آغاز جنگ جمل در حوالى بصره 10 جمادى الاولی

سال 36 هجرى قمرى

اميرمؤمنان، على بن ابى طالب (ع) پس از پذيرش خلافت اسلامى و بر عهده گرفتن حكومت مسلمانان، با فتنه ها و دشمنى هاى گوناگون مخالفان اهل بيت(ع) روبرو گرديد و ناخواسته، متحمل چند نبرد سرنوشت ساز شد.

نخستين و مهم ترين فتنه مخالفان آن حضرت، غائله اصحاب جمل بود، كه به جنگ بزرگ “جمل” منجر گرديد.

ماجراى اين غائله اسف بار از اين قرار بود: عائشه بنت ابى بكر، همسر رسول خدا(ص) كه از مخالفان عثمان بن عفان و از محركان اصلى انقلابيون مسلمان بر ضد خليفه وقت بود، پس از قتل وى و انتخاب حضرت على(ع)، فتنه انگيزى خويش را ادامه داد و به بهانه واهى خون خواهى عثمان مقتول، در مكه معظمه اقامت گزيد و مخالفان خلافت عدالت پرور حضرت على(ع) را به دور خويش گرد آورد. در اين راستا، برخى از سران بنى اميه و وابستگان عثمان مقتول از مدينه به مكه عزيمت كردند. هم چنين استانداران و عاملان عثمان كه از سوى امام على بن ابى طالب(ع) عزل شده بودند، با اعوان و انصار و دارايى هاى خويش به سوى مكه رهسپار گرديدند. اسامى افرادى چون عبدالله بن عامر از بصره و يعلى بن منيه از يمن، برجسته تر از سايرين بود.

پس از مدتى، طلحة بن عبيدالله و زبير بن عوام، دو تن از صحابه معروف رسول خدا(ص) به همراه خانواده و بستگان خويش عازم مكه شده و به اصحاب جمل پيوستند. با اجتماع برخى از صاحب نفوذان و محركان توطئه گر به دور عائشه، اجتماع بزرگى از مخالفان حضرت على(ع) در مكه به وجود آمد.

گرچه همسران پيامبر اسلام(ص) در آن ايام، همگى در مكه معظمه به سر مى بردند، ولى هيچ كدام از آنان، با عائشه همراهى نكرده و مخالفان حضرت على(ع) را يارى ننمودند.

امّ سلمه(رض) همسر ديگر رسول خدا(ص) هنگامى كه زياده روى هاى عائشه را مشاهده كرد، به وى فرمود: اى دختر ابى بكر! من در شگفتم كه تو از عثمان مقتول، خون خواهى كنى. تو همان نبودى كه مردم را بر كشتن او تحريك مى كردى و او را پير كفتار مى خواندي؟ تو را چه كار با خون خواهى عثمان؟ او مردى از بنى مناف بود و تو از بنى تميم، ميان شما رابطه خويشاوندى نيست و در حال حيات او، ميانتان موافقتى نبود. اكنون چه غلو و زياده روى است كه در پيش گرفته و بر ضديت على بن ابى طالب(ع) كه پسر عم رسول خدا(ص) است بيرون مى آيى و خلافت او را نمى پسندي؟ در حالى كه جمله مهاجر و انصار با او بيعت كرده و بر خلافت و امامتش راضى شدند و با رغبت و ميل خود، به پيروى و يارى او همت نمودند و همگان بر امامت او متفق شدند. فضل و فضيلتى كه در او است، تو آن ها نيكو مى شناسى.

به هر روى، از ميان همسران رسول خدا(ص) تنها عائشه با مخالفان حضرت على(ع) همراه شد و سركردگى آنان را بر عهده گرفت و به همراه سه هزار و به نقلى چهار هزار تن از شورش گران، از مكه معظمه رهسپار بصره شد.

پس از خروج آنان از مكه، امّ سلمه(رض) همسر رسول خدا(ص) و امّ فضل همسر عباس بن عبدالمطلب، هر كدام نامه اى جداگانه براى حضرت على(ع) در مدينه ارسال كرده و وى را از آشوب گرى اصحاب جمل باخبر نمودند.

