خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

آموزش نظم و انظباط در فرزندان(۲)

نظم و انضباط مثل بسیاری از رفتارهای دیگر، اکتسابی است و مهمترین کانون آموختن آن، خانواده است. در مقاله ی قبل با عنوان «شلختگی هم، آموختنی است» به نکاتی اشاره کردیم که در تربیت کودکان موثر است و آنها را به سمت زندگی منظم سوق می دهد. در این مقاله به نکاتی دیگر اشاره خواهیم کرد:

پرهیز از خشم و زورگویى

یکى دیگر از موضوعاتى که باید براى آفریدن نظم و انضباط در فرزندان بدان توجه کرد، پرهیز از خشم و زورگویى است. انضباطى که بر پایه خشم و غضب استوار گردد و با زور انجام پذیرد، چون خانه اى است که بر پایه هایى سست و بى رمق بنا شود و به محض برداشته شدن زور و اجبار، این خانه سست بنیان از هم مى پاشد.

خشم، در روایات اسلامى، بسیار نکوهش شده و حتى کلید همه بدى ها نامیده شده است.(۱)

ایجاد انضباط از راه زور، پیامدهایى زیان بار به دنبال دارد که مى توان از میان آنها به مقاومت، بى اعتنایى، شورش، بدخلقى، دروغگویى، انزوا، لج بازى، اشاره کرد.

اگر به گونه منطقى و صریح و مستدل، با کودک برخورد شود، او حق را مى پذیرد و تسلیم خواهد شد. اجراى برنامه هاى انضباطى، بدون گذشت، امکان پذیر نیست. در صورت تخلف، باید شکیبایى به خرج داد، ولى در اجراى انضباط، پافشارى لازم است و از راه تشویق و تحسین و در مواضع ضرورى از راه تنبیه و توبیخ با احتیاط و دقت، مى توان به اصلاح رفتار کودکان پرداخت.(۲)

بهتر است فرزند، در دوران کودکى، با سختى و مشکلات رو به رو شود تا در بزرگ سالى، بردبار و شکیبا باشد.

قاطعیت و پرهیز از تردید و دودلى

وقتى براى فرزندان خویش مقرراتى را لازم مى دانیم، براى ایجاد انضباط در وجود آنان، باید در اجراى این مقررات، استوار باشیم و از تردید و دو دلى پرهیز کنیم؛ زیرا سستى و سهل انگارى، باعث بى انضباطى مى شود و ما را از هدف باز مى دارد.

اگر فرزند، متوجه تردید و دودلى شما شود، از انجام دادن مقررات سر باز مى زند و به بحث و جدل مى پردازد و نیز ممکن است دچار سر در گمى شود که آیا باید آن کار را انجام دهد یا ندهد. ناگفته نماند که این ایجاد انضباط در خردسالى و پا فشارى بر آن، سبب مى شود که در آینده، بردبار و شکیبا و منظم و منضبط باشد. در روایتى از هفتمین پیشواى شیعیان، حضرت امام کاظم(علیه السلام)، آمده است:

یستحب غرامه الغلام فى صغره لیکون حلیما فى کبره؛(۳)

بهتر است فرزند، در دوران کودکى، با سختى و مشکلات رو به رو شود تا در بزرگ سالى، بردبار و شکیبا باشد. کسب عادت هاى درست، نیازمند به وقت است و یک باره امکان پذیر نیست. از این رو، باید حوصله به خرج داد و با مراقبت و استقامت، شالوده شخصیت کودک را بر پایه نظم و انضباط استوار ساخت.

رعایت اصل تدریج در اصلاح رفتار

یکى دیگر از اصولى که باید براى ایجاد انضباط مورد توجه قرار گیرد، اصل تدریج در اصلاح رفتار است. کسب عادت هاى درست، نیازمند به وقت است و یک باره امکان پذیر نیست. از این رو، باید حوصله به خرج داد و با مراقبت و استقامت، شالوده شخصیت کودک را بر پایه نظم و انضباط استوار ساخت. براى دست یابى به این هدف بلند، باید به تدریج و گام به گام او را به سوى هدف رهنمون ساخت و در این راه، ظرفیت و موقعیت جسمى و روحى اش را در نظر داشت.

پیامبران الهى(علیهم السلام) که مربیان جامعه بشرى اند، تمام دستورهاى خود را به یک باره به مردم ابلاغ نمى کردند، بلکه از گذشت زمان و شیوه گام به گام بهره مى جستند. قرآن کریم نیز، که کتاب نور و هدایت است، در مدت بیست و دو سال، به تدریج نازل شد و مسلمانان را گام به گام با احکام و معارف نورانى خود آشنا ساخت. برخى از احکام قرآن، مانند حکم حرمت شراب، به تدریج در موقعیت هاى زمانى گوناگون بیان شده است.

تداوم در استوار ساختن نظم و انضباط

براى این که انضباط، ابتدا به صورت یک حالت، در درون فرزند شکل گیرد و سپس به عادت و آن گاه به ملکه اى درونى مبدل شود، لازم است در استوار ساختنش مداومت کرد.

گر چه ممکن است آغاز کار، آسان باشد، به سامان رساندن آن و به بار نشاندنش، به مراقبت و مواظبت نیاز دارد. براى این که بذر ارزشمند انضباط به برگ و بار بنشیند و آدمى در سایه سار آن به آرامش و سعادت برسد، مداومت و شکیبایى بسیار، بایسته است. امام اهل یقین، حضرت على(علیه السلام)، در حدیثى نورانى مى فرماید:

العمل العمل ثم النهایه و الاستقامه الاستقامه ثم الصبر الصبر؛(۴)

عمل، عمل، سپس توجه به پایان کار، پایان کار، آن گاه استقامت، استقامت، سپس شکیبایى، شکیبایى!

و در حدیثى دیگر مى فرماید:

قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه؛(۵)

کارى اندک که بر آن مداومت شود، برتر است از کار بسیار که خستگى آورد و توانایى دوامش از انسان سلب شود.

پی نوشت ها

۱) امام صادق(علیه السلام): الغضب مفتاح کل شر. الحدیث، ج ۱، ص ۱۴۵٫

۲) جزوه اهمیت نظم و تدبیر در اسلام، ص ۲۲٫

۳) وسائل الشیعه، ج ۵،ص ۱۹۸؛ میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۵۲

۴) نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۷۶، ص ۵۶۹

۵) همان، حکمت قصار، ص ۴۴۴

منبع:  ” نظم و انضباط ” مؤ لف: مرکز پژوهش هاى اسلامى صدا و سیما گروه معارف