آثار و خصوصیات مخلصین در قرآن

به نص و تصریح آیات قرآن کریم، مخلَصین داراى آثار و خصوصیاتى هستند که دیگران از آن نصیبى ندارند.

اول : آنکه به نص کریمه قرآنیه، دیگر شیطان را بهیچوجه من الوجوه بر ایشان تسلط و اقتدارى نیست. «فَبِعِزَّتِکَ لاَ غْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ؛ پس به عزت تو سوگند که بى تردید همه شان را گمراه خواهم کرد. مگر آن بندگان خالص تو از میان آنها» (آیه ۸۳ و ۸۲ سوره ص). بدیهى است که این استثناء تشریعى نیست، بلکه بواسطه اقتدار ذاتى مخلَصین در مقام توحید، دیگر براى شیطان قدرتى نبوده، و به علت ضعف و ناتوانى خود نمى تواند در این مرحله به آنان دست یابد. باری، چون مخلَصین خود را براى خدا خالص نموده، به هر چیزى که مینگرند، خدا را مى بینند و شیطان به هر قسم و کیفیتى بر ایشان ظهور کند آنان با نظر الهى در آن چیز مینگرند و استفاده الهیه مى کنند؛ لذا شیطان از اول امر، نزد این طائفه اعتراف به عجز و مسکنت خود نموده و سپر مى اندازد؛ وگرنه شیطان ذاتش براى اغواء بنى آدم است و کسى نیست که بخواهد به کسى ترحم نموده و دست از إضلال او بردارد.

دوم : این طائفه از محاسبه محشر آفاقى و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند. در قرآن کریم است: «وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّمَـ’وَ ‘تِ وَ مَن فِى الاْ رْضِ إِلاَّ مَن شَآءَ اللَهُ؛ و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بى جان افتد، مگر کسى که خدا بخواهد» (زمر/۶۸). چون این آیه با آیه شریفه «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ قطعا آنها از احضار شدگانند. مگر بندگان خالص شده خدا» (صافات/ ۱۲۷ و ۱۲۸) ضمیمه گردد معلوم میشود که این طائفه که از صعقه قیامت در امانند، عبارتند از بندگان مُخلَص خدا. زیرا آنان بواسطه مراقبت و ریاضات شرعیه در جهاد انفسیه کشته شده و به حیات ابدى پیوسته اند و از قیامت عظماى انفسیه عبور کرده اند؛ و در دوران مجاهده به حساب آنان رسیدگى شده و حال بواسطه قتل فى سبیل الله در نزد خداى خود به خلعت حیات ابدى مخلع و از روزى هاى خاصه خزانه ربوبى متنعمند. «قالَ عَزَّ مِن قآئِل: وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللَهِ أَمْوَ ‘ تَـا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ و کسانى که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند» (آیه ۱۶۹ سوره آل عمران). علاوه بر این میدانیم که احضار، فرع بر عدم حضور است؛ و بندگان مخلَص خدا قبل از پیدایش طلیعه قیامت در همه جا حاضر بوده و بر همه احوال مطلع بوده اند چون میفرماید: «عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».

سوم : آنچه از پاداش و ثواب به هرکس برسد و در روز قیامت به او عطا شود، در مقابل عمل او خواهد بود، مگر این صنف از بندگان که کرامت الهیه بر ایشان ماوراء طور و پاداش عمل است. «وَ مَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ* إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ و جز در برابر آنچه مى کردید جزا نمى یابید. مگر بندگان خالص شده خدا» (آیه ۴۰ سوره صافات). و اگر گفته شود که مفاد این آیه آنستکه گروه معذبین طبق اعمالشان به پاداش میرسند مگر بندگان نیک خدا که براى ایشان جزا در مقابل عمل نبوده، بلکه پروردگار منان با ایشان به فضل و کرم خود جزا خواهد داد؛ در پاسخ میگوئیم: مفاد آیه مطلق بوده و مخاطب آن اختصاصى به گروه معذبین ندارد. علاوه آنکه جزاى بندگان به فضل و کرم، منافات با جزا در مقابل عمل ندارد. چه معناى فضل اینستکه در مقابل عمل کوچک، پروردگار منان جزاى بزرگ عنایت میفرماید و در واقع عمل کوچک را بزرگ مى شمارد ولى با این همه باز جزا در مقابل عمل واقع گردیده است. در حالیکه مفاد کریمه شریفه غیر از این است. مفاد آیه اینستکه به بندگان مخلَص خدا، پاداش اصلاً در مقابل عمل داده نمى شود. و نیز در آیه دیگر میفرماید: «لَهُم مَا یَشَآءُونَ فِیهَا وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ؛ برایشان هرچه بخواهند در آن جا موجود است و نزد ما بیشتر نیز هست» (آیه ۳۵ سوره ق) براى این گروه هر چه اراده و مشیت آنان تعلق گیرد خواهد بود؛ و در نزد ما نیز چیزى زیاده از مقدار اراده و مشیت آنان براى آنها خواهد بود. پس معلوم میشود که از کرامات الهیه چیزهائى که فوق اراده و مشیت و بالاتر از سطح فکر و میزان طیران مرغ اختیار و اراده آنها است داده خواهد شد؛ و این نکته شایان دقت و قابل توجه است.

چهارم : آنان داراى مقامى منیع و منصبى رفیع و مرتبه اى عظیمند که بتوانند حمد و سپاس ذات احدیت و ثناى الهى را کما هُو حَقه (همانطور که سزاوار آن ذات اقدس است ) بجا آورند. «قالَ عزَّوجلَّ: سُبْحَـ’نَ اللَهِ عَمَّا یَصِفُونَ * إِلاَّ عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِینَ؛ خدا منزه است از آنچه توصیف مى کنند. مگر بندگان خالص شده خدا» (آیه ۱۶۰ و ۱۵۹ سوره صافات) و این غایت کمال مخلوق و نهایت منصب ممکن است.

این چهار مزیت را ما در رساله خود که به نام «لُبّ اللُباب در سیر و سلوک اُولى الالباب » میباشد و از تقریرات درس عرفانى حضرت علامه طباطبائى مُدظله العالى است بیان کرده ایم و در اینجا بمناسبت ذکر نمودیم.

منبع:کتاب معاد شناسى جلد ۴، صفحه ۲۰۷ تا ۲۱۰