آرمان شناسي قيام هاي شيعي با رويكرد به شعارها و نمادها (3)

3. برقراري عدالت و تقسيم بالسويه بيت المال

يكي ازاهداف بلند و آرمان هاي الهي شيعيان، برقراري عدالت در جامعه بود. آنها كه خود قرباني بي عدالتي حاكمان جور بودند و برخورد ناعادلانه حاكمان با مردم را مشاهده مي كردند، نمي توانستند سكوت كنند. وقتي مي ديدند حاكمان اموي وعباسي، بيت المال را هرطور كه مي خواهند مصرف مي كنند و حتي در بزم هاي رقص و آواز و شرابخواري حيف و ميل مي كنند، چطور مي توانستند سكوت كنند؟ به خصوص كه آنها رفتار عادلانه اميرالمؤمنين علي(ع) را ديده و شنيده بودند وآن را يكي از ويژگي هاي مشهور حضرت مي دانستند: «قسم بالسويه و عدل في الرعيه»؛(1) بيت المال را به طور مساوي تقسيم مي كرد و در ميان مردم به عدل و داد رفتار مي كرد.

امام علي(ع) خطاب به مهاجران و انصار مي گفت كه بي جهت مالي را به كسي نخواهد داد:

«لاسوين بين السود والاحمر»؛(2) ميان سياه وسفيد به تساوي رفتار خواهم كرد.

امام در همان سخنراني نخست خود- پس از رسيدن به خلافت ظاهري- با اشاره به اين نكته كه او تنها به سيره رسول خدا(ص) عمل خواهد كرد، به سياست هاي خود اشاره كرد وفضل مهاجر و انصار را بر ديگران به برتري معنوي خواند كه نزد خداوند محفوظ بوده و پاداش آن نزد خداست.

اما در اين دنيا، هركس كه دعوت خدا و رسول را بپذيرد و مسلمان شده، به قبله مسلمانان نماز بگذارد، از تمامي حقوق بهره مند و حدود اسلام بر وي اجرا خواهد شد. امام افزود: شما بندگان خدا هستيد و مال نيز مال خداوند است كه به تساوي ميان شما تقسيم خواهد شد و كسي بركسي برتري نخواهد داشت. پرهيزگاران نزد خدا بهترين پاداش را دارند. امام(ع) با تأکيد بر سياست خود فرمود: «مبادا فردا كسي بگويد:علي بن ابي طالب (ع)ما را از حقوقمان محروم كرد!»(3)

در برابر عمركه گفته بود بردگان عرب را از بيت المل آزاد كنند(4) و بدين ترتيب تفاوتي ميان نژادهاي مختلف گذاشته بود، امام(ع) حاضر به قبول كمترين فرقي ميان آنان نبود. مغيره ضبي گويد: علي (ع)به موالي علاقه مي ورزيد و باآنان مهربان بود، ولي عمر از آنان بيزار بود و دوري مي كرد.(5)

اين ويژگي امام(ع) موجب جلب بي پناهان و از سوي ديگر، پرورش روحيه عدالت خواهانه ميان شيعيان بود؛ از اين رو، در قيام هاي شيعي يكي از اهداف ذكر شده همين مسئله بوده است.

زيد به مردم گفت: ما شما را به حمايت از محرومان و تقسيم موجودي بيت المال ميان كساني كه سزاوار آن هستند، دعوت مي كنيم.(6)

در قيام شهيد فخ نيز به اين امر توجه مي شده است. او يكي از اموري را كه در بيعت خود با مردم بيان مي كرد، همين مسئله بود. او مي گفت: ما با شما بيعت مي كنيم كه با رعيت براساس عدل و انصاف رفتار كنيم و عطايا را بالسويه بپردازيم.(7)

4. ياري خاندان پيامبر و انتقام خون آنها

خداوند متعال دوستي اهل بيت(ع) را اجر رسالت پيامبر(ص) قرار داده است و مي فرمايد: «بگو من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي كنم جز دوست داشتن نزديكانم[اهل بيتم]».(8)

