آداب خوردنی ها و آشامیدنی ها در سنت پیامبر (ص)

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چيزى محبوبتر از اين نبودکه پيوسته در راه خدا گرسنه و ترسان باشد.

عيص بن قاسم گويد: به امام صادق (عليه السّلام) عرض کردم: حديثى از پدربزرگوارتان روايت مى شود که فرموده: هرگز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از زنان گندم سير نخورد؛آيا اين مطلب درست است؟فرمود: نه، بلکه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگز نان گندم نخورد، واز نان جو نيز هرگز سير نخورد.

يکى از پرسشهايى که آن مرد يهودى شامى از امير مؤمنان (عليه السّلام) کرد آن است که گفت: مردم پندارند که عيسى (عليه السّلام) مردى زاهد بود. على (عليه السّلام) به او فرمود : آرى، چنين بود و محمّد (صلّى اللّه عليه و آله) از همه پيامبران زاهدتر بود، زيرا آن حضرت علاوه برکنيزهايى که داشت داراى سيزده تن زن (در زمانهاى متفاوت) بود، با اين حال هيچ گاه سفره اى از نزد آن حضرت برچيده نشد که در آن طعامى باقى مانده باشد و هرگز نان گندم نخورد و از نان جو نيز سه شبانه روز پياپى سير نخورد.

على (عليه السّلام) فرمود: پيامبر پاک و پاکيزه خود را سرمشق قرار ده… که پهلويش از همه اهل دنيا لاغرتر، و شکمش از همه آنان تهى تر بود. . . با شکم خالى ازدنيا رخت بربست، و با سلامت به سراى آخرت در آمد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در حال تکيه دادن غذا نخورد مگر يک بار، آن هم پس از يادآور شدن نشست و گفت: خدايا، من بنده و پيامبر تو هستم.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از روزى که خداوند او را به پيامبرى برانگيخت تا روزى که جان او را گرفت در حال تکيه دادن غذا نخورد.

آن حضرت مانند بردگان غذا مى خورد و مانند آنان مى نشست. گفتم: چرا چنين مى کرد؟فرمود : براى فروتنى در برابر خداى بزرگ.

ابو خديجه گويد: در مجلسى که من حاضر بودم بشير دهان از امام صادق (عليه السّلام) پرسيد: آيا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در حالى که بر دست راست يا چپ تکيه کرده باشد غذا ميل مى کرد؟فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هيچ گاه در حال تکيه دادن بر دست راست يا چپ غذا ميل نمى کرد، بلکه مانند بردگان مى نشست. من گفتم: چرا چنين بود؟فرمود : براى فروتنى در برابر خداى بزرگ.

امام باقر (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) مانند بردگان غذا مى خورد و مانندآنان مى نشست. و بر زمين پست غذا مى خورد و مى خوابيد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون براى غذا خوردن مى نشست، زانوها و قدمهاى خود را جمع مى کرد آن گونه که نمازگزار دو زانو مى نشيند، با اين فرق که يکى از زانوها و قدمها را روى زانو و قدم ديگر مى نهاد، و مى فرمود: همانا من بنده ام، مانند بندگان غذا مى خورم و مانند آنان مى نشينم.

امير مؤمنان (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون بر سر سفره مى نشست مانند بندگان مى نشست و بر ران چپ خود تکيه مى کرد.

ابن عباس گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) روى زمين مى نشست، و گوسفندان رابه دست خود مى بست، و دعوت غلامان را براى خوردن نان جو مى پذيرفت.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) مانند بندگان مى نشست و دست خود را بر زمين مى نهاد و به آن تکيه مى کرد،[1] و با سه انگشت غذا مى خورد. وفرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) اين چنين غذا ميل مى کرد نه مانند جبّاران که با دو انگشت غذامى خورند.

 امام باقر (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) پس از غذا خوردن، انگشتان خودرا مى ليسيد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه انار مى خورد کسى را در آن شرکت نمى داد.

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) از هرگونه غذا ميل مى کرد، و هر غذايى را که خداوند براى او حلال کرده بود با خانواده و پيشکاران خود مى خورد، و نيز با کسانى که ايشان رادعوت مى کردند بر روى زمين و يا هرچه فرش نموده بودند مى نشست و از هرغذايى که داشتند با آنان ميل مى فرمود، مگر آنکه مهمانى براى آنان برسد که بامهمان غذا مى خورد. و بهترين غذا نزد آن حضرت غذايى بود که شرکت کنندگان درآن بيشتر باشند.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون با مردم غذا مى خوردنخستين کسى بود که دست به غذا دراز مى کرد و آخرين کسى بود که دست بر مى داشت تا مردم هم [شرم نکنند و]غذا بخورند.

