آسيب ‏شناسى روابط دختر و پسر

مقدمه

واژه «انسان» بنا بر اين كه از ريشه انس مشتق شده باشد، نمايانگر اين است كه در وجود او ميل به انس گرفتن و مأنوس واقع شدن نهفته است. اما آن چه در اين ميانه اهميت دارد كيفيت و چگونگى استفاده از اين ميل است و بررسى آسيب‏ هاى بى ضابطه بودن آن و اين كه خدا پسندانه‏ ترين و عاقلانه‏ ترين نوع آن كدام است؟

ما در بين جوانان كه اين مسأله محبت ورزيدن و دوستى كردن شيوع بيشترى دارد، كم و بيش با نوعى بحران و مسئله ‏اى بنام دوستى با جنس مخالف مواجه هستيم. گفتار حاضر پيرامون اين مسأله به بحث مى‏ پردازد و آسيب‏ هاى روابط بين دو جنس مخالف و دوستى ‏هاى طرفينى را مشخص مى‏ نمايد و دلايل مخالفت با اين گونه دوستى‏ ها را تبيين مى ‏نمايد.

1.اصل دوستى و محبت‏

هر انسان سالمى به اين نكته اعتراف مى‏ كند كه در وجود خود ميل و گرايش به محبت كردن و دوست داشتن را احساس مى‏ كند. آيات و روايات نيز اين اصل را مسلّم فرض كرده و از اين رو بيشتر به جهت دهى صحيح اين گرايش پرداخته است؛ مثلاً حقوق دوستان بر يكديگر، شرايط دوست خوب، وظايف دوست در قبال دوست، دوست بد و پرهيز از آن و ويژگى‏ هاى آن‏ها را بيان داشته است. نتيجه اين كه اين ميل و گرايش كه نعمتى است بس عظيم، مثل ساير اميال (ميل به غذا،…) بايد هدايت و كنترل شود و در مسير صحيح قرار گيرد تا بتواند در جهت كمال و رشد انسان مفيد واقع شود.

پروردگار ما در اين زمينه هم مثل ساير موارد، به واسطه پيشوايان دين ما را راهنمايى كرده است و مسير صحيح استفاده از اين گرايش و مسير ناصحيح آن را نشان داده است كه اين به خاطر اهميت وجود دوست در سرنوشت انسان مى‏باشد، چرا كه دوست هم مى‏ تواند انسان را به قله‏ هاى كمال و سعادت برساند و هم مى‏ تواند باعث ضلالت و گمراهى انسان گردد؛ كما اين كه در آيات و روايات اشارات فراوانى به اين مهم شده است، از جمله آيات:

«يَا وَيْلَتِي لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِيلاً»(1)

«الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ»(2)

2. معيار و ملاك دوست‏ در آئين اسلام

معيارهاى چندى در باب انتخاب دوست خوب آمده است كه در اين جا به ذكر چند نمونه بسنده مى‏ كنيم:

1. اهل ذكر و ياد خدا باشند، نماز را برپاى دارند.

«وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ»(3)

2. مسخره كننده دين و ارزش‏ها نباشد

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً»(4)

3. ديدارش شما را به ياد خدا بيندازد(نوع حرف زدنش، پوشش، حركات و…)

«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»(5)

4. آن‏چه بر خود مى‏ پسندد، بر شما هم بپسندد و آن چه بر خود نمى‏ پسندد، بر شما هم نپسندد

«… يُحِبُّ له ما يُحِبُّ لنفسه و يكره له ما يكره لنفسه»(6)

5. خيانت كار نباشد

امام صادق عليه السلام دليله فرمود:

«المؤمن اخوالمؤمن عينه و لايخونه و لايظلمه و لايغشه و لايعده عدةً فَيُخلِفَهُ»(7)

6. اگر توانايى و قدرت خود را از دست داديد، دوستى او از بين نرود.(8)

در مجموع مى‏ توان گفت آن دوستى مورد سفارش اسلام است كه انسان را در رسيدن به هدف خلقت – كه همان كمال است – يارى رساند.

