آغاز آفرینش

آغاز آفرینش (۱)

على زمانى قمشه ای

آیا مى‏توان به آغاز آفرینش پى ‏برد؟

از دیر باز این پرسش ذهن و اندیشه بشر را به خود مشغول داشته که آفرینش از کى و از کجا آغاز شده است؟ آیا ممکن است روزى بشر به این راز دست‏یازد و بداند این کهکشانها، ستارگان، سیارات، دنباله‏ دارها، ماه و خورشیدهاى بى‏شمار، زمین، صحرا، کوهها، جنگل، حیوانات، حشرات، انسانها، ماهیان و… از کجا و چگونه پدید آمدند؟

قرآن در پاسخ به این پرسش‏ها از طرفى چند رهنمود کلى ارائه کرده و کاوش و پژوهش در این باره را به عهده انسان گذاشته تا با سعى و تلاش به این راز دست‏یابد.

از طرف دیگر ساختار انسان به گونه‏اى است که مى‏تواند این قفل را بگشاید، چرا که ذاتا و طبعا کنجکاو، پژوهشگر، پیشرو و رازگشا است.

قرآن نخست‏براى این که بفهماند همه آفرینش به دست قدرت او آغاز گشته گاهى مى‏فرماید: خداوند کسى است که آسمانها و زمین را بدون وجود ماده قبلى پدید آورده است: «بدیع السماوات والارض…» (۱) و گاهى با اشاره به وجود ماده و مایه پیشین مى‏فرماید:

خداوند آفریننده آسمانها و زمین است «…فاطر السماوات والارض…» . (۲)

در پى این امر از یک منظر در رهنمود کلى نخست پیرامون پیدایش حیات بر روى کره زمین مى‏فرماید:«او لم یرالذین کفروا ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما وجعلنا من الماء کل شى‏ء حى…» (۳) .

«آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زنده را از آب پدید آوردیم‏».

بنابراین نخست کره زمین و اجرام آسمانى همه به هم پیوسته بوده و مایه اصلى آنها یکى بوده است، سپس از هم جدا شده‏اند، آن گاه آبى که مایه پیدایش حیات است پدید آمده و حیات در پى آن به وقوع پیوسته است.

در رهنمود کلى دوم به جستارى همه سویه و کاوش و کنکاش همه جانبه تشویق و ترغیب نموده مى‏فرماید:«او لم یروا کیف یبدى‏الله الخلق ثم یعیده ان ذلک على الله یسیر× قل سیروا فى الارض فانظروا کیف بدا الخلق…» . (۴)

«آیا ندیده‏اند که خداوند چگونه آفرینش را آغاز مى‏کند سپس آن را باز مى‏گرداند، در حقیقت این کار بر خدا آسان است، بگو در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است‏».

بنابراین بین گردش و جستجو در زمین و بین پى بردن به راز آفرینش یک ارتباط تنگاتنگ وجود دارد، و این یکى از وظایف انسان جستجوگر است، زیرا فرمان مى‏دهد بگردید و بنگرید «سیروا فى الارض فانظروا» .

بر این اساس کاوشگران و زمین پژوهان از همین راه، با بررسى آثار باستانى، دل و لایه‏هاى زمین، اعماق دریاها، فسیل‏ها، سنگواره‏ها توانستند گامهاى تازه بردارند، و به رازهاى آفرینش آغازین، عمر زمین و پیدایش آب و حیات دست‏یازند.

