوارش شروع به آموختن مقدمات علوم حوزوى پرداخت که مجموعه اى از دروس ادبى همچون شرح الفیه ابن مالک، مغنى ابن هشام و مطول تفتازانى و مقامات حریرى و شرح النظام را نزد مرحوم ادیب نیشابورى و بعضى دیگر از اساتید فن پرداخت.

و شرح لمعه و قوانین را نزد مرحوم سید احمد یزدى معروف به نهنگ خواند و قسمتى از دروس سطوح مثل مکاسب و رسائل و کفایه را نزد عالم جلیل شیخ هاشم قزوینى خواند.
و تعدادى از کتب فلسفى همچون شرح منظومه سبزوارى و شرح الاشراق و اسفار را نزد مرحوم آیسى خواند و شوارق الالهام را نزد مرحوم شیخ مجتبى قزوینى آموخت و از محضر علامه محقق میرزا مهدى اصفهانى متوفى ۱۳۶۵ هـ بهره هاى فراوان برد.

همچنین از محضر میرزا مهدى آشتیانى و میرزا هاشم قزوینى بهره ها برده است.
پس از فراگیرى علوم ابتدائى مقدمات و سطح، نزد برخى از اساتید و مدرسان به فراگیرى علوم عقلیه و معارف الهیه پرداخت.

سپس در سال ۱۳۶۸ هـ به شهر مقدس قم مهاجرت نموده و از محضر مرجع بزرگ آیت الله بروجردى (قدس سره) در فقه و اصول بهره هاى فراوان برد و از دانش و معرفت فقهى او بویژه در علم رجال و حدیث استفاده هاى بسیارى نمود.

وى همچنین در دروس فقیه و عالم فاضل سید حجت کوه کمرى (قدس سره) و تعدادى از علماى معروف آن دوره شرکت نمود.
معظم له در مدت اقامت در قم با مکاتباتى که مرحوم سید على بهبهانى (یکى از علماى برجسته اهواز و از تابعین مدرسه محقق شیخ هادى طهرانى) که موضوع مورد مکاتبه بعضى از مسائل قبله بوده بطورى که معظم له در این مسائل مناقشات مفصلى با مرحوم بهبهانى حول آراء مرحوم محقق طهرانى داشته و مرحوم بهبهانى از آراء استاد خود دفاع مى کرده، پس از مدتى مکاتبه مرحوم بهبهانى نامه تشکرى براى معظم له فرستاده و از ایشان تمجید و تقدیر کاملى نمود.

و قرار بر آن شد که بقیه بحث موقع تشرف ایشان به مشهد انجام گردد.

در سال ۱۳۷۱ هـ معظم له از قم به نجف اشرف مهاجرت نمود، که در روز اربعین حسینى (علیه السلام) وارد کربلا گردید سپس به نجف سفر نمود، و در مدرسه بخارائى وارد شده و مستقر گردیدند.

که در محضر اساتید بزرگى همچون آیت الله خوئى و شیخ حسین حلى (قدس سرهما) در فقه و اصول به مدت طولانى حاضر گردید و همچنین در این مدت هم در دروس بزرگانى همچون آیت الله حکیم و آیت الله شاهرودى (قدس سرهما) حاضر گردید.

در سال ۱۳۸۰ هـ معظم له تصمیم به رجوع موطن خود مشهد گرفت و چون تصور مى نمود که در آنجا مستقر خواهد شد، از اینرو اساتیدش آیت الله خوئى و شیخ حسین حلى (قدس سرهما) شهادت رسیدن به درجه اجتهاد را براى او مکتوب نمودند.

همچنین که محدث بزرگ آقا بزرگ طهرانى شهادت دیگرى در تبحر ایشان به علم رجال و حدیث مکتوب نمود.
معظم له در سال ۱۳۸۱ هـ بار دیگر به نجف بازگشت و با ورودشان شروع به درس خارج در فقه در باب مکاسب شیخ انصارى و متعاقب آن شرح عروه در باب طهارت و بیشتر کتاب صلاه را تدریس نمودند.

و در سال ۱۴۱۸ هـ بعد از آنکه کتاب صوم را به پایان رسانده بود، شروع به شرح کتاب اعتکاف نمود.
همچنین در این مدت در موضوعات مختلفى همچون کتاب قضاء و ابحاث ربا و قاعده الالزام و قاعده تقیه بحثهاى فقهى داشته اند.