سئوالى كه ممكن است در اين جا مطرح شود اين است كه چرا بايد اسلام ملاك و معيار انتخاب دوستى را تعيين كند؟ و اصلاً چه نيازى به معيار و ملاك در اين زمينه است؟

در جواب بايد گفت كه اين بسته به نوع عقايد و ارزش‏هاى انسان دارد؛ يعنى اگر ما معتقديم كه خالقى داريم كه ما را دوست دارد و به راز خلقت ما و آن چه برايمان مفيد و مضر است، از همه آگاه ‏تر است معتقد خواهيم بود كه او و فرستادگانش بهترين اشخاص هستند كه مى ‏توانند در همه زمينه‏ ها ملاك‏ها و معيارها را تعيين كنند و حد و مرزها را مشخص نمايند. اصولاً عقل هر انسانى حكم مى‏ كند كه در هر امرى حد و حدودى لازم است، مثلاً ما همان گونه كه در مصرف خوراك و پوشاك و… رعايت اعتدال مى‏ كنيم و حدودى را لازم مى‏ شماريم، در امر دوستى هم اين مراعات را نياز داريم.

پس اين كه گفته شود من از هر كس خوشم آمد، او را به عنوان دوست انتخاب مى‏ كنم، صحيح نيست؛ چون ما در امور معمولى هم حاضر نيستيم به هر كس اعتماد كنيم. به طور مثال اگر شما گوهر گران بهايى داشته باشيد و بخواهيد آن را به كسى بسپاريد، آيا آن را به هر كس كه خوشتان آمد مى‏ دهيد يا به دنبال انسانى امين و كار درست مى‏ گرديد؟ آيا قلب و دل و جان ما گران‏ بهاترين گوهر وجودمان نيست؟ و آيا تقديم آن‏ها به هر كسى كه خوشمان آمد عاقلانه است؟

3. تعريف دوستى دختر و پسر

منظور ما از دوستى دختر و پسر «آن نوع رابطه‏ اى است كه صميمانه و گرم و عمدتاً پنهانى باشد كه از طريق ديدارهاى مخفيانه، رد و بدل كردن نامه، تلفن… ايجاد مى‏ گردد».(9)

4. اين نوع دوستى آرى يا نه؟

در مجموع معتقديم كه اين نوع دوستى‏ ها از نظر عقل، دين، عرف، تجربه و… صحيح نيست. دلايل اين اعتقاد عبارتند از:

الف: دلايل دينى

1. پشيمانى در قيامت: همان طور كه قبلاً اشاره شد، در برخى آيات تصريح شده كه در قيامت برخى افراد از اين كه در انتخاب دوست دقت لازم را نكرده و دوستان ناباب انتخاب كرده‏اند، پشيمان مى‏ گردند:

«الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ»(10)

دقت كنيد كه خليل يعنى دوست بسيار صميمى (به زبان امروزى عاشق) باشيد. معناى آيه اين است كه همه دوستى‏ ها و دوستان فرداى قيامت دشمن يكديگر مى‏ شوند، مگر آن دوستى‏هايى كه بر اساس تقوا بنا شده باشد؛ يعنى مورد رضايت خداوند بوده باشد.

«يَا وَيْلَتِي لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِيلاً»(11)

كسانى دست حسرت مى‏ گزند كه اى كاش فلانى را به عنوان دوست انتخاب نمى‏ كرديم.

مى ‏توان گفت از مصاديق و نمونه‏ هاى روشن دوستى‏ هايى كه باعث پشيمانى در قيامت مى‏ گردند، يكى همين نوع دوستى ‏هاى متعارف بين دختران و پسران است كه بر اساس تقوا و پرهيزكارى نمى ‏باشد.

2.نوعى زنا مى ‏باشد:زنا اقسامى دارد و هر عضو اگر از چارچوبى كه خداوند براى آن مشخص كرده فراتر رود، زناى آن عضو را مرتكب شده است.

