آيت‌ الله العظمى حاج شيخ محمد جواد انصارى همداني(ره)

 (1379-1320هـ ق)

ولادت و تحصيلات

آيت‌الله العظمى مرحوم حاج شيخ محمد جواد انصارى همدانى فرزند مرحوم حاج ملا فتحعلى همدانى در سنه 1320 هجرى قمرى مطابق با 1281 هجرى شمسى در شهر همدان و در خانواده‌اى روحانى چشم به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم حاج ملافتحعلى همدانى از علما و فضلاى همدان بود. البته زادگاه ايشان شيراز بود، ولى بعدها براى تبليغ و برنامه هاى مذهبى مأموريت پيدا کرد و به همدان آمد و در آنجا رحل اقامت افکند.

از همان كودكى آثار عظمت روحى و استعداد معنوى عجيبى در ايشان مشاهده مي‌گرديد و با وجود ناراحتيهاى جسمانى كه تا دوازده سالگى دامنگيرشان بود، به لحاظ هوش و قريحه ذاتى فراوان از سن هفت سالگى دروس حوزوى و صرف و نحو را نزد والد محترمشان شروع كردند.

آيت الله انصارى همدانى آغاز تحول درونى خود و شروع سير وسلوك خود را چنين بيان فرموده‌اند:

من به تشويق علماى همدان به ديار قم رهسپار شدم و تا آن زمان به طور كلى با عرفان و سيروسلوك مخالف بودم و مقصود شرع را همان ظواهرى كه دستور داده شده مي‌دانستم تا اينكه برايم اتفاقى پيش آمد؛ يك روز در همان سن جوانى كه به همدان رفته بودم به من اطلاع دادند كه شخص وارسته‌اى به همدان آمده و عده زيادى را شيفته خود كرده، من به مجلس آن شخص رفتم و ديدم عده زيادى از سرشناسها و روحانيون همدان گرد آن شخص را گرفته‌اند و او هم در وسط ساكت نشسته بود، پيش خود فكر كردم گرچه اينها افراد بزرگى هستند و داراى تحصيلات عاليه‌اى مي‌باشند اما اين تكليف شرعى من مي‌باشد كه آنان را ارشاد كنم و تكليف خود را ادا كردم و شروع به ارشاد آن جمع نموده نزديك به دو ساعت با آنها صحبت كردم و به كلى منكر عرفان و سيروسلوك إلى الله به صورتى كه عرفا ميگفتند گشتم، پس از سكوت من مشاهده كردم كه آن وليّ الهى سر به زير انداخته و با كسى سخن نمي‌گويد بعد از مدتى سر بلند نمود و با ديد عميقى به من نگريست و گفت:« عن قريب است كه تو خود آتشى به سوختگان عالم خواهى زد. »من متوجه گفتار وى نشدم ولى تحول عظيمى در باطن خود احساس كردم برخاستم و از ميان جمع بيرون آمدم در حالى كه احساس مي‌كردم كه تمام بدنم را حرارت فراگرفته است، عصر بود كه به منزل رسيدم و شدت حرارت رو به ازدياد گذارد. اوائل مغرب نماز مغرب و عشاء را خواندم و بدون خوردن غذايى به بستر خواب رفتم، نيمه‌هاى شب بيدار شدم، در حال خواب و بيدارى ديدم كه گوينده‌اى به من مي‌گويد:« العارف فينا كالبدر بين النجوم و كالجبرئيل بين الملائكة؛

شخص عارف در بين ما همانند قرص ماه است در بين ستارگان و همانند فرشته امين وحى است در بين فرشتگان. »

به خود نگريستم ديدم ديگر آن حال و هوى و اشتياقى كه به درس داشتم در من نمانده ‌است. كم كم احساس كردم كه نياز به چيز ديگرى دارم تا اينكه مجدداً به قم آمدم. در قم شروع به حاشيه زندن بر كتاب شريف عروه الوثقى كردم تا يك شب با خود فكر كردم كه چه نيازى به حاشيه من است بحمدالله به اندازه كافى علمايى كه حاشيه زده‌اند وجود دارند و نيازى به حاشيه من نيست و از ادامه كار منصرف شدم. در همان شب اين خواب را ديدم « در عالم رؤيا يك حوض بسيار بزرگ با رنگهاى مختلفى ديدم كه دور آن حوض پر از كاسه‌هاى بزرگى بود كه بر آنها اسماء خداوند و از جمله اين آيه شريفه:

« ذلك فضل الله يوتيه من يشاء؛اين فضل خداست كه به هر كه خواهد مي‌دهد. مائده/56. »

نوشته شده بود وقتى من به نزديك آن حوض رسيدم جامى لبريز از آب حوض كرده و به من نوشاندند كه از خواب پريدم و تحولى عظيم در خود احساس كردم و آنچنان جذبات عالم علوى و نسيم نفحات قدسيه الهى بر قلب من نواخته شده بود كه قرار را از من ربود، وجود خود را شعله‌اى از آتش ديدم، « يک بار آنقدر سوختن قلبم شدت يافته بود که احساس مى کردم مرگم نزديک است. مى سوختم و ديگر اميدى به ماندن نداشتم. مطمئن بودم دوام نمى آورم مى سوختم، مى سوختم … ناگهان احساس کردم نورى پيدا شد و به قلبم خورد و آن گاه قلبم آرام شد و حرارتش فروکش کرد. »

اساتيد

آيت‌الله ميرزا على خلخالى

حاج سيد عرب

حاج آقا على شهيدى

آقا محمد اسماعيل عمادالاسلام

حاج ميرزا حسين كوثر همدانى برادر حاج آقا رضا واعظ

شاگردان

مرحوم آيت الله حسنعلى نجابت(ره)

مرحوم آيت الله شهيد سيد عبدالحسين دستغيب(ره)

آيت الله سيد مهدى دستغيب (برادر شهيد دستغيب)

آيت الله سيد على محمد دستغيب (خواهرزاده شهيددستغيب)

مرحوم حاج محمد اسماعيل دولابي(ره)

مرحوم علامه سيد محمد حسين حسينى طهراني(ره)

مرحوم آقاى مهندس تناوش ( داماد و شاگرد )

مرحوم آقاى غلامحسين سبزوارى

مرحوم حجة الاسلام سيّد عبدالله فاطمى

مرحوم آقاى بيات

آقاى اسلاميه

آقاى افراسيابى

استاد کريم محمود حقيقى

اجازه اجتهاد

شيخ محمد جواد انصارى با داشتن استعداد و توانايى ذاتى بسيار بالا و نيز پشتکار و همتى والا در همان سنين جوانى موفق به دريافت درجه اجتهاد در همدان شد.

وفات

سرانجام اين عالم ربانى بعد از ظهر جمعه در دوازدهم ارديبهشت 1339 هجرى شمسى مطابق با دوم ذيقعده 1379 ه.ق. در سن 59 سالگى به ملكوت اعلى پيوست.