همچنین در این مدت بحثهایى در علم رجال که شامل حجیت مراسیل ابن ابى عمیر و شرح مشیخه التهذیبین و غیره نیز داشته اند.
همچنین معظم له بحثهایى در علم اصول را در شعبان ۱۳۸۴ هـ شروع نموده و دوره سوم تدریس را در شعبان ۱۴۱۱ هـ به پایان رساندند و تمام درسهاى ایشان در بحثهاى فقه و اصول از سال ۱۳۹۷ هـ تا به حال بصورت کاستهاى صوتى موجود مى باشد.

و در این روزها (شعبان ۱۴۲۳ هـ) مشغول به تدریس کتاب زکات از شرح عروه الوثقى مى اشند.

نبوغ علمى

حـضـرت آیـت اللّه الـعظمى سیستانى (دام ظله) همواره در بحوث اساتید خود استعداد و هوش فوق العاده اى نشان مى دادند و برجسته تر از همه همشاگردانش بود.

وى در اشکال گیرى وحضور ذهن و کثرت تحقیق و تتبع در مسائل فقهى و رجال و تداوم فعالیت عـلمى و آشنائى با بسیارى از نظریه ها در میدانهاى علمى گوناگون در حوزه، مهارت استثنائى نشان دادند.

شایان ذکر است که میان حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) و شهید صدر (قدس سره) در حوزه نبوغ علمى و رقابت شدید بود.

بـه این امر مى توان از گواهى اجتهادى دو تن از اساتید وى یعنى آیت اللّه العظمى سید ابوالقاسم خوئى (رضوان اللّه تعالى علیه) و علامه حسین حلى (قدس سره) نگاشته اند پى برد.

و مـعروف است که آیت اللّه خوئى (قدس سره) به هیچ یک از شاگردان خود، بجز حضرت آیت اللّه الـعـظمى سیستانى (دام ظله) و آیت اللّه شیخ على فلسفى (که از علماى معروف مشهد مى باشد) گواهى خطى ندادند.

و نـیـز شیخ محدثان عصر خود علامه آقابزرگ تهرانى (قدس سره) براى حضرت آیت اللّه العظمى سـیـسـتانى (دام ظله) در سال ۱۳۸۰ هجرى قمرى گواهینامه اى نوشته است و در آن از مهارت حـضـرت آیـت اللّه الـعظمى سیستانى (دام ظله) و درایت وى در علم رجال و حدیث تمجید شده است .

یـعـنـى هنگامى که هنوز حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) به سن ۳۱ سالگى نرسیده بودند حایز این مرتبه والا گردیده اند.

تالیفات و دستاوردهاى فکرى

نـزدیـک بـه ۳۴ سال پیش، حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) شروع به تدریس بحث خارج فقه و اصول و رجال کردند.

و نیز بحثهایى پیرامون مکاسب، طهارت، نماز، قضا، خمس، و برخى از قواعد فقهى مانند ربا، تقیه، و الزام به انجام رساندند.

وى تـدریـس اصول را در سه دوره تمام کرد، که بعضى از بحثهاى این دوره، مثل بحثهاى اصول عـلمى و تعادل و تراجیح و همچنین بعضى از مباحث فقهى، و برخى از ابواب نماز و قاعده تقیه و الزام، آماده چاپ است .

عـده اى از فـضـلا مـعروف نیز که بعضى از ایشان مدرس بحث خارج مى باشند مانند علامه شیخ مـهـدى مـرواریـد، علامه سید مرتضى مهرى، علامه سید حبیب حسینان، سید مرتضى اصفهانى، علامه سید احمد مددى، عـلامه شیخ باقر ایروانى، و تعدادى از اساتید حوزه هاى علمیه، بحث ایشان را به مراجعه و بررسى گذاشتند.

حـضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) همزمان با تدریس و بحث مشغول تالیف و نگاشتن کتابهاى مهم و چند رساله شدند.

هـمـچنین، حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) کلیه تقریرات بحثهاى اساتید خود را به رشته تالیف درآوردند.