از این روى، در یک نظریه در جنوب آفریقا در ناحیه ترانسوال در حدود ۱۹ تا ۲۰ کیلومتر سنگ رسوبى در سطح زمین دیده مى‏شود، عمر عمیق‏ترین لایه این سنگ از طریق «رادیو اکتیویته‏» اندازه‏گیرى شده و عددى در حدود ۳۶/۳ میلیارد سال به دست آمده است، که این یکى از قدیم‏ترین سنگ‏هاى زمین به شمار مى‏رود، در نزدیکى این لایه‏ها، سنگهایى که در آنها آثار موجودات زنده به چشم مى‏خورد نیز با عمرى برابر ۲/۳ میلیارد سال (سه میلیارد و دویست میلیون) به دست آمده‏اند این موجودات زنده انواعى از «باکترى‏» و گیاهان پست‏اند – نظیر جلبکهاى آبى (سبز فعلى)

– اینها نخستین جانداران ساکن دریاهاى کره جوان زمین بوده‏اند.

در لایه‏هاى بالاتر رسوبات نامبرده بالا، آثارى از حیوانات دریایى یافت مى‏شود.

انسان قبل از این که تاریخچه زمین را بازسازى کند از وجود «فسیل‏ها اطلاع داشت‏به طورى که در حدود ۹۰۰ سال قبل از میلاد مسیح یک فیلسوف یونانى فسیل یک ماهى را پیدا کرده و آن را نماینده مراحل ابتدایى زندگى در سطح زمین دانسته است.

سپس در حدود ۳۰۰ سال پیش یک زمین‏شناس دانمارکى پیشنهاد کرد که هر لایه زمین که شامل فسیلى متفاوت با فسیل لایه زیرین و زبرین است نماینده یک دوره مشخص در کره زمین است.

«ویلیام اسمیت‏» در حدود ۱۸۰۰ میلادى ثابت کرد که امکان دارد بعضى از فسیلها در نقاط بسیار دور از یکدیگر یافت‏شوند، این فسیل‏ها عموما با فسیلهاى دورانهاى بعدى و قبلى تفاوت دارند. عده‏اى از حیوانات پس از زمانى از بین مى‏روند، وحیوانات دیگرى به وجود مى‏آیند.

«ژرژ کوویه‏» پس از اسمیت‏با استفاده از روش اسمیت، در قرن نوزدهم دورانها را طبقه‏بندى کرد، دورانها نماینده تغییرات آب و هوا و موجودات قدیمى روى زمین‏اند:

۱. دوران پرکامبرین(تا ۶۰۰ میلیون سال پیش) – موجودات زنده میکروسکوپى و سپس قارچها و جلبکها در این دوران به وجود آمدند.

۲. دوران پالئوزوئیک – (از ۶۰۰ میلیون سال پیش تا ۲۲۵ میلیون سال پیش) – زندگى ابتدا در دریا و سپس در خشکى توسعه یافت، اولین جنگل‏ها در دوره «دونین‏» و اولین حشرات و خزندگان در دوره «پنسیلوانین‏» به وجود آمدند.

۳. دوران مزوزوئیک(از ۲۲۵ میلیون سال پیش تا ۷۰ میلیون سال پیش) که پستانداران، خزندگان دریایى، گیاهان گلدار ظاهر شدند.

۴. دوران سنوزوئیک(از ۷۰ میلیون سال پیش تا ۰۰۰،۱۰ سال پیش)پستانداران جدید رو به تکامل رفتند و اولین آثار از انسان و سپس تکامل آن آغاز گردید». (۵)

این نظریه گرچه از ناحیه آمار و ارقام داده شده در زمینه پیدایش حیات مورد خدشه قرار مى‏گیرد لیکن از ناحیه «روش شناختى‏» با قرآن هماهنگ است، و به احتمال قوى کوتاهترین راه است.