خود پيامبر(ص) مي فرمود: «خداي –عزو جل- مزد من بر شما را دوستي اهل بيتم قرار داده است و من در روز قيامت در مورد آنها از شما بازخواست خواهم كرد ودر اين مورد اصرار خواهم كرد.»(9)

با توجه به اين تأکيدات و نيز مقام و منزلت رسول الله(ص) اهل بيت(ع) ايشان بين مردم محبوب بودند. البته تقوا، پاكي و زهد علويان و در كنار آن مظلوميت آنان، مزيد بر علت بود و‌آنها را بيشتر و بيشتر مورد توجه مردم قرار مي داد. از اين رو، درطول تاريخ هواداري از خاندان و ذريه رسول الله(ص) پررنگ است و اين نكته جالب است كه محبوبيت علويان در طول تاريخ اسلام، حتي ذره اي كاهش نيافت و هر زمان كه يك علوي در نقطه اي قيام مي كرد و زمينه مساعد بود، مردم گرد او فراهم مي آمدند. دوستي اهل بيت(ع) در واقع سنگ بناي تشيع است كه در تمامي فرق شيعه خود را نشان مي داد.

در كل اينكه با توجه به محبوبيت خاندان پيامبر بين مردم و از سوي ديگر مظلوميت آنان، دفاع از آنان و انتقام از دشمنانشان به عنوان يكي از اهداف و آرمان هاي قيام هاي شيعي مطرح مي باشد. اين مسئله در قيام ها برجستگي خاصي داشت و به خصوص با شعار«الرضا من آل محمد(ص)»يا با شعار «يا لثارات الحسين(ع)» نمود پيدا مي كرد.

يكي از قيام هايي كه شعار «يالثارات الحسين(ع)» در جاي جاي آن به گوش مي رسد، قيام توابين است در واقع، اولين بار شعار «يالثارات الحسين» را آنها سردادند.(10)و با اين شعار مردم را به خونخواهي آن حضرت فراخواندند.

حركت آنها براي جبران كوتاهي در ياري امام حسين(ع) بود. از اين رو، آنها در كوفه در منزل سليمان بن صرد جمع شدند و برخون خواهي شهداي كربلا و يا شهادت در اين راه تأکيد نمودند. سليمان بن صرد به شيعيان مناطق ديگر نامه مي نوشت وآنها را به خونخواهي حضرت دعوت مي كرد.(11)

توابين خواستار برگرداندن خلافت به اهل بيت(ع) بودند. آنها در ابتداي جنگ از شاميان مي خواستند: «…واينكه عبدالملك بن مروان را از حكومت خلع كنند…سپس حكومت را به اهل بيت(ع) پيامبران برگردانيم. اهل بيتي كه خداوند به خاطر آنها به ما نعمت و كرامت عطا كرده است.»(12)

سليمان بن صرد نيز در ابتداي جنگ ياران خود را اين گونه ندا مي داد: «اي شيعيان آل محمد، اي كساني كه خونخواه حسين بن علي هستيد.»(13)

قيام بعدي كه هدف اصلي آن دفاع از مظلوميت اهل بيت(ع) و به خصوص خونخواهي ابي عبدالله(ع) بود قيام مختار است. دينوري نقل مي كند: مختاردر كوفه با شيعيان بني هاشم آمد و شد داشت وايشان هم پيش او رفت و آمد مي كردند. مختار آنان را دعوت مي كرد كه با او براي انتقام گرفتن از خون حسين(ع) قيام كنند.(14) مختار در نامه اي به رفاعه و اصحابش چنين نگاشت: من شما را به كتاب خدا وسنت پيامبر و خونخواهي اهل بيت(ع) دعوت مي كنم.(15)

ابن اثير نيز مي گويد: اشراف كوفه نزد مختار رفتند وبركتاب خدا وسنت رسول الله(ص) وخونخواهي اهل بيت(ع) و…بيعت كردند.(16)

زيد نيزدرقيام خود براين مسئله تأکيد داشت. يكي از مواردي كه او در بيعت خود بيان مي كرد همين موضوع بود «وتصرنا اهل البيت علي من نصب لنا الحرب»(17)ما اهل بيت(ع) را ياري كنيد تا با كساني كه با ما جنگ مي كنند، بجنگيم.