روش وى در بحث و تدریس

روش حـضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) از دیگر روشهاى اساتید حوزه و ارباب بحث خارج تفاوت دارد. براى مثال، روش وى در بحث علم اصول به ویژگیهاى زیر معروف است:

الف) ذکر تاریخ بحث و شناخت اصول و پایه هاى آن که شاید یک مسئله فلسفى، مانند:

سهولت و آسـانى «مشتق » وترکیبات آن باشد، یا عقیدتى ـ سیاسى، مانند: بحث تعادل و تراجیح، که او در آن گفته است:

قضیه اختلاف احادیث نتیجه مبارزات و کشمکشهاى فکرى و عقائدى آن زمان و نیز شرایط سیاسى زمان امامان (علیهم السلام) بود.

و اندک اطلاعى از تاریخ این بحث ما را به گوشه و کنار آن مسئله و حقیقت افکار و آرا که در این باره مطرح است، مى رساند.

ب) پیوند میان فکر حوزوى و فرهنگهاى معاصر، ضمن بحث از معنى الفاظ.

مؤلف کتاب «الکفایه » عقیده خود درباره معانى الفاظ را بر اساس نظریه فلسفى معاصر، که بنام «نظریه تکثر ادراکى » در فعالیت ذهن بشرى و خلاقیت آن است، ساخته است . بـه ایـن مـعـنـى کـه ذهـن ممکن است یک مطلب را با دو شکل مختلف تصور کند؛ که یکى را با استقلال و دقت و وضوح، که به او «اسم » گفته مى شود و دیگرى با انقباض یا گرفتگى، که آن «حرف » نامیده مى شود.

و وقـتى که وارد بحث «مشتق» مى شود، ایشان از زمان، با بینش فلسفى جدید که در غرب رایج است، و اینکه باید زمان را از مکان به لحاظ تعاقب نور و ظلمت جدا کرد، سخن مى گوید.

و ضـمن بحث درباره «صیغه امر» و بحث از «تجرى »، نظریه برخى از علماى جامعه شناسى را مـطـرح مـى کـنـند که بر این عقیده اند که سئوال ناشى از تداخل صفت درخواست کننده باید از حقیقت درخواست او تفکیک شود.

مـلاک اسـتـحـقـاق عقوبت و جزا یاغى شدن عبد بر علیه مولاى خود است، و این حالت مبنى بر تقسیمات و طبقه بندى جوامع قدیم بشرى است که سروران، غلامان، برتر، بدتر، و…داشته است .

در واقـع، ایـن نظریه از بقایاى فرهنگهاى دیرین، که با زبان رده بندى نه زبان قانونى که مبنى بر مصالح انسانى عام است تکلم مى کردند.
ج) اهتمام نسبت به اصولى که با فقه ارتباط دارد، لذا، یک طلبه مى تواند اغراق و تفصیل علما را در بـحـثـهـاى فقهى که هیچ ثمره علمى یا فایده فکرى ندارند، ملاحظه کند، مانند بحثهایى که درباره «وضع » مى کنند، و اینکه آیا «وضع » یک امر اعتبارى یا تکوینى، یا امرى است که متعلق بـه تـعـهـد یـا تخصیص است، یا بحثهایى که در بیان موضوع «علم » و برخى از عوارض ذاتى درتعریف موضوع «علم » و مانند آن مى کنند.

امـا آنـچـه کـه در دروس حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) مشاهده مى شود، کوشش فراوان و بذل نهایت زحمت براى به دست آوردن مبناى علمى محکم و استوار در بحثهاى اصولى در رابطه با روشهاى استنباط، نظیر مباحث اصول عملى، تعادل و تراجیح، و عام و خاص، مى باشد.

د) نوع آورى: بسیارى از اساتید ماهر حوزه، روح یا فن نوع آورى و تجدید را دارا نیستند، و همیشه سـعـى ایـشان بر این بوده که تعلیقى یا حاشیه اى بر این کتاب یا آن رساله بنگارند، بدون اینکه به جوهر بحث بپردازند، لذا مى بینیم که این نمونه از اساتید فقط آراى موجود را بحث نموده و از بین آنـها یکى را انتخاب مى کنند، و خود را با عباراتى مانند «فتامل » یا «فافهم »، یا «در این اشکال دو اشکال وجود دارد» و «باید در این دو اشکال تامل بخرج داد»، و… مشغول مى کنند.