آغاز آفرینش از منظر دیگر

آفرینش از دیدگان محدثان، فقیهان، حکیمان و عارفان از مجردات آغاز شده، وهمه در این عقیده اتفاق نظر دارند، اما این که نخستین آفریده چیست مورد اختلاف است، از این رو گاهى چند معنا را به یک تفسیر ارجاع مى‏دهند، علت این اختلاف تعبیرهاى مختلفى است که در متون دینى وارد شده است از جمله:

۱. نخستین آفریده عرش است:

امام رضا علیه السلام مى‏فرماید: خداوند عرش، آب و فرشتگان را قبل از آسمان و زمین آفرید، سپس آسمانها و زمین را در شش روز به تدریج‏خلق کرد. (۶)

۲. قلم: مفسران ذیل «ن× والقلم‏» طبق روایات زیادى مى‏نویسند: نخستین چیزى که خداوند آفرید قلم است، سپس به او فرمان رسید بنویس به آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد، پس از قلم ابر رقیق و نازکى آفرید که بالا و پایین آن هوا بود، خداوند عرش خود را بر آب یعنى بر همان ابر رقیق مستقر ساخت «…وکان‏عرشه على الماء…» (۷) برخى گفته‏اند بعد از قلم کرسى را آفرید سپس عرش را و بعد از آن هوا را; در برخى روایات بعد از قلم، نون آفریده شده و نون را بعضى دوات و گاهى لوح محفوظ به نگارش آورده، آن سان که قلم را از نور مى‏دانند و بعد از آفرینش قلم و نون، عقل را آفرید. (۸)

شیخ صدوق و علامه مجلسى بنا به نقل روایتى لوح و قلم را دو فرشته روحانى دانسته‏اند (۹) چنان که فارابى نیز قلم را فرشته روحانى به حساب آورده و گفته است:«ظلت الاحدیه فکان قلما». (۱۰) لیکن شارح فصوص فارابى، به پیروى از قونوى و ابن فنارى گفته فارابى را بنا به مشرب اهل تحقیق (عرفا) ناتمام دانسته و معتقد است نخستین ظل و سایه احدیت وجود منبسط است که از آن به نفس رحمانى، هباء، عماء، تجلى سارى، نور مرشوش، رق منشور، اصل اصول، هیولاى عوالم غیر متناهى، ماده تعینات، و اسم اعظم تعبیر مى‏آورند، که فوق مرتبه قلم اعلى است. (۱۱)

۳. قلم و ماهى: سیوطى بنا به روایتى ابتداى آفرینش را از قلم و ماهى (حوت) دانسته است. (۱۲)

۴. یاقوت: خداوند در آغاز یاقوت سبزى آفرید، سپس از روى هیبت‏به آن نظر افکند آب شد بعد باد را آفرید و آب را در متن باد قرار داد، آن گاه عرش را بر آب مستقر ساخت، بنابراین عرش و آب قبل از آسمانها و زمین وجود داشته‏اند. (۱۳)

۵. آتش: نخستین مخلوق آتش است. (۱۴)

۶. لوح: خدا بود و چیزى بر او نبود (کان الله ولم یکن معه شى‏ء) سپس لوح را آفرید. (۱۵)

۷. هوا: خداوند نخست هوا و سپس قلم را آفرید، به قلم فرمان داد بنویس به آنچه واقع خواهد شد، آن گاه، نور، ظلمت، آب، عرش، باد و آتش را از هوا آفرید، و سایر پدیده‏ها از این شش پدید آمدند. (۱۶)

۸. حجاب‏ها: پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خداى عزوجل در آغاز حجاب‏هایى آفرید و بر ارکان آنها نوشت: لااله الاالله…سپس عرش، زمین و لوح را آفرید. (۱۷)

۹. هباء: ابن عربى، معتقد است اول ما خلق الله هباء است، وى بر این باور است که حضرت على بن ابى‏طالب علیه السلام چون دید این گوهر در همه صورتها پراکنده است نام آن را به عنوان نخستین موجود عالم «هباء» گذاشت، هباء به منزله طرح و رنگ نقشه ساختمان است، از این رو صاحبان فکر (فلاسفه) آن را «هیولاى کل‏» مى‏دانند، به گونه‏اى که همه جهان هستى در آن بالقوه موجود است و نزدیکترین موجود به هباء «حقیقت محمدیه‏» که «عقل‏» نام گرفته است مى‏باشد، از این رو وجود محمد صلى الله علیه و آله و سلم از نور الهى، از هباء که حقیقت کلیه است‏بوده و نزدیکترین مردم به او حضرت على بن ابى‏طالب علیه السلام و اسرار همه انبیا است، بنابر این پیدایش هر صورت (حقیقت) به وسیله این گوهر(هباء) است. (۱۸)