على (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هنگامى که نزد قومى افطار مى کرد مى فرمود: روزه داران نزد شما افطار کردند، نيکان از غذاى شما خوردند و برگزيدگان بر شما درود فرستادند و در حق شما دعا کردند.

امير مؤمنان (عليه السّلام) فرمود: شام پيامبران پس از نماز عشا بوده است، شمانيز شام خوردن را ترک نکنيد، زيرا ترک آن باعث خرابى بدن است.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: ظرف طعامى که در آن [علاوه بر ساير غذاها]خرما باشد نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) نياوردند مگر آنکه از خرما شروع مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) ميان هر دو لقمه حمد خدا مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه خرما مى خورد هسته آن را پشت دست مى نهادسپس به سويى پرتاب مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه شير مى نوشيد مضمضه مى کرد و مى فرمود: شيرچربى دارد.

وهب بن عبد ربّه گويد: امام صادق (عليه السّلام) را ديدم خلال مى کرد، چون به ايشان نگاه کردم فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خلال مى کرد؛خلال دهان را پاکيزه مى کند .

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) با هر چه به دستش مى رسيد خلال مى کرد، مگر با برگ درخت خرما و چوب تو خالى گياهان (زيرا اينها خرد شده، مى شکند و لاى دندان مى ماند) .

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه آب مى نوشيد اول«بسم اللّه»مى گفت. و آب رامى مکيد و آن را به يک نفس نمى نوشيد، و مى فرمود: درد کبد از آب را به يک نفس خوردن حاصل مى شود.

ابن مسعود گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در هنگام خوردن آب از ظرف آن را با سه نفس مى نوشيد و در هر نفس«بسم اللّه»مى گفت، و در آخر شکر خدامى نمود.

ابن عباس گويد: ديدم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) با دو نفس آب نوشيد.

على (عليه السّلام) فرمود: بارها پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) را زير نظر گرفتم ديدم هنگام نوشيدن آب آن را با سه نفس مى نوشيد و در هر نفس«بسم اللّه»مى گفت و در آخر حمدخدا مى کرد. از سبب آن پرسيدم، فرمود: يا على، «حمد»براى اداى شکر خدا، و«بسم اللّه» براى ايمنى از درد است.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در هنگام آب خوردن در ظرف آب نفس نمى کشيد، بلکه هر وقت مى خواست نفس بکشد ظرف را از دهان دور مى داشت.

على (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون براى«استشفا»در آبى دعامى خواند ظرف را نزديک دهان مى برد و تا آنجا که خدا مى خواست به آن دعامى خواند ولى در آن آب دهان نمى انداخت.

امام باقر (عليه السّلام) فرمود: امير مؤمنان (عليه السّلام) ايستاده آب مى خورد. روزى از بقيه آب وضوى خويش در حالى که ايستاده بود نوشيد، سپس رو به امام حسن (عليه السّلام) کرد و فرمود: اى پسرکم، جدّت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) را ديدم که چنين کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خرماى نورس و پيه درخت خرما را با خرما مى خورد، و مى فرمود: شيطان ـ لعنه اللّه ـ سخت به خشم مى آيد و مى گويد: آدميزاده زنده ماند تا کهنه را با تازه خورد!

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چون گوشت مى خورد سر خود را به سوى آن پايين نمى برد، بلکه گوشت را به سوى دهان بالا مى آورد و آن را به دندان پاره مى کرد… وهرگاه گوشت مى خورد به خصوص دستهاى خويش را خوب مى شست، آن گاه دست تر را به صورت مى کشيد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هر گونه غذايى را ميل مى فرمود.

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) همه نوع غذا را مى خورد. . . و خيار را با خرما مى خورد، ومحبوبترين ميوه ها نزد آن حضرت هندوانه و انگور بود. هندوانه را با خربزه و گاه باشکر و بسيارى اوقات با خرما ميل مى کرد. . . و در فصل خرما روزه را با خرما افطار مى نمود. اکثرا انگور را دانه دانه ميل مى نمود. آن حضرت پنير هم مى خورد. . . وچون خرما مى خورد روى آن آب مى نوشيد و بيشتر خوراکش خرما و آب بود. شيرو خرما و حليم مى خورد . گوشت را از همه چيز بيشتر دوست داشت. کدو را دوست داشت به ويژه کدو حلوايى که آن را زودتر از هر چيز از سينى غذا بر مى گرفت.