اصحاب جمل، بر بصره هجوم آورده و پس از جنگ و گريز با سپاهيان عثمان بن حنيف انصارى، عامل حضرت على(ع) در بصره و كشتن تعداد زيادى از مدافعان شهر، آن را به اشغال خود در آوردند و بيت المال بصره را تصرف و عامل على(ع) را شكنجه و آزار كردند و پس از مدتى، وى را رها نمودند.

حضرت على(ع) پس از آگاهى از فتنه جويى اصحاب جمل، با سپاهى از مهاجر و انصار از مدينه منوره خارج و به سوى جنوب عراق، رهسپار گرديد. ياران و دوستداران آن حضرت پس از خبردار شدن از عزم وى در نبرد با اصحاب جمل، به تكاپو افتاده و از ساير مناطق اسلامى، از جمله مكه معظمه، كوفه و مصر به حركت در آمده و خود را به سپاه عدالت جوى آن حضرت رسانيدند.

سرانجام دو سپاه در حوالى بصره، در مكانى به نام “رابوقه” در برابر يك ديگر قرار گرفتند. تعداد اصحاب جمل، سى هزار و تعداد سپاهيان حضرت على(ع) در حدود بيست هزار تن بود.

در سپاه جمل، غير از عائشه كه رهبرى شورش گران را بر عهده داشت، افرادى چون طلحة بن عبيدالله، زبير بن عوام، عبدالله بن زبير، محمد بن طلحه، مروان بن حكم، عبدالرحمن بن عتاب، هلال بن وكيع، عبدالرحمن بن حارث، عبدالله بن عامر، حاتم بن بكير، عمر بن طلحه و مجاشع بن مسعود فرماندهى لشكرها و دسته را بر عهده داشته و در ميدان جنگ، نقش آفرينى مى كردند.

در سپاه حضرت على(ع) نيز افرادى چون امام حسن مجتبى(ع)، امام حسين(ع)، محمد بن حنفيه، عمار بن ياسر، عبدالله بن عباس، مالك بن اشتر نخعى، عبدالله بن جعفر، خزيمة بن ثابت، ابوايوب انصارى، ابوقتادة، زيد بن صوحان، شريح بن هانى، سعيد بن قيس، رفاعة بن شداد، محمد بن ابى بكر، عدى بن حاتم، زياد بن كعب، حجر بن عدى، عمرو بن حمق، مجندب بن زهير، مخنف بن سليم و صعصعه بن صوحان، فرماندهى لشكرها و بخش هاى مختلف سپاه آن حضرت را بر عهده داشته و در برپايى پرچم عدالت پرور علوى، دلاورى هاى عظيمى به عمل آوردند.

با اين كه حضرت على(ع) تلاش زيادى به عمل آورد كه ميان طرفين، درگيرى نظامى به وجود نيايد و غائله با مصالحه به پايان آيد، ولى فتنه انگيزان طرف مقابل به هيچ روى حاضر به مصالحه نبودند و سرانجام در روز دهم جمادى الاولى سال 36 قمرى، دو سپاه در برابر يك ديگر صف آرايى كرده و با هم درگير شدند.

جنگ سخت و سنگينى به وقوع پيوست و به مدت دو روز ادامه يافت، ولى سرانجام با شكست محتوم اصحاب جمل به پايان رسيد.

برخى از فتنه انگيزان اصلى مانند طلحة بن عبيدالله در ميدان جنگ و برخى ديگر مانند زبير بن عوام در بيرون صحنه نبرد كشته شدند و بسيارى نيز اسير گرديدند.

حضرت على(ع) پس از پيروزى كامل بر اصحاب جمل و آزادسازى شهر بصره، اسيران را آزاد و از تعقيب فراريان جلوگيرى نمود و عائشه را به همراه جماعتى از زنان بصره كه لباس مردان پوشيده بودند، به مدينه برگردانيد.

در اين واقعه بزرگ، از اصحاب جمل تعداد نه هزار و به روايتى سيزده هزار و به روايتى ديگر بيست هزار تن و از اصحاب على(ع) تعداد هزار و هفتصد و به روايتى پنج هزار نفر كشته شدند.(1)

1- نك: الفتوح (ابن اعثم كوفى)، ص 398؛ أنساب الأشراف – ترجمة اميرالمؤمنين(ع) – (بلاذرى)، ص 129؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 577؛ الجمل (شيخ مفيد)، ص 179 و وقايع الايام (شيخ عباس قمى)، ص 239