آراستن قبور آئمه و مساجد با طلا و نقره

شبهه

یکی از شبهاتی که هابی‌ها بر علیه شیعه طرح کرده اند آراستن قبور أئمه و مساجد با طلا  نقر ه از سوی شیعیان است. آنان می گویند این کار شیعیان بدعت است.

پاسخ شبهه

     آراستن و تزیین قبور ائمه و مساجد ربطی به مسائل اعتقادی ندارد بلكه بحث فرعی و فقهی است كه بزرگان و فقیهان هر مذهب بر طبق اصول و مبانی خودشان آن را استنباط می نمایند، لذا این مسأله در كتاب الصلاة و دیگر ابواب فقه مورد بحث قرار گرفته است. به عنوان مثال بخاری در صحیح، شیبانی در جامع الصغیر، ابن قدامه در الشرح الكبیر و علماء شیعه هر كدام در كتاب الصلاة، در بحث مربوط به مساجد این فرع را مطرح كرده و حرمت، كراهت یا جواز را برای آن اثبات نموده اند.

بررسی دیدگاه فریقین

این ادعا كه تزیین و آراستن مساجد و مشاهد مشرّفه مطلقا كار حرامی است و نیز نسبت این فعل حرام به شیعیان، ادعای محض و ناشی از جهل و بی اطلاعی است، پس لازم است هر کدام از مشاهد و مساجد از نظر فقهی و حكم تكلیفی به طور جداگانه مورد بررسی قرار داده شود:

  1. قبور ائمه -علیهم السلام- و مشاهد مشرفه: تزیین و آراستن مشاهد مشرفه و قبور ائمه -علیهم السلام- اگر چه با طلا و نقره هم باشد، هیچ حرمت و منع شرعی ندارد و در كتاب و سنت نبوی از حرمت یا كراهت این كار سخنی به میان نیامده است و چنین كاری صرفا به جهت تكریم و تعظیم و بزرگداشت مقام آنان و ابراز محبت و عشق نسبت به آنان می باشد. این همان كاری است كه رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه و آله و سلم- به عنوان اجر رسالت از مسلمانان به دستور خداوند تقاضا نموده كه فرمود: «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی»[1] (ای پیامبر به آنان بگو كه در برابر انجام رسالت، هیچ اجر و مزدی از شما طلب نمی كنم مگر دوستی و محبت اهل بیتم). در متون فریقین وارد شده كه مراد از «القربی» اهل بیت -علیهم السلام-  هستند[2]، از این‌رو شیعیان، ساختن بناء بر قبور ائمه -علیهم السلام-  جهت تسهیل در امر زیارت زائران و تعظیم، آراستن، تزئین و تطهیر آن را نوعی ابراز عشق و محبت و دوستی نسبت به اهل بیت و أداء اجر رسالت می دانند.

البته تنها دلیلی كه به عنوان مانع از جواز تزیین مشاهد مشرفة می تواند ذكر شود، اسراف است و چون تزیین به خاطر غرض عقلایی و معتدبه، یعنی تحسین و تعظیم شعائر و محبت نسبت به اهل بیت است از تحت عنوان اسراف خارج می شود.[3]

نتیجه این شد که در بین شیعیان، ائمه و اهلبیت پیامبر علیهم السلام از جایگاه و منزلت و مقام والایی برخوردارند، لذا قبور آنان به صورت رفیع و با شكوه و عظمت و مزین ساخته می شود كه در واقع این كار نوعی تعظیم و احترام و بزرگداشت مقام آنان محسوب می شود، چنانچه در دیگر بلاد و دیگر ادیان هم مرسوم است كه قبور و آرامگاه شخصیت های سیاسی و مذهبی خود را مجلل و با شكوه می سازند و یا در مكان های خاص و ویژه ای آنان را دفن می كنند كه این كار به جهت تجلیل و بزرگداشت مقام آنان است.

  1. مساجد: با مراجعه به متون فقهی فریقین، مشاهده می كنیم كه تزیین مساجد از مسائلی است كه مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در آن، اختلاف اقوال وجود دارد البته تزیین، مصادیق زیادی دارد، از جمله تزیین با طلا و نقره، رنگ زدن مساجد و… كه در ادامه به اختصار به بیان آن می پردازیم.

الف) تزیین با طلا و نقره

در مذهب شیعه، اكثر قریب به اتفاق علماء، قائل به حرمت تزیین مساجد با طلا و نقره هستند؛ از جمله شیخ طوسی در مبسوط[4]، علامه حلی در ایضاح الفوائد[5]، محقق در شرایع[6]، شهید ثانی در مسالك[7]. البته بعضی از معدود علمایی هم كه حرمت را قبول ندارند، قائل به كراهت هستند[8]، لذا مردم به تبعیت از بزرگان خود از تزیین مساجد به این صورت خود داری می كنند و در مساجد آنان چنین چیزی مرسوم نیست. از این‌رو مساجد شیعه در دنیا با طلا و نقره تزیین نشده است.

اما در مذهب اهل سنت، با وجو اینکه عباراتی در مذمت این كار بیان شده از جمله این كه پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله و سلم- فرموده است: «یأتی علی أمتی زمان یتباهون بالمساجد» یعنی روزی می آید كه امت من مساجد را وسیله ای برای تفاخر خود قرار می دهند.[9]از ابن عباس نقل شده كه: «لتزخرفنها كما زخرفت الیهود و النصاری»[10] شما مسلمانان مساجد خود را همچون یهود و نصاری زینت خواهید داد، ولی در عین حال در بین فقهای آنان عده زیادی قائل به جواز این كار شده اند، به عنوان نمونه، ابو حنیفه می گوید: «تزیین و نقش مساجد با آب طلا اشكالی ندارد»[11]، همچنین شیبانی در «جامع الصغیر[12]» و احمد العینی در «البنایه فی شرح الهدایة»[13] قائل به جواز هستند و ابن قدامه در «الشرح الكبیر»[14] قائل به كراهت شده است. نقل شده، اولین كسی كه مساجد را به این طریق تزیین می كرده ولید بن عبدالملك مروان بوده و صحابه در مقابل این كار سكوت می كردند.[15]

پس اولا شیعه تزیین مسجد را با طلا و نقره جایز نمی داند. ثانیا نمی توان به طور مطلق، ادعای حرمت كرد و ثالثا خود اهل سنت در این كار پیش قدم و قائل به جواز هستند.