عن النبى‏ صلى الله عليه و آله وسلم:«لكل عضو مِن ابن آدمَ حظٌّ من الزّنا فَالعينُ زناه النظر و اللّسان زناه الكلام، الاُذُنان زناهما السمع و اليدان زناهما البطش و الرِجلان زناهما المشى»(12)

براى هر عضوى از اعضاى بدن انسان نوعى زنا وجود دارد؛ زناى چشم نگاه است؛ زناى زبان سخن گفتن؛زناى گوش شنيدن؛ زناى دست‏ ها لمس كردن و زناى پاها حركت به سمت گناه.

3. درد بى درمان: آزادى در روابط بين دو جنس مخالف، طبق برخى روايات باعث پيدايش دردهاى فردى و اجتماعى مى‏ گردد كه درمانى ندارد.

عن النبى‏ صلى الله عليه وآله وسلم:

«باعِدوا بين انفاس الرجال و النساء فَإنّه اذا كانت المعاينةُ و اللقاءُ كان الداءُ الذى لا دواء له»(13)

بين مردان و زنان، حريم ايجاد كنيد، زيرا شكستن اين حريم‏ ها آسيب‏ هاى جبران‏ ناپذيرى دارد.

مولوى گويد:هيچكس را با زنان محرم مدار                    كه مثال اين دو پنبه است و شرار(14)

4. نهى شديد از خلوت كردن زن و مرد نامحرم: از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است كه فرمودند:

«ايّاكَ و الخلوةَ بالنساء والذى نفسى بيده ما خلا رجل بأمرأة إلاّ دخل الشيطان بينهما و لَاَنْ يزحم رجل خنزير متلطِّخاً بطين و حماةٍ خير له من ان يزحم منكبه امراة لا تحل له»(15) از خلوت كردن با زنان پرهيزيد! قسم به خدايى كه جانم در دست اوست، مردى با زنى خلوت نمى‏ كند، مگر اين كه شيطان وارد مى‏ شود. اگر خوكى آلوده به كثافت به انسان بخورد، بهتر است از آن كه شانه زن بيگانه ‏اى با مرد نامحرم برخورد كند.

5. كرامت انسان از بين مى ‏رود: با مثالى شروع مى‏كنيم؛ فرض كنيد يكى از آشنايان شما هنرمند است و با خلاقيت هر چه تمام ‏تر و زحمات طاقت فرسا تابلويى بى نظير را نقاشى كرده است كه به آن افتخار مى‏ كند، حال اگر چند نفر آدم دزد و خيانتكار آن را دزديده و از بين ببرند، شما چه احساسى پيدا خواهيد كرد؟ آيا ناراحت مى‏ شويد؟

پاسخ مثبت است، زيرا از او ربوده‏ اند و… .

حالا دقت كنيم به اين آيه قرآن:«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ»(16)خداوند تاج كرامت و بزرگوارى بر سر انسان نهاده است.

حالا اگر كسى اين تابلو را برداشت و به سرقت برد، آيا جاى سرزنش هست يا نه؟ آيا اگر انسان از چشم خدا بيفتد و دارايى آخرت خود را از دست بدهد، سخت‏ تر است يا در دنيا مالى را از او بربايند؟ آيا دوستى پسران با دختران كه معمولاً حرف‏هاى عاشقانه بين آن‏ها رد و بدل مى‏ شود، سلب اين كرامت از انسان نيست؟

6. سلب غيرت: يكى از ويژگى‏هاى فرد مسلمان، داشتن غيرت و تعصب نسبت به امور مهم و حساس است؛ مثل مسأله دين، ناموس و… . در روايات فراوانى به اين مسأله اشاره شده است.(17)

از باب نمونه:عن النبى صلى الله عليه وآله وسلم:

«انّ الغيرة من الايمان»(18)غيرت از ايمان نشأت مى‏ گيرد.

غيرت از صفات خدا نيز شمرده شده است و حتى بعض روايات علت حرمت كارهاى زشت و قبيح را غيرت خدا ذكر كرده‏ اند.

عن النبى‏ صلى الله عليه وآله وسلم:

«الا و ان اللَّه عزّوجلّ حرم الحرام و حد الحدود فما احدٌ اَغَيرَ من اللَّه عزوجل و من غيرته حرّم الفواحش»(19)

آگاه باشيد! خداوند بزرگ محرمات را حرام كرد و حدود را مشخص كرد. پس كسى غيرت مندتر از خدا نيست و بخاطر غيرتش فحشا را حرام كرد.