هــ) نـکـاح اهل شرک جایز است: حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) این قاعده را که «تـزاحـم » نـام دارد، و فـقـهـا و اصولیین آن را بعنوان یک قاعده عقلى یا عقلائى صرف، مطرح مـى کـنـند، ضمن قاعده «اضطرار»، که یک قاعده شرعى و نصوص زیادى درباره اش ذکر شده، مثل «هر چیزى را که خداوند حرام کرده است براى مضطر حلال کرده »، مى دانند.

پس، در واقع، قاعده «اضطرار» همان قاعده «تزاحم » است .

و یـا ایـنـکه فقها و اصولیین قاعده اى را بیهوده طول مى دهند، مانند آنچه در قاعده «لا تعاد» مشاهده مى کنیم .

که فقها آن را، به دلیل وجود نص مخصوص نماز مى دانند.

در صـورتـى کـه آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) روایت «لا تعاد الصلاه الا من خمسه » را مصداق کبراى دیگرى که شامل نماز و واجبات گوناگون مى باشد، مى شناسند.ایـن کـبرى در آخر متن روایت موجود است که عبارت است از «و لا تنقض السنه الفریضه »، پس آنـچـه کـه مسلم است در نماز و غیره ترجیح فریضه بر سنت است، مانند ترجیح وقت و قبله، زیرا وقت و قبله از فرایض هستند نه سنت .

و) دیدگاه اجتماعى:

بعضى از فقها متون را تحت اللفظى ترجمه و معنى مى کنند. بـه عبارت دیگر، خودشان را مقید به حروف متن مى سازند بدون اینکه فراتر از آن بروند و به معانى وسیع آن متن بپردازند.

بـعـضـى دیـگـر از فـقـهـا شرایطى که متن در آن گفته شده است را مورد بحث و بررسى قرار مى دهند تا با حوادثى که بر دلالت آن متن تاثیر مستقیم مى گذارند، آشنا شوند.

بـه طـور مـثال، اگر به حدیث پیغمبر گرامى، که در آن خوردن گوشت خر اهلى را (در جنگ خیبر) حرام کردند بنگریم، مى بینیم که بعضى از فقها به یکایک حروف این حدیث عمل مى کنند، بـه ایـن معنى که گوشت خر اهلى را، طبق این حدیث، حرام مى دانند، در صورتى که که اگر به شـرایط خاصى که این حدیث در آن گفته شده است توجه کافى داشته باشیم، به منظور اصلى و هدف اساسى که پیغمبر گرامى مى خواستند آن را در این حدیث پیاده کنند پى خواهیم برد، و آن این است که جنگ با یهودان خیبر نیاز مبرم به سلاح و تجهیزات داشت، و سلاح و تجهیزات، در آن زمان آن هم با آن شرایط سخت که مسلمانها در آن بسر مى بردند، به غیر از چهارپایان قابل حمل و نقل نبود.

پـس، بـه ایـن نتیجه مى رسیم که مراد از این حدیث نهى حکومتى بوده یعنى براى یک مصلحت خـارجـى کـه شـرایـط آن روزها اقتضا مى کرد، چنین دستورى صادر شده است و نباید به عنوان تشریع یا حرمت و یا کراهت تلقى شود.

ز) داشـتن علم و درایت در استنباط: آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) بر این عقیده هستند کـه یک فقیه باید از زبان و دستور عرب اطلاع کامل داشته باشد، و با نثر، اشعار و مجازهاى عربى آشنا باشد تا بتواند متون را بر طبق موضوع، نه ذات، درک و طبقه بندى کند.

و نـیـز بـاید بر احادیث اهل بیت (علیهم السلام) و راویان آن، احاطه کامل داشته باشد زیرا معرفت علم رجال براى هر مجتهد واجب و ضرورى است .

هـمچنین، حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) آراى منحصر به فردى دارند که با آنچه مشهور و معروف است، تفاوت دارد.

مـثـلا، ایـشان در مساله عدم اعتماد به توهین (ابن غضائرى) نسبت به دیگران، یا به خاطر توهین بیش از حد، و یا به خاطر عدم ثبوت نسبت کتاب به او، راى مغایرى دارند، و آن این است که، کتاب مزبور تحقیقا به او برمى گردد، و قضائرى بیش از نجاشى، شیخ، و غیره مورد اعتماد مى باشد.