ب) رنگ زدن مساجد

هیچ دلیلی بر حرمت رنگ زدن مساجد وجود ندارد و كسی قائل به عدم جواز نشده است. از عبدالله بن عمر نقل شده: مسجدی كه در زمان پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- ساخته شده بود، در زمان عثمان مورد بازسازی قرار گرفت به طوری كه دیوارها و ستون های آن منقوش و رنگ آمیزی گردید.[16] همچنین نقل شده كه عمر بن عبدالعزیز مسجدالنبی را منقش كرد و هیچ كسی او را از این كار منع نكرد.[17]

ج) تزئینات معمولی

آراستن و تزیین و طهارت و پاكیزگی مساجد درحدی كه منزلت و شرافت آن ایجاب می كند، نمی تواند كار حرام و قبیحی باشد. سیوطی در ذیل آیه 36 سوره نور نقل می كند كه: رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- به ما امر نموده كه در نزدیكی خانه های خود مساجدی بسازیم و از صنایعی بدیع در آن استفاده كنیم و آن را پاكیزه نگاه داریم.[18] همچنین ابن ابی حاتم از علمای قرن دوم هجری در ذیل این آیه «ترفع» را به معنای «تعظم» (تعظیم شود) گرفته و در تفسیر آیه می گوید: «اذن الله فی بنائها و رفعها و امر بعمارتها و تطهیرها»[19] یعنی خداوند اذن داده به ساختن مساجد و تعظیم و بزرگداشت آن و امر كرده به آبادانی و پاكیزه و طاهر نگاه داشتن آن. ابن حجر عسقلانی از ابن منیر نقل می كند: «چون كه مردم خانه های خود را با عظمت و رفیع و محكم بناء می كنند و آن را به شكل مطلوبی تزیین می كنند، پس باید چنین كاری در مساجد هم انجام شود تا اهانت و بی احترامی به آنها نباشد».[20]

تعظیم شعائر اسلامی

یكی از وظائف مهم مسلمانان تعظیم و بزرگداشت و اهمیت دادن به شعائر الهی و اسلامی است. خداوند می فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب»[21] هر كس شعائر الهی را بزرگ دارد، این كار نشانه تقوای دل هاست. در بین مسلمانان اعم از شیعه و سنی، اهمیت دادن، محترم شمردن و عظمت و شكوه دادن به مساجد یكی از شعائر محسوب می شود و به همین خاطر مسلمانان در تمام بلاد اسلامی، مساجد را به صورت مجلل و با شكوه و عظمت بنا می كنند و هر كدام بر حسب فرهنگ، آداب، رسوم، و بافت اجتماعی و سنتی خود، از نقشه ها و معماری های خاصی استفاده می نمایند. شاهد بر این مطلب مساجد رفیع، با عظمت و آراسته شده ای است كه در اكثر كشورهای اسلامی به چشم می خورد.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

[1]. شوری،23.

[2]. معجم كبیر طبرانی، دار احیاء التراث العربی، 1404، ج3، ص47 و تفسیر فخر رازی،  دار احیاء التراث العربی، ج27، ص166 و هیثمی، مجمع الزوائد، دار الكتب العربی، چاپ سوم، ج7، ص103

[3]. نجفی، محمدحسن، جواهر الكلام، دار الكتب الاسلامیه، ج14، ص90

[4].طوسی، مبسوط، مكتبة المرتضویه، چاپ سوم، ج1، ص160، كتاب الصلاة.

[5]. یوسف بن مطهر حلی، ایضاح الفوائد، اسماعیلیان، ج1، ص93، كتاب الصلاة.

[6]. محقق حلی، شرایع الاسلام، ج1، ص152، مؤسسه معارف اسلامی، كتاب الصلاة.

.[7]شهید ثانی، مسالك الافهام، مؤسسه معارف اسلامی، ج1، ص327.

[8]. شهید اول، مؤسسه نشر اسلامی، ج1، ص278، كتاب الصلاة.

.[9] احمد بن علی بن المثنی التمیمی ، مسند ابی یعلی، ج5، ص200، دارالمأمون للتراث.بی‌تا.

.[10] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج1، ص120، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ و سنن بیهقی، دار المعرفة، ج2، ص439

.[11] تفسیر قرطبی، ج12، ص266،  دار الكتاب العربی، ذیل آیه 36 نور

.[12] شیبانی، جامع الصغیر، عالم الكتب، ص 121

.[13] احمد العینی، البنایه، دار الفكر، ج2، ص562، كتاب الصلاة

[14]. ابن قدامه، الشرح الكبیر، دار الفكر، ج1، ص208

[15]. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، بیروت، دار المعرفة، ج1، ص540

[16]. صحیح بخاری، همان، ص121. و سنن بیهقی، همان، ص438

.[17] تفسیر قرطبی، همان

.[18] سیوطی، الدر المنثور، ج6، ص203،بیروت، دار الفكر، چ1، 1403ق.

.[19] ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج8، ص2605،بیروت، كتبة العصریة.

[20] فتح الباری، همان

[21] حج/32