بنابراين، ارتباط دوستى با نامحرم از طريق غيرمجاز، نشانه نوعى بى غيرتى نسبت به ناموس مسلمانان و حتى نسبت به ناموس خويش است، چرا كه چنين افرادى كم كم از اين كه ديگران با ناموس آن‏ها دوست شوند ناراحت نمى‏ گردند. لذا اميرمؤمنان عليه السلام مى‏ فرمايند:

«وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ»(20)

پاكدامنى شخص به ميزان غيرت اوست.

هر قدر نسبت به ناموس خود احساس غيرت كند، نسبت به ناموس ديگران نيز احترام قائل است. و تجربه هم اين مسأله را نشان داده است.(21)

ب: تبعات و پيامدهاى اجتماعى‏

1. ايجاد روحيه بى اعتمادى در جامعه و خانواده: وقتى روابط بين دختر و پسر عادى شد، كمترين نتيجه‏اش آن است كه افراد در موقع خواستگارى نسبت به همسر آينده خود دچار شك و ترديد مى‏ شوند كه نكند او هم دوست پسرى يا دوست دخترى داشته است!؟ همين بى اعتمادى سبب نگرانى و اضطراب شده و چه بسا همين اضطراب در آينده زندگى آن‏ها اثرى مخرب مى‏ گذارد.

2. افزايش طلاق و فروپاشى خانواده ‏ها: تصور كنيد با شخصى ازدواج كرده‏ ايد و بعد از مدتى متوجه مى‏ شويد كه همسر شما قبل از ازدواج، دوست دختر يا دوست پسرى داشته است. چه حالتى به شما دست مى‏ دهد؟ حتى بر فرض اگر همسر شما همان دوست قبل از ازدواج شما باشد، آيا احتمال نمى‏ دهيد بعد از ازدواج نيز به دوستى‏ هاى قبلى خود ادامه دهد؟ آيا شما هميشه مراقب او هستيد؟

طبق آخرين تحقيقات افرادى كه قبل از ازدواج با يكديگر رابطه داشته ‏اند، بعد از ازدواج در حل مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند.(22)

بنابراين، كسى كه قبل از ازدواج عادت داشته كه به نامحرم نگاه كند و همين نگاه مقدمه دوستى‏ هايش مى‏ شد، پس از ازدواج هم به نامحرم نگاه خواهد كرد و چه بسا دخترى يا زنى در نزد او از همسرش زيباتر جلوه كند. همين امر مقدمه ‏اى مى‏ شود جهت بهانه‏ گيرى ‏ها و بدخلقى ‏ها كه نتيجه نهايى آن طلاق است.

بنابراين، نتيجه اين دوستى‏ ها، طلاق بيشتر و تبعات سوء طلاق مثل فرزندان طلاق، مشكلات روانى و روحى خصوصاً نسبت به خانم‏ ها، عدم رغبت جوانان به تشكيل خانواده و تزلزل در نسل‏ها و… است.

ج: پيامدهاى روانى و تربيتى‏

1. افت تحصيلى: دوستى با جنس مخالف ] مشغول شدن فكر و ذهن‏] عقب ماندن از تحصيل‏

فوكوياما(متفكر آمريكايى):دانش ‏آموزان آمريكايى شركت كننده در المپيادهاى جهانى، در مقايسه با كشورهاى صنعتى ديگر، نازل‏ترين رتبه را داشته ‏اند.(23)

2. بيمارى‏ هاى روانى و ناامنى: كاپلان و سادوك دو روان شناس غربى كه كتاب هايشان منبع و مرجع اصلى روان‏پزشكان در دنيا است، حدود 94 بيمارى روان تنى را فهرست كرده ‏اند كه نتيجه روابط بى حد و حصر بين زن و مرد مى‏ باشد.(24)

– دچار هيجانات كاذب شدن، مثل خيال ازدواج، خوش بختى و در نتيجه شكست روحى‏

– قربانى شدن دختران عموماً به خاطر از بين رفتن آبرو نزد خانواده و اقوام و حتى اقدام به خودكشى در برخى موارد.