ایشان بر این عقیده اند که براى تعیین شخصیت راوى و تایید کردن او تا اینکه بتوان یک حدیث را، حـدیـث مسند یا مرسل نامید، باید به روش طبقات اعتماد کرد، و این همان روش مرحوم آیت اللّه بروجردى (قدس سره) بود.

آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) باور دارند که فقیه باید از کتب حدیث و اختلاف نسخه ها با یـکـدیگر، و درک موقعیت و حال و احوال مؤلف، از لحاظ ضبط و صحت، و نیز روش تالیف که این مؤلف یا آن راوى بکار برده، اطلاع کافى داشته باشد.

مـثـلا، حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) این امر را که، صدوق در نقل اخبار، روایات و احـادیـث دقـیـقـتـر از دیـگران مى باشد قبول ندارد، بلکه شیخ را، طبق کتب موجود و بر اساس قرینه ها، ناقلى امین و قابل اعتماد مى داند.

و حـال آنـکـه حـضـرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) و شهید صدر در این باره کوشش و فعالیت بسیارى از خود نشان داده اند، و همواره نوع آورى و تجدید را پیشه مى گیرند.

و وقـتـى که آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) وارد بحث «تعادل » و «تراجیح » مى شوند به این نتیجه مى رسند که راز این بحث، در علت اختلاف احادیث نهفته است .

پـس، اگـر مـا به علل اختلاف متون شرعى بپردازیم، آن مشکل بزرگ و به ظاهر حل نشدنى حل خواهد شد.

و خواهیم دید که، از روایات «ترجیح » و «تغییر» که صاحب «کفایه » آنها را بر استحباب حمل کرده است، بى نیازیم .

شـهید صدر همین بحث را بررسى کرده است، لکن بر اساس عقل صرف، نه بر اساس ذکر شواهد تاریخى و حدیثى، و ارائه قواعد مهم براى حل اختلاف .

ح) مقایسه میان مکتبهاى گوناگون:

همه مى دانیم که بیشتر اساتید بحثها را از دید یک مکتب یا عقیده بررسى و مطالعه مى کنند، ولى حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) از این قبیل نیستند.

وى مـثـلا، مـیـان حـوزه مشهد، قم و نجف اشرف مقایسه مى کند، و آراى میرزا مهدى اصفهانى (قدس سره) که یکى از علماى معروف مشهد بشمار مى رود، آراى آیت اللّه بروجردى (قدس سره) که سمبل تفکر حوزه علمیه قم مى باشد، و نیز آراى سه محقق معروف، آراى آیت اللّه خوئى (قدس سـره) و شیخ حسین حلى (قدس سره)، به عنوان نمایندگان حوزه علمیه نجف اشرف را، همه با هم مطرح مى کند.

در حقیقت، این نوع روش، زوایا و گوشه هاى بحث را به نحو احسن به ما نشان مى دهد.

و اما روش فقهى آن بزرگوار، در واقع چند ویژگى دارد، از جمله:

۱ ـ مـقـایـسـه میان فقه شیعه و فقه دیگر مذاهب اسلامى، زیرا، بدون تردید، آگاه شدن از تفکر فـقهى اهل تسنن در عصر به وجود آمدن متن، مثل «موطا مالک » و «خراج ابویوسف » و امثال آنـهـا، ایـن امکان را به ما مى دهد تا از مقاصد ائمه (علیهم السلام) و نظر ایشان هنگام گفتن این حدیث یا آن سخن، مطلع شویم .

۲ ـ بکارگیرى علم حقوق معاصر در بعضى از موارد فقهى، مانند مطالعه قانون دولت عراق، مصر و فرانسه، هنگام بررسى «کتاب بیع و خیارات »، چرا که شناختن اسالیب قانونى معاصر به انسان تـجـربـیـات زیـادى مـى بخشد، که بتواند در تحلیل قواعد فقهى و توسعه دادن به طرز تفکر او و موجبات تطبیق آن همه نکات مهم، فعال باشد.