گوشت مرغ و حيوانات وحشى حلال گوشت و پرندگان و نيز نان و روغن و سرکه وکاسنى و ريحان کوهى و کلم نيز ميل مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خيار را با نمک مى خورد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از گوشت پرنده شکار شده مى خورد ولى خود در پى شکار نمى رفت و به دست خود شکار نمى نمود و دوست داشت که ديگران براى آن حضرت شکار کنند و بياورند تا ميل کند.

امير مؤمنان (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از گوشت، ماهيچه دست رادوست داشت.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) عسل را بسيار دوست داشت.

سليمان بن جعفر جعفرى گويد: بر حضرت امام رضا (عليه السّلام) وارد شدم ودر برابر آن حضرت خرماى برنى بود که با جدّ و اشتهاى کامل از آن مى خورد، و به من فرمود: اى سليمان، نزديک بيا و بخور. من هم با آن حضرت از آن خوردم وعرض مى کردم: فدايت شوم، مى بينم از اين خرما با اشتهاى کامل ميل مى کنيد!فرمود: بلى، من آن را بسيار دوست دارم. گفتم: چرا؟فرمود : زيرا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله)، امير مؤمنان، امام حسن، امام حسين، امام زين العابدين، امام باقر، امام صادق و پدرم (عليهم السّلام) همه، خرما را بسيار دوست داشتند و من نيز بسيار خرما دوستم و شيعيان مانيز بسيار خرما دوست اند، زيرا از سرشت ما آفريده شده اند، و دشمنان ما ـ اى سليمان ـ شراب مست کننده را دوست دارند، زيرا آنان از شعله اى از آتش آفريده شده اند.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: غذاى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) نان جو بود ـ اگر به آن دست مى يافت ـ و حلوايش خرما، و هيزمش چوب درخت خرما بود.

امام باقر و امام صادق (عليهما السّلام) مى فرمودند: روى زمين ميوه اى نزدرسول الله (صلّى اللّه عليه و آله) محبوبتر از انار نبود. به خدا سوگند چون آن حضرت انار ميل مى کرددوست داشت کسى با او در آن شرکت نکند.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) غذاى داغ را نمى خورد تا اينکه سرد شود، و مى فرمود : خداوند به ما آتش نخورانيده است؛غذاى داغ برکت ندارد، پس آن را سرد کنيد.

آن حضرت هنگام غذا خوردن«بسم اللّه»مى گفت، و با سه انگشت و از جلوخود غذا مى خورد و از جلو کسى ديگر غذا برنمى داشت. چون غذا مى آوردند پيش از ديگران شروع مى کرد و سپس ديگران شروع مى کردند. و با سه انگشت يعنى شست و سبّابه و انگشت وسط دست غذا مى خورد، و گاه از انگشت چهارم کمک مى گرفت. گاه هم با تمام کف دست غذا مى خورد، ولى با دو انگشت غذا نمى خوردو مى فرمود: خوردن با دو انگشت راه و رسم شيطان است.

روزى اصحاب آن حضرت فالوده اى آوردند، حضرت با ايشان از آن ميل فرمود و پرسيد: اين از چه درست شده است؟ گفتند: روغن و عسل را به هم مى آميزيم و همين چيزى که مشاهده مى فرماييد به دست مى آيد. فرمود: اين غذاى پاکيزه اى است! آن حضرت نان جو الک نشده را مى خورد، و هرگز نان گندم نخورد، و از نان جو نيز سير نخورد، و تا زنده بود بر سر سفره رنگين غذا نخورد. هندوانه و خربزه وانگور مى خورد، و نيز خرما را مى خورد و هسته اش را به گوسفندان مى داد. سير وپياز و تره و عسل موم دار (که بوى بد آن در دهان باقى مى ماند) نمى خورد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگز طعامى را نکوهش نکرد، اگر دوست داشت مى خورد واگر دوست نداشت رها مى کرد، ولى بر ديگران حرام نمى نمود. ظرف غذا را با انگشت پاک مى کرد و مى فرمود: ته مانده ظرف با برکت تر است. و چون از غذاخوردن دست مى کشيد هر سه انگشت خود را با آن غذا خورده بود يکى پس از ديگرى مى ليسيد. پس از غذا دست خود را مى شست تا خوب پاک شود. و تنها غذا نمى خورد.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در اين ميان که امير مؤمنان (عليه السّلام) در رحبه کوفه باچند تن از ياران قرار داشت طبق فالوده اى براى ايشان هديه آوردند؛حضرت به ياران خود فرمود: دست دراز کنيد (و بخوريد) آنان دست دراز کردند و آن حضرت نيز دست به سوى ظرف دراز نمود، سپس دست خود را عقب کشيد و فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) را به ياد آوردم که فالوده نخورد،[2] من نيز از خوردن آن کراهت دارم.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه غذاى چرب مى خورد کمتر آب مى نوشيد.