به اين خبر توجه كنيد: پسرى دوست دختر خود را در جاده چالوس از صخره پرت كرد و او را كشت، چون مى ‏خواست با شخص ديگرى ازدواج كند، ولى او مانع بود.(25)

زليخا مرد از اين حسرت كه يوسف گشت زندانى‏                        چرا عاقل كند كارى كه باز آرد پشيمانى‏

– ناآرامى انسان؛ چون غريزه جنسى فزون طلب است و دنبال دستيابى به لذت‏ هاى بيشتر است، لذا آرامش ندارد.

3.مانع رشد و كمال: دوستى‏ هاى غير صحيح باعث مى‏ گردد دختر و پسر به صورت ابزارى در آيند و هر روز، تغييراتى در آرايش، پوشش، حركات و… داشته باشند كه اين چيزى جز مشغول شدن به كارهاى بى ارزش و دور شدن از هدف اصلى و شناخت خود و شكوفايى خلاقيت‏ ها و عقب ماندن از قله كمال نيست. انسان در اين صورت به دنبال خواسته‏ هاى ديگران است و خودش را فراموش مى‏ كند.

– نيازهاى انسان در يك تقسيم بندى به سه سطح تقسيم مى‏ شوند كه با نمودار ذيل مشخص مى ‏شود:

نيازهاى فردى 1

نيازهاى اجتماعى 2

نيازهاى بدنى 3

هر چه سطح نياز به سمت بالاى مثلث برود، رفتارها شايسته ‏تر و بهتر مى‏ گردد، چون در سطح 3 فقط دنبال رفع نيازهاى جسمانى است و در دومى مسائل اجتماعى و حفظ آبرو و شخصيت را در نظر دارد، اما در اولى دنبال كمال لايق است. معمولاً كسانى كه دنبال دوست از جنس مخالف هستند، بيشتر به دنبال تأمين نيازهاى بدنى خود هستند و اين باعث عدم رشد آن هاست.(26)

د: پيامدهاى اقتصادى و سياسى

تسلط كفار

اى غنچه خوابيده چو نرگس نگران خيز                                  كاشانه ما رفت به تاراج غمان خيز

اقبال لاهورى‏

غرق شدن جوانان در عشق‏ هاى آن چنانى و دوستى‏ هاى ناباب، نتيجه‏ اش دورى از معنويات و رفتن به سمت فرهنگ غرب و در نتيجه تسلط غرب بر مسلمانان است.آيا تجربه اندلس اسلامى كه جوانان را از راه فساد و فحشا غافل كردند و بر آن سرزمين تسلط يافتند براى ما كافى نيست؟

آيا توجه داريم كه چرا آمريكا جهت جوانان مسلمان ما اين همه هزينه مى‏كند؟ آيا به ياد اين شعر سعدى نمى ‏افتيم كه:

شنيدم گوسپندى را بزرگى‏                        رهانيد از دهان و چنگ گرگى‏

شبانگه كارد بر حلقش بماليد                         روان گوسپند از وى بناليد

كه از چنگال گرگم در ربودى‏                                وليكن عاقبت گرگم تو بودى‏

ه . تبعات اخلاقى‏

1. تأثيرپذيرى شخصيت: شكل گيرى شخصيت انسان تابع نوع رفتار و كسانى است كه با آن‏ها رفت و آمد دارد. بنابراين، نوع دوست در تعيين سرنوشت و ساختن حقيقت انسان بسيار مهم است .