۳ ـ بـیـشـتر علماى ما هیچ تغییرى روى قواعد فقهى که از علماى گذشته به آنها رسیده انجام نـمـى دهـنـد، در حـالیکه مى بینیم آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) سعى بر این دارد که به بعضى از قواعد فقهى تنوع بخشد.

مثلا درباره قاعده «الزام »، که بعضى از فقها آن را به عنوان قاعده «مصلحت » مى شناسند که بر اسـاس آن مـسلمانها، حق دارند براى بدست آوردن منافع شخصى خود، گاهى از قوانین مذاهب دیـگـر اسلامى، ولو اینکه این قوانین با مذهب اصلى خود آنها سازگار نیست، تبعیت مى کنند، در صـورتـى کـه حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) این وضع را قبول ندارند، و احترام هر مذهب و قوانین آن مذهب و مذاهب دیگر را، واجبتر و مقدمتر مى دانند، همانند قاعده «لکل قوم نکاح » یعنى (هر ملت، نکاح و رسم ازدواج مخصوص به خود را دارد).

خصوصیات و ویژگیهاى شخصیت آیت اللّه سیستانى (دام ظله)

هر کس که از نزدیک با حضرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله) معاشرت و رفت و آمد کند، بزودى به شخصیت ممتاز و روحیه ایده آل او پى خواهد برد.

ایـن شخصیت و روحیه که آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) دارا هستند، وى را به یک الگوى برجسته و عالم ربانى مبدل کرده است .

بـارى، بـه بـعـضـى از فـضـایـل و مـکارم اخلاقى آن بزرگوار، که بنده از نزدیک شاهد آن بودم، مى پردازیم:

الـف) انـصاف و احترام به راى دیگران:

چون ایشان عاشق علم هستند، و ارادت خاصى نسبت به معرفت و رسیدن به حقایق دارند.

همواره به راى دیگران احترام مى گذارند، همیشه کتاب به دست هستند، و هرگز خواندن، تتبع، بحث و آگاه شدن از آراى دیگر علما را فراموش نکردند.

لـذا گـاهى اوقات، ایشان بحثهاى برخى از علما، که شاید هم به آن صورت معروف نباشند، مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهد.

و ایـن خـودش نـشانگر این است که، حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) توجه خاصى و احترام فوق العاده اى نسبت به راى دیگران دارد.

ب) ادب و نـزاکـت در مـحاوره ها:

همینطور که همه مى دانند، جلسات بحث و محاوره که بین طـلـبـه هـا یا میان یک طلبه و استادش، بخصوص در حوزه علمیه نجف اشرف، انجام مى گیرد، بسیار خشن و تند مى باشند.

البته، در بعضى مواقع، این نوع روش براى طلبه ها مفید است، ولى در عین حال، همیشه خشونت و تندى، روش صحیحى براى بحث و گفتگو نیست، و هرگز به هدف علمى مطلوب نمى رساند، و به غیر از تلف کردن وقت، و دور ساختن طلبه ها از روح مذاکره، چیز دیگرى دربرندارد.

از جـهـت دیـگـر، هـمـیشه درسها و بحثهایى که حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) با شـاگـردانشان بر پا مى کنند، بر اساس ادب و احترام دوجانبه میان شاگرد و استاد بوده و هست، گرچه حتى بسیارى از موضوعات یا بحثهایى که جلوى ایشان مطرح مى شوند، ضعیف و بى پایه اند.

یـکـى دیگر از خصوصیات حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) این است که سعى دارند جوابى را که به شاگردانشان مى دهند تکرار کنند، تا آنها مساله مطرح شده را درک کنند.

امـا، اگـر سـئوال کننده روى نظر خود اصرار کند، حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) سکوت را ترجیح مى دهند.

ج) تـربیت:

تدریس یک وسیله اى براى کسب پول در مقابل آن، یا یک وظیفه رسمى که استاد را وادار به انجام آن کند، نیست .

بلکه سعى یک استاد خوب، مهربان و دلسوز، باید بر این باشد که شاگردانش را تربیت کند، و آنان را به مقام علمى والا و پیشرفت دائم برساند.

لذا، محبت لازمه این کار مى باشد.