شيخ مفيد در ارشاد يكي از علل نهضت زيد را خونخواهي جدش حسين مي داند و مي فرمايد: «يطلب بثارات الحسين(ع)»(18) و علامه مجلسي نيز مي گويد:«وانما خرج لطلب ثارالحسين(ع)»(19) امام رضا(ع) در دفاع از عمويش زيد در برابر مأمون، فرمود: پدرم از پدرش امام صادق(ع) نقل مي كند: «رحم الله عمي زيدا انه دعا الي الرضا من آل محمد ولوظفرلوفي بمادعا اليه»؛(20) خداوند عمويم زيد را رحمت كند؛ زيرا او مردم را به رضا(شخص پسنديده) از آل محمد دعوت مي كرد و اگر پيروز مي شد، به آنچه مردم را بدان دعوت مي كرد وفا مي كرد(يعني مردم را به امامي از آل محمد كه مرضي و پسنديده باشد فرامي خواند و مردم را بسوي خود نمي خواند).

يكي از اهداف و آرمان هاي قيام شهيد فخ، همين مسئله ياري خاندان پيامبر و دفاع از علويان بود. همان گونه كه قبلاً بيان شد، هادي عباسي- خليفه معاصر شهيد فخ- بر علويان سخت مي گرفت و آنها را مورد تعقيب قرار مي داد. يعقوبي مي گويد: همين امر، شيعيان را مصمم كرد تا اطراف حسين بن علي(ع) (شهيد فخ) گرد آمدند.(21) در قيام شهيد فخ دوباره شعر«الرضا من آل محمد» مطرح شد. او خود در زمان بيعتش مي گفت: «ادعوكم الي الرضا من آل محمد»(22)من شما را به امامي پسنديده از آل محمد فرا مي خوانم.

5. امربه معروف و نهي از منكر

بي شك، يكي از فرايض مهم دين اسلام، امر به معروف و نهي از منكر است. اين فريضه مهم ضامن سلامت و پاكي افراد جامعه است. از اين رو، خداوند متعال مي فرمايد: «بايد از ميان شما جمعي دعوت به نيكي و امر به معروف و نهي از منكر كنند و آنها همه رستگارانند.»(23)

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند جانشين خداوند در روي زمين و جانشين پيامبر و جانشين كتاب اوست.»(24)

اميرالمؤمنين(ع) نيز مي فرمايد: «وتمام كارهاي نيكو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهي از منكر، چونان قطره اي بر درياي مواج و پهناوراست وهمانا امر به معروف و نهي از منكر، نه اجلي را نزديك مي كنند و نه از مقدار روزي مي كاهند، و از همه اينها برتر، سخن حق در پيش روي حاكمي ستمكار است.(25)

از اين رو، اولياي الهي و پيروان آنان، هميشه در برابر مفاسد خلفا موضع گيري مي كردند و با بيان هاي مختلف مفاسد آنها را گوشزد مي نمودند. و اين امر نيز يكي از اهداف قيام هاي شيعي بود. شيعيان در برابر انحرافات حاكمان موضع گيري مي كردند و سكوت را جايز نمي دانستند. آنها در پي صلاح جامعه بودند و مي خواستند بي عدالتي و مفاسد از بين برداشته شود و اين امر بدون امر به معروف و نهي از منكر امكان نداشت. آنها كه در دامان قرآن و اهل بيت(ع) پرورش يافته بودند جز انسان هاي مصلح جامعه بودند، نمي توانستند نسبت به اين فريضه مهم ديني بي توجه باشند. از اين رو، در هر فرصتي به هر يك از مراحل امربه معروف و نهي از منكر كه قدرت داشتند اقدام مي كردند. مهمترين قيامي كه اين هدف، جز اهداف اصلي آن قيام است، قيام امام حسين(ع) است. حضرت به صراحت اعلام مي كرد:‌«اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر.»(26)