عرض شد: يا رسول اللّه، شما کم آب مى نوشيد! فرمود: اين براى غذايم گواراتراست.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خوش مى داشت که از قدح شامى آب بنوشد، و مى فرمود: اين پاکيزه ترين ظرفهاى شماست.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از قدحهاى شيشه اى که از شام مى آوردند آب مى نوشيد، و از قدحهاى چوبين و پوستى و سفالى هم آب مى نوشيد.

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) با کف دست هم آب مى نوشيد؛آب را کف دست مى ريخت و مى فرمود: ظرفى پاکيزه تر از دست نيست.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از دهانه مشکهاى بزرگ و کوچک آب مى نوشيد، ولى در حال آب خوردن دهانه آن را به بيرون بر نمى گردانيد، و مى فرمود: اين کار آب مشک را بدبو مى کند.

از مطالبى که ابن طاوس رحمه اللّه در کتاب مهج الدعوات از کتاب زاد العابدين درباره کيفيت گرفتن آب نيسان نقل کرده معلوم مى شود که رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از آن آب استفاده مى کرده است.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) دو قوچ شاخدار ابلق (سياه و سفيد) در عيد قربان ذبح مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در روز عيد قربان دو قوچ ذبح مى کرد، يکى از طرف خود و ديگرى از طرف [نيازمندان ]امت خود.

ملحقات

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: ما قومى هستيم که تا گرسنه نشويم غذا نمى خوريم، و چون غذا خورديم سير نمى خوريم.

ابن عباس گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) بسا چند شب پياپى گرسنه مى ماند و شامى براى خود و خانواده اش نمى يافت، و عمده خوراکش نان جو بود.

عايشه گويد: سوگند به خدايى که محمّد (صلّى اللّه عليه و آله) را به حق برانگيخت ماالک نداشتيم [که آرد را الک کنيم و نان الک کرده بخوريم] و آن حضرت از روزى که خداوند او را مبعوث فرمود تا روزى که از دنيا رفت هرگز نانى که آرد آن را الک کرده باشند ميل نفرمود .

انس گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از غذايى که بر طبق و مجمعه نهاده شده بود نخورد، و نيز از نان سبوس گرفته (که نان اشرافى آن روز بوده) نخورد. از اوپرسيدند: آنان غذا را بر روى چه مى خوردند؟گفت: بر سر سفره.

عايشه گويد: هرگز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) شکم را از سيرى پر نکرد.

امام باقر (عليه السّلام) به محمّد بن مسلم فرمود: اى محمّد، شايد پندارى که رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از روزى که خداوند او را مبعوث نمود تا روزى که او را قبض روح فرمود کسى آن حضرت را ـ اگر چه يک بار ـ ديده باشد که در حال تکيه دادن غذاخورده باشد؟اى محمّد، شايد گمان کنى که رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) از روزى که خداوند اورا مبعوث نمود تا روزى که او را قبض روح فرمود سه روز پياپى از نان گندم سير خورده باشد؟

آن گاه حضرت پاسخ خود را چنين داد: نه، به خدا سوگند تا روزى که خداوند جان او را قبض نمود سه روز پياپى از نان گندم سير نخورد. البته نمى گويم آن حضرت دسترسى به آن نداشت، بلکه گاهى به يک مرد صد شتر مى بخشيد؛و اگرمى خواست بخورد حتما مى توانست . همانا جبرئيل سه بار کليد گنجهاى زمين را نزد آن حضرت آورد و او را در انتخاب آن مخيّر ساخت بدون آنکه خداوند چيزى از پاداش اخرويى که براى او آماده ساخته بکاهد، ولى او در هر بار تواضع و فروتنى در برابر پروردگارش را [بر تمام گنجهاى زمين] بر مى گزيد. هرگز چيزى از او درخواست نشد که در پاسخ «نه» بگويد. اگر داشت مى بخشيد، و اگر نداشت مى فرمود : به خواست خدا انجام خواهد شد.