گذشته از اینکه، همواره و در همه جا آدم بى خیال و وظیفه نشناس موجود است، ولى در کنار آن، اساتیدى هستند مخلص، دلسوز، رئوف و فهمیده، که هدف اصلى ایشان اداى رسالت تعلیم و تعلم به نحو احسن است .

شایان ذکر است که آیت اللّه حکیم (قدس سره) و آیت اللّه خوئى (قدس سره) همیشه سمبل اخلاق حـسـنـه بـودنـد، و آنـچـه که از آیت اللّه سیستانى (دام ظله) دیدم و شاهد آن بودم، همان اخلاق اساتیدشان بوده است .

وى همواره از شاگردانشان تقاضا مى کنند که بعد از پایان درس، از ایشان سئوال کنند.

حـضـرت آیت اللّه العظمى سیستانى (دام ظله) همیشه به شاگردان خود توصیه مى کنند که به اساتید و علما اعلام احترام بگذارند، و هنگام سئوال یا بحث هر موضوع با آنان، نهایت ادب را رعایت کنند.

وى مدام از اساتید خود، و روحیه عالى ایشان اخبار و قصه هاى فراوانى نقل مى کند.

د) پارسائى و تقوا:

بعضى از علماى نجف اشرف خود را از دعوا و مرافعه دور مى کنند، اما عده اى آن را گریز و فرار از واقعیت، یا هراس و ضعف در بیان مى دانند.

ولى اگر به این مساله، از زاویه دیگرى بنگریم، خواهیم دید که در واقع، این یک امر مثبت است، بلکه در خیلى از جاها، مهم و ضرورى است .

حـال، اگر همان علما احساس کنند که امت اسلامى یا حوزه، به علت رویداد مهیج و یا ابهامى در بـعضى از مفاهیم اسلامى در معرض خطر قرار گرفته است، بدون تردید، در صحنه خواهند بود، چرا که آنان خوب مى دانند که هر عالم باید، در مواقف سخت و حساس، علم خود را اظهار کند.

نـکته مهمى که نباید اینجا از یاد برد این است که، همیشه آیت اللّه سیستانى (دام ظله) در مواقع فـتـنـه و آشـوب سکوت را رعایت مى کردند، همانطورى که بعد از درگذشت آیت اللّه بروجردى (قـدس سـره) و آیـت اللّه حـکـیـم (قدس سره)، و بروز تعصبات شخصى و رقابت براى رسیدن به مـنـصـب و کرسى، حضرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله) همان سیاست ثابت خود را دنبال کرد، و هیچگاه هدف خود را، رسیدن به لذتهاى دنیوى، سلطه جوئى، یا مقام قرار نداد.

هــ) آثـار فـکـرى:

حـضـرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله) تنها یک فقیه نیستند، بلکه ایشان یک شخصیت متبحر، دانا و داراى یک بینش بالنده در حوزه اقتصادى و سیاسى است .

وى نـظرات ارزشمندى درباره اداره و جامعه شناسى دارد، و همواره از اوضاع معاصر که بر جامعه اسلامى حاکم است، مطلع و آگاه بوده است .

قابل ذکر است که معظم له در عیادتى که از استادشان مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خوئى (قدس سره) در ۲۹ ربیع الثانى ۱۴۰۹ هـ داشته اند استادشان از ایشان خواستند که به جاى ایشان در مسجد خضراء امامت نماز جماعت را به عهده بگیرند که ایشان در بدو امر این موضوع را قبول ننمودند و لیکن آن مرحوم اصرار زیادى نموده و فرمودند:

(اگر مى توانستم همچنانکه مرحوم حاج آقا حسین قمى (قدس سره) حکم مىکرد شما را مجبور به قبول مىنمودم) اما معظم له چند روز مهلت خواستند و پس از آن در ۵ جمادى الاول ۱۴۰۹ هـ امامت نماز را تقبل نموده و این کار تا آخرین جمعه ماه ذى الحجه سال ۱۴۱۴ هـ که مسجد خضراء بسته شد، ادامه داشت.
معظم له جهت اداء فریضه حج در سال ۱۳۸۴ هـ و دو بار متوالى در سالهاى ۱۴۰۵ هـ و ۱۴۰۶ به بیت الله الحرام مشرف شده اند.