شيخ مفيد در مورد قيام زيد مي گويد: «به خاطر امر به معروف و نهي از منكر با شمشير قيام كرد.»(27)

علامه مجلسي نيز يكي از علل نهضت زيد بن علي را همين موضوع مي داند: «زيد به خاطر خونخواهي حسين و امر به معروف و نهي از منكر قيام كرد.»(28)

نتيجه گيري

از آنچه گفته آمد، نتايج ذيل بدست مي آيد:

1. اهدافي كه شيعيان در تحركات و قيام هاي خود آنها را پيگيري مي كردند و آنها را جز آرمان هاي اصلي خود قرار مي دادند، اهداف مقدسي بودند برگرفته از متن دين و نيز منعكس كننده نيازها، مشكلات و نارسايي هاي جامعه.

2. شيعيان در اثر پرورش در فضاي معارف اصيل ديني و تقوا و پاكي خود، در اين قيام ها اهداف اصلاحي را دنبال مي كردند و مي خواستند مسير جامعه اسلامي به مسير اصلي خود يعني قرآن و سنت برگردد.

3. شيعيان مي خواستند ظلم و ستم و بي عدالتي از جامعه ريشه كن شود و خاندان پيامبر نيز در جايگاه واقعي خود قرار بگيرند.

پي نوشت ها :
 علي واحدي *؛دانش پژوه كارشناسي ارشد تاريخ تشيع، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني.
1- ابوجعفر اسكافي، المعيار و الموازنه، ص226.
2- محمدباقر محمودي، نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه، ج1، ص238.
3- محمدبن يعقوب كليني، ج8، ص361؛ محمدبن حسن طوسي، الامالي، ص729.
4- ابن سعد، همان، ج3، ص261.
5- ابراهيم بن محمد ثقفي كوفي، الغارات، ج2، ص500.
6- احمدبن يحيي بلاذري، همان، ج3، ص237؛ محمدبن جريرطبري، همان، ج7، ص172؛ ابوعلي مسكويه، همان، ج3، ص137؛ابن اثير، همان، ‌ج5، ص233.
7- ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبين، ص378.
8- شوري:23.
9- ابوسعيد خرگوشي، شرف النبي، ص25 2.
10- محمدبن جرير طبري، همان، ج5، ص583.
11- ر.ك: احمدبن يحيي بلاذري، همان، ج6، ص366.
12- محمدبن جرير طبري، همان، ص598 ؛ر.ك: ابن اعثم كوفي، همان، ج6، ص222.
13- ابن اعثم كوفي، همان.
14- احمدبن داود دينوري، اخبار الطول، ص288.
15- احمدبن يحيي بلاذري، همان، ج6، ص374.
16- ابن اثير، همان، ج4، ص226.
17- احمدبن يحيي بلاذري، همان، ج3، ص237-238.
18- محمدبن محمدنعمان مفيد، الارشاد، ج2، ص172.
19- محمدباقر مجلسي، مراه العقول، ج4، ص118.
20- محمدبن علي صدوق، عيون اخبار الرضا، ج1، ص248.
21- احمدبن ابي يعقوب يعقوبي، همان، ج2، ص404.
22- ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبين، ص378.
23- آل عمران:104.
24- فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ذيل آيه104آل عمران.
25- نهج البلاغه، حكمت374.
26- ابن اعثم كوفي، همان، ‌ج5، ص21؛ موفق بن احمد خوارزمي، مقتل الحسين، ج1، ص188.
27- محمدبن محمدنعمان مفيد، همان، ج2، ص170.
28- محمدباقر مجلسي، همان، ج4، ص118.
منابع:
– نهج البلاغه، ترجمه محمددشتي، قم، مشهور، 1379.
– ابن ابي الحديد، ابواحمد، شرح نهج البلاغه، تحقيق محمدابوالفضل ابراهيم، قم، كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، 1337ق.
– ابن اثير، علي بن ابي الكرم، الكامل في التاريخ، بيروت، دارصادر، 1385ق.
– ابن جوزي، سبط، ‌تذكره الخواص، قم، ‌شريف رضي، 1376.