گر در طلب گوهر كانى،كانى‏                                           ور در پى جستجوى جانى،جانى‏

من فاش بگويمت همى مطلب را                                     هر چيز كه در جستن آنى،آنى‏

راستى آيا جوانى بهترين فرصت براى دستيابى به كمالات نيست؟ اگر جز اين است چرا يكى از سئوالات مهم شب اول قبر سئوال از چگونگى سپرى كردن جوانى است؟

مولوى مى‏ گويد:

جان همه روز از لگد كوب خيال‏                                وز زيان و سود وز خوف زوال‏

نى صفا مى‏ماندش نى لطف و فر                              نى به سوى آسمان راه سفر(27)

2.انحطاط اخلاقى:ريشه بسيارى از مفاسد اخلاقى از همين دوستى‏ ها ناشى مى‏ شود كه سبب سقوط انسان در گناه و معصيت مى‏ گردد. ما نمونه بارز آن را در جوامع غربى شاهديم كه طبق آمار در دهه 1990، از هر سه كودك آمريكايى، يكى نامشروع بوده است.

از همين روست كه انحطاط اخلاقى در غرب باعث نگرانى شده است.(28)

همين دوستى‏ ها و نگاه‏ ها باعث مى‏ شود از ديدن جمال يار و دوستى با او غافل شويم.

كاشكى از غير تو آگه نبودى جان من‏                              خود ندانستى بجز تو جان معنا دان من‏

هر چه بينم غير رويت نور چشمم كم شود                    هر كسى را ره مده اى پرده مژگان من‏

5. سيره عملى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و اهل‏ بيت ‏عليهم السلام‏

اگر پيامبر طبق نص قرآن اسوه حسنه است كه:

«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»(29)

بدرستى كه رسول خدا براى شما الگوى نيكويى است.

بنابراين كافى است مرورى بر سيره اجتماعى حضرت در اين باره بيفكنيم:

1. چشم هايش افتاده بود؛ يعنى نگاهش بيشتر به زمين بود.

2. به هر كس به ميزان فضيلتى كه در دين داشت احترام مى‏ گذاشت و محبت مى‏ نمود.(30)

3. از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است:

«انّه نهى عن محادَثةِ النساء يعنى غيرَ ذوات المحارم و قال: لا يخلُوَنَّ رجلٌ بامرأةٍ فما من رجلٍ خلا بامرأةٍ الاّ كان الشيطانُ ثالثَهُما»(31)

آن حضرت از گفتگوى مردان و زنان نامحرم با يكديگر نهى كرده و مى‏ فرمود: نبايد هيچ مردى با زن نامحرم در مكان خلوت گفت وگو كند، زيرا هيچ مرد و زن نامحرمى با هم خلوت نمى‏ كنند مگر اين كه شيطان در خلوت آنان حضورى وسوسه ‏انگيز پيدا مى‏ كند.

4. امام باقر عليه السلام فرمود:

«محادثة النساء من مصائد الشيطان» (32)

گفتگوى با زنان (نامحرم) از دام ‏هاى شيطان است.

5. امام صادق عليه السلام فرمود:

«فيما أخذ رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم من البيعة على النساء ان لايحتبين و لايقعدن مع الرجال فى الخلاء » (33)

در بيعتى كه رسول خدا از زنان گرفته است نشست و برخاست نكردن زنان با مردان در خلوت از جمله شرطه اى بيعت اوست.

6. امام صادق عليه السلام: على عليه السلام از سلام كردن به زنان جوان كراهت داشت…(34)

7. حضرت زينب عليها السلام در مجلس يزيد خطاب به يزيد چنين فرمود:

«آيا سزاوار است كه زنان و كنيزان تو در پناه پرده باشند ولى دختران رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم چهره‏ هاشان نمايان باشد به طورى كه مردان نامحرم به آنان چشم بدوزند»(35)

در زيارت ناحيه مقدسه امام زمان (عج) به نقل از آن بزرگوار مى‏ خوانيم كه آن حضرت از برهنگى و پريشانى موهاى خاندان عصمت و طهارت در عصر عاشورا چنان آزرده است كه مى‏ فرمايد:

«من بايد براى اين صحنه خون گريه كنم»

6. ويژگى‏ هاى ياوران حضرت مهدى (عج)

اگر ما منتظر ظهور هستيم، پس بايد قلب خود را محل عشق و محبت به حضرت قرار دهيم و از آن چه موجب نارضايتى اوست بپرهيزيم، چنان چه ياران حضرت در روايت اين گونه توصيف شده ‏اند:

– دور او مى‏ چرخند و از شدت عشق به حضرت با جان از او محافظت مى‏ كنند.