مرجعیت

بـعضى از اساتید حوزه علمیه نجف اشرف نقل کردند، که عده اى از فضلا و علما از آیت اللّه خوئى (قـدس سـره)، بـعـد از فوت آیت اللّه سید نصراللّه مستنبط (قدس سره)، خواستند که شرایطى را براى انتخاب جانشینى که داراى صلاحیت مرجعیت در حوزه علمیه نجف اشرف، فراهم کند.

وى آیـت اللّه سـیـستانى (دام ظله) را، براى علمشان، پاکى مسلکشان و نیز خط مشى استوارشان انتخاب کردند.

ابـتـدا، نماز را در محراب آیت اللّه خوئى (قدس سره) بر پا کردند، سپس شروع به بحث و نگاشتن تعلیقات بر رساله آیت اللّه خوئى (قدس سره) و مسلک ایشان پرداختند.

بـعـد از رحـلـت آیـت اللّه خـوئى (قـدس سـره)، حـضـرت آیـت اللّه سیستانى (دام ظله) یکى از تشییع کنندگان جنازه آن مرحوم بودند، و نماز میت را بر او گذاردند.

پـس از آن، زمـام مرجعیت حوزه علمیه را بدست گرفتند، و شروع به فرستادن اجازات، تقسیم و پخش حقوق، و تدریس از روى منبر آیت اللّه خوئى (قدس سره) در مسجد (خضرا) نمودند.

و به این صورت، آیت اللّه سیستانى (دام ظله) شهرت زیادى در عراق، کشورهاى خلیج فارس، هند، آفریقا و…

مخصوصا در میان قشر جوانان پیدا کردند.

حضرت آیت اللّه سیستانى (دام ظله) یکى از علماى سرشناس و برجسته اند که مشهور به اعلمیت هـسـتـنـد، و جـمـع کثیرى از اهل علم و اساتید حوزه علمیه قم و نجف اشرف بر اعلمیت ایشان گواهى مى دهند.

از خداوند متعال مسئلت داریم که مسلمین را از سایه مبارک ایشان محروم نسازد.

تألیفات

۱. قاعده لا ضرر و لا ضرار ۲. توضیح المسائل

۳. منهاج الصالحین

۴. المسائل المنتخبه

۵. الفقه للمغتربین

۶. مناسک الحجّ

۷. الفتاوى المیسره (جمع آورى شده طبق فتاواى معظم له)

۸. الرافد فی علم الاصول

۹. شرح العروه الوثقى (۲جلد) ۱۰

. البحوث الأُصولیه

۱۱. کتاب القضاء

۱۲. کتاب البیع والخیارات

۱۳. رساله فی اللباس المشکوک فیه

۱۴. رساله فی قاعده الید

۱۵. رساله فی صلاه المسافر

۱۶. رساله فی قاعده التجاوز والفراغ

۱۷. رساله فی القبله ۱۸

. رساله فی التقیه

۱۹. رساله فی قاعده الإلزام

۲۰. رساله فی الاجتهاد والتقلید

۲۱. رساله فی الربا

۲۲. رساله فی حجیه مراسیل ابن أبی عمیر

۲۳. رساله فی مسالک القدماء فی حجیه الأخبار

۲۴. نقد رساله تصحیح الأسانید للأردبیلی

۲۵. شرح مشیخه التهذیبین

۲۶. مختصر رساله

۲۷. شرح مشیخه الفقیه

۲۸. رساله فی اختلاف الآفاق فی رؤیه الهلال

۲۹. تعلیقه على العروه الوثقى

۳۰. رساله فی حکم ما اذا اختلف المجتهدان المساویان فی الفتوى

۳۱. رساله فی تحقیق نسبه کتاب العلل الى الفضل بن شاذان

۳۲. رساله فی تاریخ تدوین الحدیث فی الاسلام

۳۳. الفوائد الفقهیه

۳۴. رساله فی صیانه الکتاب العزیز عن التحریف ۳۵

. الفوائد الغرویه

۳۶. رساله فی قاعده القرعه

۳۷. احکام نوجوانان و جوانان (جمع آورى شده طبق فتاواى معظم له)

۳۸. الفوائد الرجالیه

۳۹. فقه براى غرب نشینان (جمع آورى شده طبق فتاواى معظم له)

۴۰. ملحقات مناسک حج (جمع آورى شده طبق فتاواى معظم له)