کاشانى در تعریف هباء مى‏نویسد: ماده‏اى است که خداوند صورتهاى همه جهان را در آن باز کرد و آن «عنقاء» و نامش‏«هیولا» است. (۱۹)

علامه مجلسى در مقام واژه شناسى هباء مى‏گوید: هباء چیزى است که با شعاع آفتاب از روزنه و پنجره به درون مى‏آید (۲۰) لیکن مراد عرفا و فلاسفه امر مادى نیست.

۱۰. آب: امام باقر علیه السلام فرمود: نخستین آفریده آب است، این آب، همه چیز است و همه چیز از آب است. (۲۱)

«ثالیس ملطى‏» (زاده ۶۲۴ق م) از مشاهیر حکما گفته است: بارى‏تعالى عنصرى ابداع کرد که در آن صورتهاى جمیع موجودات ومعلومات جهان وجود داشت و آن را «نخستین پدیده‏» یا «عنصر اول‏» و یا «آب‏» نامید، همه انواع جواهر آسمان و زمین و آنچه در میان آنها است از این عنصر پدید آمد، زمین از جامد گردیدن آب تکون یافت، از حل شدن آب، هوا پدیدار گشت، از صافى آن آتش و از دود و بخار آن آسمان آفریده شد.

«انکسیمانس ملطى‏» نیز به روشنى مى‏نویسد: نخست‏« عنصر اول‏» پدید آمد و سپس «عقل‏».

صدرالمتالهین در تفسیر عنصر اول مى‏گوید: این همان چیزى است که در زبان شریعت «قلم اعلى‏» نام گرفته است. (۲۲)

عرفا معتقدند، منظور از آبى که اصل و ریشه حیات همه چیز به شمار رفته «وجعلنا من الماء کل شی‏ء حى‏» عبارت است از «نفس رحمانى‏» که «هیولاى کلى‏» و گوهر اصلى است، این همان آبى است که عرش خدا بر آن استوار است‏«وکان عرشه على الماء» چنان که «عقل اول‏» نیز همین آب است، اما آبى که در جهان عناصر از آن سخن به میان مى‏آید مثال و مظهر آن آب است. (۲۳)

۱۱. نور: امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده است: نخستین آفریده خداوند، نور بوده است. این نور از چیزى پدید نیامده، و خداوند از آن یاقوتى به اندازه ضخامت آسمانها و زمین پدید آورد، این یاقوت آب شد و عرش را بر آن آب مستقر ساخت.

نیز فرمود:

آفرینش از نور آغاز شد، سپس آسمانها از بخار آب، زمین از کف آب و کوهها از امواج آن پدیدار گشتند. (۲۴)

در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: خداوند به کلمه‏اى تکلم فرمود که نور شد، و از آن نور، حضرت محمد و على و عترت علیهم السلام آفریده شدند. (۲۵)

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود :حق‏تعالى نخست نور و روح را آفرید و از آمیزه آنها من، على، فاطمه، حسن و حسین را آفرید، آن‏گاه نور مرا شکافت و از آن عرش را آفرید، نور على را باز کرد و از آن فرشتگان را خلق نمود، نور فاطمه را شکافت و از آن آسمانها و زمین را به وجود آورد، از نور حسن خورشید و ماه را پدید آورد، و از نور حسین بهشت و حور را آفرید. (۲۶)

۱۲. نور و ظلمت: نخستین آفریده نور و ظلمت‏بوده است. (۲۷)