على (عليه السّلام) فرمود: پيامبر گرامى (صلّى اللّه عليه و آله) هرگز سه روز پياپى از نان گندم سير نخورد تا به رحمت الهى پيوست.

ابو هريره گويد: هرگز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) و خانواده او تا هنگام رحلت آن حضرت سه روز پياپى از نان گندم سير نخوردند.

عايشه گويد: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) تا دم مرگ نشد که سه روز پياپى از طعام سير شده باشد، و اگر مى خواست مى توانست خود را سير کند، ولى گرسنگان ديگر رابر خود مقدم مى داشت.

هيچ گاه دو رنگ غذا در يک لقمه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) جمع نشد، اگر گوشت بود نان نداشت، و اگر نان بود گوشت نداشت.

هيچ گاه دو نوع غذا نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) جمع نشد مگر آنکه يکى را خود خورد و ديگرى را صدقه داد.

ابن خولى ظرفى براى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) آورد که در آن شير و عسل ريخته بود. آن حضرت از خوردن آن خوددارى کرد و فرمود: دو نوع نوشيدنى دريک جا، و دو ظرف (دو نوع) غذا در يک ظرف؟! پس، از خوردن آن خوددارى نمود، سپس فرمود: آن را حرام نمى کنم، ولى دوست ندارم در دنيا فخر و مباهات کنم و در فرداى قيامت به خاطر بهره مندى بيش از حد از دنيا حساب پس بدهم. من فروتنى را دوست دارم، زيرا هر که براى خدا فروتنى کند خدايش سربلند گرداند.

على (عليه السّلام) در هنگام شهادت به دخترش امّ کلثوم (عليها السّلام) فرمود: من مى خواهم از برادر و پسر عمويم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) پيروى کنم که تا زنده بود هيچ گاه دو نوع غذا براى او در طبقى نياوردند.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) تا آنجا که ممکن بود به تنهايى غذا نمى خورد.

على (عليه السّلام) در سفارشاتش به کميل بن زياد فرمود: اى کميل، در کيفيت غذاى خود زياد دقت مکن، زيرا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خيلى در کيفيت غذا دقت نمى کرد.

از امام صادق (عليه السّلام) پرسيدند: آيا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) به خانواده خود غذاى باب ميل و مطبوعشان را مى داد؟فرمود: آرى، زيرا هرگاه نفس آدمى غذاى مطبوع خود را بيابد به آن قانع شده، آن غذا موجب رشد گوشت و چاقى وى مى گردد.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) کاسه غذا را [با انگشت ] مى ليسيد .

امام حسن مجتبى (عليه السّلام) فرمود: دوازده خصلت است که سزاوار است هرمسلمانى آنها را براى غذا خوردن فرا بگيرد، چهار تاى آنها واجب، چهار تا سنّت وچهار تاى ديگر آداب است. . . امّا آنچه سنّت است عبارت است از: بر پاى چپ نشستن، با سه انگشت غذا خوردن و از جلوى خود لقمه برگرفتن[3]

 در حديث سنّت طعام آمده است: شستن دستها پيش از غذا و بعد ازغذا سنّت است.

پيامبر گرامى (صلّى اللّه عليه و آله) هنگام غذا خوردن به کسى که پيش روى آن حضرت بود لقمه تعارف مى کرد، و هنگام آب نوشيدن به کسى که در سمت راست او بودآب را تعارف مى نمود .

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در حال ايستاده و بسا در حال سواره آب مى نوشيد . وبسا ايستاده از مشگ و کوزه يا هر ظرف ديگر و گاه با دستهاى مبارکش آب مى نوشيد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) با سه نفس آب مى نوشيد، و هر بار در اول«بسم اللّه»ودر آخر«الحمد للّه»مى گفت. بعد از نفس اول مى گفت: «الحمد للّه»، و بعد از نفس دوم مى گفت : «الحمد للّه ربّ العالمين»، و بعد از نفس سوم مى گفت: «الحمد للّه ربّ العالمين، الرحمن الرحيم».

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگاه آب مى نوشيد مى گفت: الحمد للّه الّذى لم يجعله اجاجا بذنوبنا، و جعله عذبا فراتا بنعمته «سپاس خدايى را که آن را در اثر گناهان ما تلخ نکرد، و به واسطه نعمت خود آن را شيرين و گوارا قرار داد».