– ابن جوزي، عبدالرحمان بن علي، المنتظم في تاريخ امم والملوك، تحقيق محمدعبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلميه، 1412ق.
– ابن سعد، محمد، الطبقات الكبري، تحقيق محمدعبدالقادر، بيروت، دارالكتب العلميه، 1410ق.
– ابن كثير، اسماعيل بن عمبر، البدايه و النهايه، بيروت، دارالفكر 1407ق.
– ابوالفرج اصفهاني، علي بن حسين، اغاني، بيروت، داراحياء التراث العربي، بي تا.
– ـــ، مقاتل الطالبين، تحقيق سيداحمدصقر، بيروت، درالمعرفه، بي تا.
– اسكافي، ابوجعفر، المعيار و الموازنه، تحقيق محمد باقر محمودي، بيروت، مؤسسه فوايد بعينواللتجليد، 1402ق.
– بلاذري، احمدبن يحيي، انساب الاشراف، تحقيق سهيل زكار و
رياض زركلي، بيروت، دارالفكر، 1417ق.
– ثقفي كوفي، ابراهيم بن محمد، الغارات، تحقيق جلال الدين حسيني ارموي، تهران، انجمن آثار ملي، 1353.
– جعفريان، رسول، تاريخ تشيع در ايران، قم، انصاريان1358.
– حموي، ياقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ط. الثانيه، بيروت، دارصادر، 1995ق.
– خرگوشي، ابوسعيد، شرف النبي، تحقيق محمدروشن، تهران، بابك1361.
– خوارزمي، موفق بن احمد، مقتل الحسين، قم، مكتبه المفيد، بي تا.
– دينوري، ابن قتيبه، الامامه و السياسه، تحقيق علي شيري، بيروت، دارالاضوا، 1410ق.
– دينوري، احمد بن داود، اخبارالطوال، تحقيق عبدالمنعم عامر، قم، منشورات رضي، 1368.
-سيوطي، جلال الدين، تاريخ الخلفاء، تحقيق شيخ قاسم سماعي رفاعي، بيروت، دارالقلم، 1406ق.
صدوق، محمدبن علي، عيون اخبار الرضا(ع)، تهران، جهان، 1378ق.
– طبرسي، ‌فضل بن حسن، ‌مجمع البيان، تهران، ‌ناصرخسرو، 1372.
– طبري، ‌محمدبن جرير، تاريخ الامم و الملوك، تحقيق محمدابوالفضل ابراهيم، ط الثانيه، بيروت، دارالتراث، 1387ق.
– طوسي، محمدبن حسن، الامالي، بي جا، دارالثقافه، 1414ق.
– كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، چ2، تهران، اسلاميه، 1362.
– كوفي، ابن اعثم، الفتوح، تحقيق علي شيري، بيروت، دارالاضواء، 1411ق.
– مجلسي، محمدباقر، مرآه العقول، تحقيق سيدهاشم رسولي محلاتي، چ2، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1404ق.
– محمودي، محمدباقر، نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1376.
– مسعودي، علي بن حسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقيق اسعد داغر، چ2، قم، دارالهجره 1409ق.
– مسكويه، ابوعلي، تجارب الامم، تحقيق ابوالقاسم امامي، ط. الثانيه، تهران، سروش1379.
– معروف الحسني، هاشم، جنبش هاي شيعي در تاريخ اسلام، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، بنياد پژوهش هاي اسلامي، 1371.
– مفيد، محمدبن محمدنعمان، الارشاد، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413ق.
– مقدسي، مطهربن طاهر، ‌البدء و التاريخ، بي جا، مكتبه الثقافه الدينيه، بي تا.
– نجفي، محمدحسن، جواهرالكلام، چ هفتم، بيروت، داراحياء التراث العربي، بي تا.
– يعقوبي، احمدبن ابي يعقوب، تاريخ يعقوبي، بيروت، دارصادر، بي تا.
منبع: علي واحدي؛نشريه معرفت، شماره 156