۱۳. نور محمدصلى الله علیه و آله و سلم: پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: آغاز آفرینش حق‏تعالى با نور من بود، و از نور من على علیه السلام آفریده شد و سپس عرش و لوح. (۲۸) و بنا به روایت دیگر: آفرینش از نور پیامبر آغاز و عرش از آن نور آفریده شد «اول ما خلق الله نورى…». (۲۹)

عرفا درباره حدیث مشهور نبوى صلى الله علیه و آله و سلم «اول ما خلق الله نورى‏» معتقدند: نخستین چیزى که خداوند آفرید نور محمد صلى الله علیه و آله و سلم بود که به صورت آدم علیه السلام و سپس با سایر پیامبران ظاهر شد، این نور همان روح الهى است که در آدم دمیده شد، بنابراین حقیقت محمدى صلى الله علیه و آله و سلم مبدا حیات و روح همه چیز، حیات آنها، واسطه فیض بین خدا و بندگان و منبع فیض عارفان است. (۳۰)

۱۴. «اول ما خلق الله محمد» است، او قبل از آفرینش آب، عرش، کرسى، آسمانها، زمین، لوح، قلم، بهشت و دوزخ، فرشتگان، آدم حوا آفریده شد. (۳۱)

به گفته ابن عربى، نزد عرفا نخستین موجودى که پا به عرصه هستى گذاشت‏حقیقت محمدیه صلى الله علیه و آله و سلم است و اهل حکمت (حکما) او را عقل اول مى‏نامند، عقل اول همان قلم اعلى است که حق‏تعالى از لا شى‏ء آفرید. (۳۲)

۱۵. محمد وعترت : پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «خداوند متعال پیش از آن که آدم را بیافریند من و اهل بیت مرا از یک نور آفرید». (۳۳)

امام صادق علیه السلام نیز مى‏فرماید: محمد و على علیمها السلام از یک نور آفریده شدند، آفرینش آنان قبل از خلقت آسمانها، زمین وعرش صورت گرفت. (۳۴)

امام سجاد علیه السلام نیز مى‏فرماید: خداوند، محمد، على و پاکان از ذریه آنان را از نور عظمت‏خود قبل از سایر مخلوقات آفرید. (۳۵)

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: آفرینش جهان هستى از محمد وعترت او علیهم السلام آغاز شد. (۳۶)

امام جواد علیه السلام فرمود: خداوند هماره به وحدانیت‏یکتا بود، سپس محمد، على و فاطمه را آفرید، آن گاه پس از هزار دهر[کنایه از مدتى بسیار طولانى] همه اشیا را آفرید. (۳۷)

در برخى روایات اول ما خلق الله محمد و عترت او تا حضرت مهدى ائمه اثنى عشر به شمار آمده‏اند. (۳۸)

۱۶. ارواح: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم – خطاب به على علیه السلام – فرمود: نخستین چیزى که خدا خلق کرد ارواح ما بود و بعد از ما فرشته‏ها را آفرید. (۳۹)

۱۷. نفوس مقدس: خداوند نفوس مقدس و پاکى را در ابتداى خلقت آفرید. (۴۰)

۱۸. مروارید سپید: نخستین چیزى که آفریده شد «دره بیضاء» (مروارید سپید) بوده است. (۴۱)

کاشانى «دره بیضاء» را عقل اول – به عنوان نخستین مخلوق خداوند – دانسته است. (۴۲)

۱۹. فرشته کروبى: برخى از دانشمندان نخستین آفریده پروردگار را چیزى به نام فرشته کروبى قلمداد کرده‏اند. (۴۳)

۲۰. عقل: خداوند در آغاز خلقت عقل را آفریده است:«اول ما خلق‏الله العقل‏» این حدیث‏شریف را ابن بابویه درکتاب گرانسنگ «من لا یحضره الفقیه‏» و مجلسى اول (ملا محمد تقى) در کتاب ارزشمند «روضه المتقین‏» و ابن ابى‏الجمهور در غوالى اللئالى ذکر کرده‏اند.