پيامبر گرامى (صلّى اللّه عليه و آله) چون قسمتى از لقمه اش را مى خورد مى گفت: اللّهمّ لک الحمد، اطعمت و سقيت و ارويت، فلک الحمد غير مکفور و لا مودّع و لا مستغنى عنک «خداوندا، تو را سپاس که اطعام کردى و نوشاندى و سيراب نمودى، پس تو را سپاس بى آنکه تو را ناسپاسى کنيم و دست از تو باز داريم و خودرا از تو بى نياز شماريم. »

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: سرکه خوب خورشى است. خدايا، سرکه را بر ما مبارک گردان، زيرا که آن خورش پيامبران پيش از من بوده است.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: محبوبترين خورشها نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) سرکه و زيتون بود، و مى فرمود: اينها خوراک پيامبران (عليهم السّلام) است.

على (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) گوشت کليه (قلوه) هاى حيوان رانمى خورد، بدون آنکه آن را بر ديگران حرام کند، و مى فرمود: به خاطر اينکه کليه هابه بول حيوانات نزديک است.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: از سوى انصار يک سينى بزرگ برنج خدمت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هديه آوردند، آن حضرت سلمان و مقداد و ابوذر (رضى اللّه عنهم) را هم دعوت کرد و آنان کمى خوردند و زود دست کشيدند، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود : شما که چيزى نخورديد!سپس فرمود: از شما آن کس که بيشتر ما را دوست داردبيشتر نزد ما غذا مى خورد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: اگر مؤمنى مرا براى خوردن سردست و پاچه گوسفندى دعوت کند مى پذيرم، و اين خود از دين محسوب است. و اگر مشرک يامنافقى مرا براى خوردن شترى که نحر کرده دعوت کند نمى پذيرم، و اين نيز از دين محسوب است. خداوند عطا و غذاى مشرکان و منافقان را براى من نخواسته است.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هنگام غذا خوردن کفشهاى خود را در آوريد، زيرا که اين کار سنّت خوبى است و پاها را راحتى مى بخشد.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) گوشت ماهيچه و سردست رادوست داشت و گوشت ران را دوست نمى داشت، زيرا اين قسمت به محل بول حيوان نزديک است .

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگز طعامى را نکوهش نکرد، اگر ميل داشت مى خورد و گرنه ترک مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) غذا را فوت نمى کرد، و در ظرف آب هم نمى دميد.

سرکه و سبزى بر سر سفره از سنّت است.

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: مقدارى حلواى روغن و خرما خدمت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) آوردند، آن حضرت ميل نکرد، عرض شد: آيا خوردن آن را حرام مى دانيد؟ فرمود: نه، ولى خوش ندارم نفسم به اينها تمايل يابد، سپس اين آيه راتلاوت فرمود: «شما از خوبيها و خوشيهاى خود در زندگانى دنياتان بهره مند شديد… ».[4]

رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) ظرف غذا را براى گربه کج نگاه مى داشت [تا حيوان بتواند راحت از آن بخورد].

امام صادق (عليه السّلام) با پنج انگشت غذا مى خورد و مى فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) اين گونه غذا مى خورد نه آن گونه که جبّاران [با دو انگشت ]مى خورند.

على (عليه السّلام) فرمود: ما کشمش و خرما را براى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در ظرف آب خيس مى کرديم، در روزهاى اول و دوم از آن ميل مى کرد، و چون رنگ آن بر مى گشت دستور مى داد آن را دور بريزند.

منبع: سنن النبى،علامه سيد محمدحسين طباطبائى

پاورقى‌:

[1] . از اين جمله روشن مى شود که مسأله تکيه نکردن رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در حال غذا خوردن غير از تکيه دادن بر دست بر روى زمين است، بلکه مراد تکيه نکردن بر پشتى و بالش و امثال آن است چنانکه رسم پادشاهان و ساير متکبران است. شاهد اين مطلب فرمايش امام صادق (عليه السّلام) است که به شخصى که آن حضرت را از تکيه دادن بر دست در حال غذا خوردن نهى کرد، در بار سوم فرمود: به خدا سوگندرسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) هرگز از چنين چيزى نهى نکرده است. (مؤلف)

[2] . از روايات ديگرى بر مى آيد که رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فالوده ميل کرد ولى بسيار اندک، و شايد مراد اين حديث همين باشد.

[3] . و در نقل ديگر آمده است: «شستن دست پيش از غذا. . . و ليسيدن انگشتان پس از غذا» ـ (مؤلف) .

[4] . احقاف/ .20