– مطيع اويند؛ حتى از كنيز در برابر مولاى خود مطيع ترند.(36)

آيا مى‏ شود سراغ دوستى از جنس مخالف رفت و حرف‏ هاى عاشقانه به او زد و آن وقت دم از منتظر بودن زد؟

عن السجادعليه السلام :

آگاه باشيد كه مبغوض ‏ترين مردم نزد خدا كسى است كه بر سنت و مذهب امامى باشد، ولى به اعمال او اقتدا نكند.(37)

7. راه ‏هاى جلوگيرى از دوستى‏ هاى غير صحيح‏

1. تقويت مبانى دينى و اخلاقى در خود

2. ترغيب به ازدواج و فراهم آوردن زمينه‏ هاى آن‏

3. مشغول شدن به فعاليت‏ هاى علمى و هنرى و…

4. توجه به پيامدهاى سوء آن‏

5. كنترل نگاه؛ چرا كه به قول احمد شوقى شاعر عرب:

«نظرة ] فابتسامة ] فسلام ] فكلام ] فموعد ] فلقاء»

نگاه ] لبخند ] سلام ] سخن(گفتگو) ] قرار ] ديدار

حسن ختام‏

عاشق حالى نه عاشق بر منى

بر اميد حال بر من مى‏تنى‏

آن كه يك دم كم،دَمى كامل بود

نيست معبود خليل، آفل بود

و آن كه آفل باشد و گه آن و اين‏

نيست دلبر لااحب الآفلين‏

آن كه او گاهى خوش و گه ناخوش است‏

يك زمانى آب و يك دم آتش است‏

برج و مه باشد و لكن ماه نه‏

نقش بت باشد، ولى آگاه نه(38)

نویسنده:على اكبر بيارى‏

پي نوشت ها:
1) سوره فرقان، آيه 28.
2) سوره زخرف، آيه 67.
3) سوره كهف، آيه 28.
4) سوره مائده، آيه 57.
5) سوره كهف، آيه 28.
6) وسائل الشيعه، ج‏12،ص‏211.
7) همان.
8) كافى، ج‏2، ص‏166.
9) احمدى، على اصغر، روابط دختر و پسر در ايران، ص‏113.
10) سوره زخرف، آيه 67.
11) سوره فرقان، آيه‏28.
12) مستدرك وسائل، ج‏14، ص 269.
13) مستدرك، ج 14، ص 264.
14) مثنوى معنوى، دفتر پنجم، بيت 3872.
15) مرآة النساء، ص‏117.
16) سوره اسراء، آيه 17.
17) ميزان الحكمة، ج 7، باب الغيرة.
18) الفقيه، ج‏3، ص 444.
19) همان، ج 4، ص 11 .
20) نهج البلاغه، حكمت 47.
21) همان، ج‏4، ص 11.
22) روزنامه جمهورى 29/11/80 به نقل از دكتر كاترين كوهان استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا.
23) نشريه پگاه، شماره‏22، ص‏8.
24) نشريه ياران، شماره‏13، شهريور82.
25) روزنامه جام جم، 24/6/79.
26) قائمى، على، جوان و تشكيل خانواده، ص‏12.
27) مثنوى معنوى، دفتر اول، بيت 4 – 413.
28) پگاه، ش‏22، ص‏8.
29) سوره احزاب، آيه 21.
30) الميزان، ج‏6، ص‏433.
31) دعائم الاسلام، ج‏2، ص‏214.
32) مستدرك، ج‏14، ص‏273.
33) كافى، ج‏5، ص‏519.
34) فروع كافى، ج‏5، ص‏535.
35) سيدبن طاووس، لهوف، ص‏160.
36) بحار، ج‏52، ص‏308.
37) مكيال المكارم، ج‏2، ص‏520.
38) مثنوى معنوى، دفتر سوم، بيت 32 – 1428.
منبع : ره توشه راهيان نور  ويژه جوانان و نوجوانان  – تابستان 1383