تعجب از مجلسى دوم رحمه الله (ملا محمد باقر) است که در بحار مى‏نویسد: و اما خبر «اول ما خلق الله العقل‏» فلم اجده فی طرقنا وانما هی فی طرق العامه‏»: حدیث «اول ما خلق الله العقل‏» را من در طرق و مستندات شیعه نیافتم و تنها از طریق اهل سنت وارد شده است. (۴۴)

به روایت کلینى رحمه الله این عقل نخستین چیزى است که از روحانیون و قبل از آنها آفریده شده و بر آنها تقدم دارد. (۴۵)

دیدگاه عرفا و حکما درباره عقل

«انکساغورس‏» معتقد است نخستین چیزى که آفریده شد«عقل فعال‏» است. (۴۶)

«عقل فعال‏» عبارت است از جوهرى بسیط، روحانى، نور محض، در نهایت کمال و تمامیت، حقیقت همه اشیا از آن و در او است، بعد از عقل فعال رتبه نفس کلى و آن گاه هیولاى اول به ترتیب پدید آمده‏اند. (۴۷)

حکیم ابوالقاسم فردوسى نیز در این باره چنین مى‏سراید:

نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جان است و آن سپاس خرد افسر شهریاران بود؟ خرد زیور نامداران بود خرد رهنماى و خرد دلگشاى خرد دست گیرد به هر دو سراى خرد چشم جان است چون بنگرى تو بى چشم جان آن جهان نسپرى خرد را و جان را که یارد ستود و گر من ستایم که یارد شنود (۴۸) ادامه دارد …

پى‏نوشت‏ها:
۱. بقره/۱۱۷; انعام/۱۰۱.
۲. زمر/۴۶.
۳. انبیاء/۳۰.
۴. عنکبوت/۱۹-۲۰.
۵. ر.ک: زیستگاه انسان، سیاره زمین، ص ۷۳.
۶. توحید صدوق، ص ۳۲۰; بحار:۵۴/۷۴، ۳۰۹ و ابن اثیر، الکامل:۱/۲۳.
۷.هود/۷.
۸. ر.ک : تفسیر قمى، ص ۵۳۶; تفسیر قرطبى:۱۸/۲۲۳; حاکم نیشابورى:۲/۴۵۲ ذیل ن و القلم; بحار:۵۴/۳۰۹، ۳۳۶ و ۳۶۲; تفسیر نور الثقلین:۵/۳۸۹; کامل ابن اثیر:۱/۱۶، ۱۷، ۲۰، ۲۱ و ۲۹; در المنثور سیوطى، ذیل ن و القلم.
۹. معانى الاخبار، ص ۲۲; بحار :۵۴/۳۶۸، ۳۷۰ وج ۸۹/۳۷۴.
۱۰. فارابى، فصوص الحکم، فص ۱۶.
۱۱. حسن‏زاده، شرح فصوص الحکم، ذیل فص ۱۶; مصباح الانس، ص ۶۹.
۱۲. در المنثور ذیل ن والقلم.
۱۳. تفسیر کبیر، رازى:۱۷/۱۸۷ ذیل هود/۷; بحار:۲۴/۱۶و ج‏۵۴/۲۹.
۱۴. بحار:۵۴/۳۰۹.
۱۵. تفسیر رازى:۱۹/۶۶ ذیل رعد/۳۹; بحار:۵۴/۶۷.
۱۶. تفسیر قمى:۱/۳۲۲ ذیل هود/۷; بحار :۵۴/۳۰۸.
۱۷. خزاز قمى، کفایه الاثر، نشر بیدار قم، ص ۷۱; بحار:۳۶/۳۴۱ وج ۵۴/۳۰۹.
۱۸.ابن عربى، فتوحات مکیه، باب ۶ در معرفت آغاز آفرینش روحانى:۱/۱۱۸- ۱۲۲.
۱۹. عبدالرزاق کاشانى، اصطلاحات صوفیه، ص ۴۴.
۲۰. بحار:۷/۱۲۰ و ج ۷۰/۲۹۳.
۲۱. کلینى، روضه کافى:۱/۱۸۹ و ۱۹۰; مسعودى، مروج الذهب:۱/۳۸; بحار:۵۴/۶۷، ۹۸ و ۳۰۹.
۲۲. ر.ک: شهرستانى، ملل ونحل:۲/۳۷۰- ۳۷۷; ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه:۱/۸۵; خویى، منهاج البراعه:۱/۳۸۱; اسفار:۵/۲۰۸- ۲۱۰.
۲۳. عبدالرزاق کاشانى، شرح فصوص، ص ۲۰۶; داوود قیصرى، شرح فصوص، ص ۳۸۹، انتشارات بیدار.
۲۴. مجموعه ورام:۲/۵; بحار:۵۴/۷۳ و ۹۰.
۲۵. بحار:۲۵/۲۳.
۲۶. بحار:۵۴/۱۹۳.
۲۷. کامل ابن اثیر:۱/۱۶-۲۰.
۲۸. غوالى اللئالى، ابن ابى الجمهور:۴/۹۹; بحار:۱/۹۷ و ج‏۵۴/۱۷۰- ۱۷۵.
۲۹. بحار:۲۵/۱۶ و ۱۹۲.
۳۰. شرح اصطلاحات تصوف، سید صادق گوهرین:۴/۲۶۱.
۳۱. بحار:۱۵/۲۵; ۶۱/۱۴۲; ۵۴/۱۹۸ و ۲۰۲.
۳۲. فتوحات:۱/۹۴ و ۱۱۸.
۳۳. خزاز قمى، ص‏۷۱.
۳۴. اصول کافى: ۱/۴۴۰.
۳۵. بحار:۵۴/۳۳۶.
۳۶. اصول کافى:۱/۴۴۲; عیون اخبار الرضا:۱/۶۲۲.
۳۷. اصول کافى:۱/۴۴۱; بحار:۵۴/۱۲.
۳۸. ر.ک: مروج الذهب، مسعودى:۱۱/۴۲; توحید صدوق ۴۳۶; عیون اخبار الرضا:۱/۱۷۳; بحار:۵۴/۱۹۷، ۲۱۲، ۳۱۲، ۵۰، ۱۶۹ و ۱۹۳.
۳۹. علل الشرایع، ص ۵۰; بحار:۱۸/۳۴۵; ۲۶/۳۳۵; ۵۷/۵۸.
۴۰. اعتقادات صدوق، باب ۱۵; بحار:۶/۲۹۴; ۶۱/۷۸.
۴۱. بحار:۵۴/۳۷۶.
۴۲ اصطلاحات صوفیه، ص ۴۴.
۴۳. شرح اصول کافى، صدر المتالهین، ص ۱۷; نصوص الحکم در شرح فصول الحکم، ص ۱۷، حسن زاده، از اربعین قاضى سعید.
۴۴. ر.ک: من لا یحضره الفقیه:۴/۳۶۹; روضه المتقین:۱۲/۲۳۴;غوالى اللئالى:۴/۹۹; بحار:۵۴/۳۰۹ باب حدوث العالم; ابن عربى، فتوحات:۱/۱۲۵;کاشانى، همان، ص ۱۲۲.
۴۵. اصول کافى:۱، حدیث ۱۴.
۴۶. شهرستانى، ملل و نحل:۲/۳۷۵.
۴۷. رسائل اخوان الصفا:۳/۱۹۶، ۲۰۲ و ۲۰۳.
۴۸. شاهنامه:۱/۲.
منبع :فصلنامه کلام اسلامى؛شماره ۳۳